تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
برای خدا  بخند


این روزهای آخر عمرت بیا بخند

اصلا برای من نه برای خدا  بخند

گفتی که گریه هات مرا میکشد علی

یا گریه میکنم سر سجاده یا بخند

گفتی بلند شو به سوی مسجدت برو

اینگونه که نمیروم اول شما بخند

باشد قبول رو زدن من قبول نیست

پس لا اقل به خاطر این بچه ها بخند

اصلا بنا شد اگر خنده ای کنی

این سینه ات شکسته فقط بی صدا بخند

وقتی خداست منتظر خیر مقدمت

خوشحال باش گریه چرا ؟غصه چرا ؟غم چرا؟ بخند
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :