تبلیغات
مــاه ولــاء - شمع را کشته شرر بر پر پروانه زدند
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شمع را کشته شرر بر پر پروانه زدند


آن گروهی که می از ساغر بیگانه زدند

پشت پا بر حرم و حرمت خم خانه زدند

سینه پر کینه شد از واقعه خم غدیر

کز ستم آتش کین بر در آن خانه زدند

آه از توطئه رهبر پیمان شکنان

که به فرموده او سنگ به پیمانه زدند

***

من نگویم که چه رخ داده ولی می دانم

شمع را کشته شرر بر پر پروانه زدند

سینه را میخ در خانه درید از اثرش

تیر غم بر جگر ساقی میخانه زدند

بلبل از سوز جگر نعره کشید از غم گل

تا که بر صورت گل سیلی خصمانه زدند

تا نبی رفت علی شد زستم خانه نشین

خنده شوق برآن همت مردانه زدند

گفت(ژولیده) که درذم عدو حافظ گفت

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر