صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیدى چه حالى در نمازم بود اَسْما؟!


امشب به نخل آرزویم برگ پیداست

بر چهره زردم نشان مرگ پیداست

امشب مرا در بستر خود واگذارید

بیمار بیت وحى را، تنها گذارید

دوران هجرم رو به اتمامست امشب

خورشید عمرم بر لب بامست امشب

چون روز آخر بود، كارِ خانه كردم

گیسوى فرزندان خود را شانه كردم

***

دیدى چه حالى در نمازم بود اَسما؟!

این آخرین راز و نیازم بود، اَسما!

آخر نگاه خویش را، سویم بیفكن

مى خوابم اینك، پرده بر رویم بیفكن

***
دیدى اگر خامش به بستر خفته ام من

راحت شدم، پیش پیمبر رفته ام من!

شب ها برایم بزم اشك و غم بگیرید

در خانه آتش زده، ماتم بگیرید!

از من بگو با زینب آزاده من

برچیده نگذارد شود سجّاده من

من رفتم امّا، یادگارم ـ زینب ـ این جاست

 روح مناجات و دعایم، هر شب این جاست




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر