تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
بهشت هشتم: موضوعات مطروحه در خطبۀ غدیریه
در ماجرای غدیر خم موضوعات جدیدی وجود دارد که می‌توان گفت که به دلیل وجود آن‌ موضوعات است که روز غدیر خم اهمیت پیدا نموده تا آنجا که غدیر خم به عنوان عید در نظر گرفته می‌شود. اکنون می‌خواهیم نگاهی اجمالی به این موضوعات داشته باشیم:

پیش از ماجرای غدیر، موضوع «دعوت به ولایت امیرالمؤمنین(ع)» مطرح بود و رسول الله(ص) پیوسته مردم را به ولایت ایشان دعوت می‌کرد. اما در روز غدیر خم «ولایتِ امیرالمؤمنین(ع) اقامه» می‌شود(1) و این ماجرای بسیار مهمی است. در این ارتباط شایسته است که انسان بیشتر به ماجرای اقامه‌ی ولایت، بپردازد و از خود سئوال نماید که چرا باید ولایت اقامه شود؟ و اساساً چه نیازی به اقامه‌ی ولایت وجود دارد؟ چه تفاوتی میان تبلیغ ولایت و اقامه‌ی ولایت وجود دارد؟ یکی از موضوعاتی که باعث آشکار شدن مشکل میان شیعیان و اهل سنت می‌شود، همین موضوع است. اهل سنت علیرغم اکراهشان می‌گویند که روز غدیر روز دعوت بوده‌ است و کار رسول الله(ص) در روز غدیر خم فقط این بود که مردم را دعوت به امیرالمؤمنین کردند. در پاسخ باید به ایشان گفته شود که در غدیر خم، اقامه‌ی ولایت صورت گرفته است. دعوت به ولایت امیرالمؤمنین موضوع جدیدی نبوده بلکه از همان روز اولی که رسول الله(ص) با مردم صحبت نمودند، ایشان را به امیرالمؤمنین(ع) دعوت کردند. از اولین روز دعوت علنی در «یوم الانذار» که پیامبر نزدیکان خویش را فرا می‌خواند، ایشان را به ولایت و امامت و وصایت و... امیرالمؤمنین(ع) دعوت می‌کند(2). ولی در روز غدیرخم ما تحریص به ولایت داریم و این یک چیز دیگری است.

موضوع دیگر، پس از اقامه‌ی ولایت، موضوع تجدید عهد است. موضوع دیگر تحویل ارث انبیاء(ع) به علی بن ابیطالب(ع) است. یکی دیگر از کارهایی که در روز غدیر انجام شده این بود که رسول الله(ص) از جانب خداوند مأمور شدن تا تمام ارث و علوم انبیاء(ع) را به امیرالمؤمنین(ع) تحویل دهند(3).  این‌ها موضوعاتی است که پیش از آن به این صورت مطرح نبوده است و دلایلی است که باعث قیمتی شدن ماجرای غدیر می‌گردد و می‌توان در اثبات پراهمیت بودن غدیر، از آن‌ها استفاده نمود. باید عنایت داشت که اگر در روز غدیر خم این چند موضوع یعنی اقامه‌ی ولایت، تجدید عهد و میثاق، تحویل علم و ارث انبیاء(ع) و ... انجام نمی‌گردید، اکمال دین و اتمام نعمت نیز واقع نمی‌شد زیرا اینها به یکدیگر وابسته است، یعنی باید در روز غدیر و در خلال آن چند ساعت، تمام این ماجراها واقع می‌شد.

شاید بعضی از افراد گمان کنند که اهمیت غدیر به خاطر حضور جمعیت کثیر آن روز است اما باید دانست که رمز قیمتی شدن غدیر با بسیاری از مواردی که برای عموم جلوه می‌کند از جمله کم و یا زیاد بودن جمعیت، ارتباطی ندارد و در این ماجرا، مقوله‌ی جمعیت و تعداد افراد اصلاً اهمیت ندارد. حتی اگر ماجرای غدیر در یک جمعیت 40  نفری صورت می‌گرفت، باز هم باید عید گرفته می‌شد. ماجرای غدیر یک ماجرای جدید است و کمیّت افراد در آنجا اهمیتی ندارد. اگر رسول خدا(ص) جمعیت زیادی را دعوت نمودند به خاطر این بود که ایشان شاهد ماجرا باشند. رسول الله(ص) تا قبل از غدیر خم، بارها به عناوین مختلف مردم را به علی بن ابیطالب(ع) دعوت کردند. یک بار به عنوان امام، یک بار به عنوان ولیّ، یک بار به عنوان امیر، یک بار به عنوان خلیفه و  به صورت‌های دیگر؛ اما نکته‌ی حایز اهمیّت این است که آن دعوت‌ها، دعوت به «یک امیرالمؤمنینی» بود که هنوز «اقامه» نشده است، اما در روز غدیر مردم به یک امیرالمؤمنینی دعوت می‌شوند که اقامه گردیده است. و این دو بسیار با هم تفاوت دارد.

برای توضیح بیشتر خوب است مثال رهبر معظم انقلاب را به صورتی دیگر مطرح کنیم: تصور کنید که دو سال قبل از رحلت امام خمینی(ره) است. فرض کنید که 10 نفر در نزد ایشان حضور دارند. امام(ره) درباره‌ی رهبر معظم انقلاب صحبت می‌کنند و می‌فرمایند: «ایشان برای ولایت فقیه فرد خوب و مناسبی هستند. خوب است شما بعد از من ایشان را قبول کنید». سپس آن افراد در آن جلسه‌ی خصوصی، با ایشان بیعت کنند. در این صورت آنها با کسی بیعت نموده‌اند که هنوز ولی فقیه نشده است. هر چند که ایشان شایستگی‌ آن منصب را دارند و در بین آن 10 نفر نیز معرفی شده‌اند، اما هنوز ولیِّ فقیه نیستند. این دعوت کردن و حتی این بیعت گرفتن، بیعت قبل از نصب و قبل از اقامه است. اما زمانی که امام خمینی(ره) به رحمت خدا رفتند و رهبر معظم انقلاب، ولی فقیه شدند. تمام آن افراد باید دوباره بیایند و با ایشان بیعت کنند. حتی اگر آن افراد در پیش از آن، چند بار با رهبر معظم انقلاب بیعت نموده باشند، باز هم باید بیایند و مجدداً بیعت نمایند، زیرا بیعت‌های گذشته‌ی آنها، بیعتِ پیش از نصب و بیعتِ پیش از اقامه بود. اینک ماجرا بسیار تفاوت نموده و ایشان دیگر ولیِّ فقیه هستند. ماجرای غدیر خم نیز مشابه این ماجراست. این عهدی که رسول الله(ص) در روز غدیر از مسلمان‌ها گرفتند، «عهدِ پس از اقامه» است.

پس از اینکه رسول الله(ص)، امیرالمؤمنین(ع) را به ولایت منصوب می‌کنند، ابتدا از تمام مردم می‌خواهند که با ایشان بیعت نمایند. سپس خطاب به مردم می‌فرمایند که از این پس ایشان به عنوان ولیّ منصوب شدند و به عنوان ولیّ و امیرالمؤمنین، رفتارهایی را از خود نشان خواهند داد. شما مردم نیز باید در قبال کارهای ایشان، رفتارهایی داشته باشید(4). اولین رفتارتان باید حرف شنوی از ایشان باشد، «اِسمَعُوا». دومین رفتار شما باید اطاعت از ایشان باشد، «اَطیعُوا». «هر چه ایشان بفرماید، انجام دهید. اگر ایشان نشست، شما نیز بنشینید؛ اگر ایشان برخاست، شما نیز برخیزید؛ اگر ایشان حرکت کرد، شما نیز حرکت کنید و ...». مصادیق این نوع از کلام رسول الله(ص) را می‌توان در خطبه‌ی غدیریه مشاهده نمود. اگر ما عید غدیر را عید می‌دانیم به خاطر این است که چنین مقولاتی در آن وجود دارد و بسیار جایگاه دارد که به خاطر این موضوعات، روز غدیر، عید باشد و بلکه از بزرگترین اعیاد شمرده شود.

از نکات جالبی که در خطبه‌ی غدیریه مطرح گردیده این است که خداوند هیچ یک از انبیاء و رسل(ع) را پیش از آنکه دین را برای‌ ایشان کامل کند، قبض روح نمی‌فرماید و جان ایشان را نمی‌گیرد(5). بر اساس این خطبه انسان می‌آموزد که تا زمانی که برنامه‌ی یک رسول کامل نشود، خداوند او را از دنیا نخواهد برد. این مطلب حاکی از آن است که همانگونه که در نظام الهی همه چیز دارای برنامه و حساب و کتاب می‌باشد، زندگی رسولان و خوبان عالم نیز دارای برنامه بوده و نظام دارد و مادامی که برنامه‌ی ایشان به اتمام نرسیده باشد، عمر ایشان تمام نخواهد شد. این نکته بسیار مهم و کلیدی‌ است و رسول الله(ص) نیز در «فراز م4 و م5»(6) و همچنین در «فراز م31» از خطبه‌ی غدیریه، در این زمینه صحبت می‌کنند. یعنی ایشان در مدینه و در عرفات از این مطلب سخن به میان می‌آورند. وقتی انسان به لطف خداوند به چنین مطلب مهمی دست می‌یابد، احساس می‌کند که بسیاری از مطالب برای او روشن شده و نوع تفکرش اصلاح می‌شود.

اکنون با بیان این مطلب به سراغ خود رسول الله(ص) می‌رویم. سال دهم هجرت است و رسول الله(ص) به مکه رفته‌اند تا مراسم حجة الوداع را از عرفات شروع کنند و برای اولین و آخرین بار حج را به صورت کامل به جا بیاورند و تعلیم دهند. هنگامی که به عرفات می‌رسند، آیه‌ی سوم سوره‌ی مائده نازل می‌شود. خداوند می‌فرماید: «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ دینِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‌ وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً فَمَنِ اضْطُرَّ فی‌ مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ». ایشان در عرفات مراسم را به جا می‌آورند. در عرفات، جبرئیل از سوی خداوند می‌آید و خطاب به رسول الله(ص) می‌فرماید: خداوند موضوع ولایت را به گونه‌ی بسیار خوبی پرداخت فرموده، شما موضوع ولایت را مطرح کنید. برای بار دوم جبرئیل در مسجد خیف و برای بار سوم در کَراعُ الغَمیم می‌آید و می‌فرماید: خداوند امر فرموده که ولایت علی بن ابیطالب(ع) را مطرح کنید. این ماجرا در فراز م21 تا م61 خطبه‌ی غدیریه مطرح شده و می‌توان در این فرازها آن را مشاهده نمود. رسول الله(ص) از کفر مردم و عدم پذیرش ولایت امیرالمؤمنین(ع) ابراز نگرانی می‌کنند و برای نگرانی خود دلایلی را بیان می‌کنند و از جمله کم بودن تعداد مؤمنین و زیاد بودن تعداد منافقین را مطرح می‌فرمایند و سپس از خدا درخواست عصمت می‌کنند. یک نکته‌ی جالب این است که علیرغم اینکه یکی از موارد حساس تاریخ که بحث «عصمت» در آن مطرح می‌شود، بحث ماجرای قبل از غدیر خم است، با این وجود ما هیچ‌گاه در بحث «عصمت»، سخنی از خطبه‌ی غدیریه به زبان نمی‌آوریم و این خطبه را مطرح نمی‌کنیم، درحالی که باید محور بحث «عصمت» در ماجرای غدیر باشد. اهمیّت موضوع «عصمت» در این ماجرا به حدّی است که در خلال آن، شخص بزرگواری مانند رسول الله(ص) سه ار از خداوند درخواست «عصمت» می‌کنند و ما مشابه این موضوع را در هیچ جای دیگری نداریم. ما همیشه بحث «عصمت» را در موضوع «عصمت از گناه  و اشتباه» مطرح می‌کنیم، در حالی که در اینجا رسول الله(ص) از نداشتن امنیت از دست مردم سخن می‌گویند و می‌فرمایند: « خدایا! من از دست مردم ایمن نیستم. به من عصمت عطا کن». این ماجرا سه بار ادامه پیدا می‌کند تا در روز غدیر و زمانی که 5 ساعت از روز گذشته، با نزول آیه‌ی 67 سوره‌ی مائده یعنی: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرینَ»، حکم عصمت از جانب خداوند می‌آید(7).

مشاهده می‌شود که رسول الله(ص) در ماجرای غدیر، «20 رفتار» از خود نشان دادند و به خاطر این «20 رفتار» است که گفته می‌شود، روز غدیر خم باید به عنوان بزرگ‌ترین عید مطرح باشد. این رفتارها را می‌توان از میان فرمایشات رسول الله(ص) در خطبه‌ی غدیریه استخراج نمود. اکنون به برخی از این رفتارها که در فرازهای مختلف این خطبه مطرح گردیده، اشاره خواهیم داشت. اولین رفتار ایشان «ادای وظیفه» است. ایشان در فراز 188  می‌فرمایند: «خدایا! من «ادای وظیفه» کردم، سپس «ابلاغ کردم» و «توضیح دادم» و «گفتم» و برای ایشان «تبیین کردم». سپس ایشان فضایل علی بن ابیطالب(ع) را مطرح می‌کنند، یعنی بخشی‌ از «بَلِّغْ» بیان فضایل مختلفی از امیرالمؤمنین(ع) است. پس از ذکر فضائل می‌فرمایند: «همه‌ی شما باید تصدیق کنید! زود باشید! همه‌ تصدیق کنید!»، یعنی یکی از موضوعات «دعوت به تصدیق فضائل اهل بیت(ع)» است. سپس و بعد از اینکه تصدیق کردند، می‌فرمایند: «اکنون همه‌ی شما قول دهید که حرف ایشان را گوش دهید»، «با ایشان باشید»، یعنی «دعوت به موالات علی(ع)» می‌نمایند. در قسمت بعد می‌فرمایند: «نکند کسی با ایشان دشمنی کند، نکند کسی با ایشان مخالفت کند. اگر کسی با ایشان مخالفت کند، خداوند در دنیا و آخرت به شدیدترین وجه با او رفتار می‌کند». آنگاه می‌فرمایند: «خدایا! من به مردم شنواندم، خدایا! من به ایشان تفهیم کردم». سپس می‌فرمایند:

«علی بن ابیطالب(ع) را به عنوان علَم در میان شما قرار می‌دهم». علَم معنا دارد، عَلَم نشان دهنده‌ی آن موقعیت و جایگاهی است که همه باید به سمت آن بروند. در یک کاروان حج، یا کاروان عتبات عالیات، مسئول کاروان عَلَمی را به دست یک فرد می‌دهد و زمانی که ازدحام می‌شود و مردم در لابه‌لای جمعیت گم می‌شوند، آن کسی که پرچم دارد، پرچم را بر زمین می‌زند و یا بالای سر می‌گیرد تا به این وسیله به تمام کاروانیان بفهماند که بیایند و در آنجا جمع شوند. به عبارت دیگر، علَم به نوعی، نشانی و آدرس است. عَلَم آن جایگاه و موقعیتی است که همه باید به دور او جمع شوند تا از مسیر کاروان منحرف نشوند و از گمراهی، تفرقه و پراکندگی، سردرگمی و سرگردانی نجات پیدا کنند. در خطبه‌ی غدیریه 4 بار این موضوع مطرح شده است، یعنی علی بن ابیطالب(ع)، 4 بار به عنوان عَلَم، اقامه شده‌اند. موضوع اقامه‌ی علَم، با معرفی علَم تفاوت دارد. در غدیر ماجرای اقامه‌ی علَم صورت می‌گیرد و این‌گونه نیست که صرفاً عَلَم معرفی گردد. سپس رسول الله(ص) درباره‌ی علی بن ابیطالب(ع) از مردم اقرار می‌گیرند و عهد و میثاق و بیعتی که مردم در عالَم ذر با ایشان داشته‌اند را یادآوری می‌کنند(8). آنگاه می‌فرمایند: مردم! با علی بن ابیطالب(ع) بیعت کنید. این بیعتی که مردم با ایشان می‌کنند، تجدید عهد و میثاقِ مربوط به ماجرای عالَم ذر است. سپس رسول الله(ص) ماجرا را پیش می‌برند یعنی به بیعت گرفتن نیز بسنده نمی‌کنند و می‌فرمایند: اکنون پس از بیعت خویش همگی بیایید و به ایشان سلام کنید. همه به نزد ایشان بیایید و بگویید: «اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا أَمیرَالمُؤمِنین(ع)». واژه‌ی امیرالمؤمنین نیز چند بار در خطبه‌ی غدیریه مطرح گردیده است. رسول الله(ص) به این نیز بسنده نمی‌کنند و در این مرحله و پس از سلام بر امیرالمؤمنین(ع) از همه‌ی مردم می‌خواهند خطاب به امیرالمؤمنین(ع) بگویند: «سمعنا و أطعنا»، یعنی «آقاجان! حرف شما را شنیدیم، از این پس حرف شما را گوش داده و از شما اطاعت می‌کنیم». ایشان باز هم به این بسنده نمی‌کنند و می‌فرمایند: اکنون همه بگویید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‌».

اگر بخواهیم عنوان این رفتارها را مطرح کنیم، باید آنها را به این صورت بیان کنیم: 1– ادای وظیفه. 2- انتقال علوم و میراث انبیاء به علی(ع).  3- ذکر فضایل علی(ع). 4- دعوت به موالات علی(ع). 5- نهی از مخالفت با علی(ع). 6- گفتن. 7- ابلاغ. 8- تبیین. 9- توضیح دادن. 10- شنواندن. 11- تفهیم. 12- اقامه‌ی علی(ع) به عنوان عَلَم. 13- نصب علی(ع). 14- اقرار گرفتن از مردم دربارة علی(ع).  15- یادآوری عهد و میثاق و بیعت در عالم ذرّ كه دربارة علی(ع) بود. 16- گرفتن بیعت از مردم برای علی(ع). 17- سلام بر علی(ع) به عنوان «امیرالمؤمنین». 18- گفتن «سَمِعْنا و اَطَعْنا». 19- گفتن «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ». 20- حاضران به غائبان اطلاع دهند.

اگر انسان به ماجرای غدیر این‌گونه نگاه کند و غدیر را از منظر این رفتارهای بیست‌گانه‌ مورد بررسی قرار دهد، در می‌یابد که اهمیت ماجرای غدیر خم به واسطه‌ی «رفتارهای جدیدی» است که از سوی رسول الله(ص) انجام گرفته است و این اهمیّت به خاطر «مفاهیم مطرح شده» در آن روز نیست، زیرا تمام این مفاهیم در پیش از این نیز مطرح بوده و در آن روز هیچ مفهوم جدیدی مطرح نگردیده است. یکی از اشتباهات شیعیان و محبان اهل بیت(ع) این است که عموماً از جنبه‌ی معارفی به خطبه‌ی غدیریه نگاه می‌کنند و در پی آن هستند که مفاهیم قیمتی را از درون آن استخراج نمایند، حال آنکه آن چیزی که باعث قیمت و اهمیّت غدیر خم می‌شود، نوع رفتاری است که رسول الله(ص) در این روز از خود نشان می‌دهند و به عبارت دیگر ایشان در این روز، «اقامه‌ی ولایت» می‌نمایند.

پاورقی‌ها ----------------------------------------------------------------------
رُوِیَ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ الْهِلَالِیِ‌ أَنَّهُ قَالَ‌: رَأَیْتُ عَلِیّاً ع ... فَقَالَ ع‌ ... فَنَصَبَنِی لِلنَّاسِ عَلَماً بِغَدِیرِ خُمٍّ ...(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج ‌1  ص 147)

سُلَیم بن قسی هلالی گوید: علی(ع) را دیدم ... پس فرمودند: ... در غدیر خمّ رسول الله(ص) مرا به عنوان پرچم و نشانه برای مردم قرار داد.

وَ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِیزِ قَالَ حَدَّثَنَا الْمُغِیرَةُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَزْدِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا قَیْسُ بْنُ الرَّبِیعِ وَ شَرِیكُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنِ الْمِنْهَالِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَارِثِ بْنِ نَوْفَلٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ‌ لَمَّا نَزَلَتْ‌ وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ‌ وَ رَهْطَكَ الْمُخْلَصِینَ دَعَا رَسُولُ اللَّهِ ص بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ هُمْ إِذْ ذَاكَ أَرْبَعُونَ رَجُلًا یَزِیدُونَ رَجُلًا أَوْ یَنْقُصُونَ رَجُلًا فَقَالَ أَیُّكُمْ یَكُونُ أَخِی وَ وَصِیِّی وَ وَارِثِی وَ وَزِیرِی وَ خَلِیفَتِی فِیكُمْ بَعْدِی فَعَرَضَ عَلَیْهِمْ ذَلِكَ رَجُلًا رَجُلًا كُلُّهُ عَلَیَّ فَقُلْتُ أَنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ یَا بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ هَذَا أَخِی وَ وَارِثِی وَ وَصِیِّی وَ وَزِیرِی وَ خَلِیفَتِی فِیكُمْ بَعْدِی فَقَامَ الْقَوْمُ یَضْحَكُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ وَ یَقُولُونَ لِأَبِی طَالِبٍ قَدْ أَمَرَكَ أَنْ تَسْمَعَ وَ تُطِیعَ لِهَذَا الْغُلَام‌.(علل الشرائع: ج1 ص170 ح2)

علىّ بن ابى طالب(ع) فرمودند: هنگامى كه آیه شریفه: وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ‌ (بترسان قوم مخلص خود را). نازل شد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرزندان عبد المطلب را كه در آن روز چهل مرد با یك نفر زیاده یا كم بودند دعوت نمود و به آنها فرمود: كدام یك از شما حاضرید برادر و وصىّ و وارث و وزیر و جانشینم پس از من در بین خویش باشید؟ نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله این كلام را به یك یك ایشان عرضه داشت و آنها ابا ورزیده و نمى‌پذیرفتند تا به من رسیدند، من عرض كردم: من حاضرم اى رسول خدا. رسول اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: اى فرزندان عبد المطلب، این برادر و وارث و وصىّ و وزیر و جانشین من بین شما پس از من مى‌باشد. آن جماعت برخاستند در حالى كه بعضى به روى برخى مى‌خندیدند به ابو طالب گفتند: به تو امر نمود كه فرمان این جوان را شنیده و اطاعت كنى.

... عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: ... حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْمَدِینَةِ وَ قَدْ بَلَّغَ جَمِیعَ الشَّرَائِعِ قَوْمَهُ غَیْرَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ ... فَلَمَّا وَقَفَ بِالْمَوْقِفِ أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ ع عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَكَ: إِنَّهُ قَدْ دَنَا أَجَلُكَ وَ مُدَّتُكَ وَ أَنَا مُسْتَقْدِمُكَ عَلَى مَا لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا عَنْهُ مَحِیصٌ فَاعْهَدْ عَهْدَكَ وَ قَدِّمْ وَصِیَّتَكَ وَ اعْمِدْ إِلَى مَا عِنْدَكَ مِنَ الْعِلْمِ وَ مِیرَاثِ عُلُومِ الْأَنْبِیَاءِ مِنْ قَبْلِكَ وَ السِّلَاحِ وَ التَّابُوتِ وَ جَمِیعِ مَا عِنْدَكَ مِنْ آیَاتِ الْأَنْبِیَاءِ فَسَلِّمْهُ إِلَى وَصِیِّكَ وَ خَلِیفَتِكَ ممِنْ بَعْدِكَ حُجَّتِیَ الْبَالِغَةِ عَلَى خَلْقِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع ..(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج ‌1  ص 56)

امام باقر(ع) فرمودند: رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) از مدینه عازم حجّ بود، در حالى كه تمام شرایع را بجز حجّ و ولایت، به مردم ابلاغ [تفهیم] كرده بود ... و چون در عرفات وقوف کرد، جبرئیل(ع) از جانب خداوند عزّ و جلّ نزد او آمد و گفت: اى محمد! خداوند عزّ و جلّ سلام مى‌رساند و مى‌فرماید: همانا اجل تو نزدیك و مدت عمرت سپرى شده است و من ترا به چیزى كه از آن چاره و گریزى نیست پیش مى‌برم. پس عهدت را بگیر و وصیتت را بکن و آنچه از علم و میراث علوم انبیاء پیش از تو و سلاح و تابوتِ سكینه و همه‌ی آنچه از آیات انبیاء(ع) نزد تو هست را به وصى و خلیفه‌ی بعد از خودت؛ حجّت بالغه‌ام بر خلقم؛ على بن أبى طالب(ع)، تسلیم کن.

4ـ ... عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: ... حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْمَدِینَةِ وَ قَدْ بَلَّغَ جَمِیعَ الشَّرَائِعِ قَوْمَهُ غَیْرَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ ... فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَوْقَ تِلْكَ الْأَحْجَارِ ثُمَّ حَمِدَ اللَّهَ تَعَالَى وَ أَثْنَى عَلَیْهِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّه‌ ... مَعَاشِرَ النَّاسِ قُولُوا الَّذِی قُلْتُ لَكُمْ وَ سَلِّمُوا عَلَى عَلِیٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ وَ قُولُوا: سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَیْكَ الْمَصِیرُ [البقرة258] وَ قُولُوا: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ‌ الْآیَةَ [الأعراف43](الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج ‌1  ص 66)

امام باقر(ع) فرمودند: رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) از مدینه عازم حجّ بود، در حالى كه تمام شرایع را بجز حجّ و ولایت، به مردم ابلاغ [تفهیم] كرده بود ... رسول‌الله(ص) بالاى آن سنگها ایستادند و پس از ستایش و ثنای خداوند متعال، فرمودند: ... می‌ستایم الله را ... اى مردم! آنچه را كه براى شما گفتم بگویید و به على بعنوان امیرمؤمنان سلام کنید و بگویید: «شنیدیم و اطاعت كردیم. پروردگارا خواهان آمرزش تو هستیم و بازگشت به سوى تو است و بگویید: ستایش خداوندى را كه ما را به این هدایت كرد و اگر خدایمان هدایت نمى‌كرد، خود هدایت نمى‌شدیم.

... عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْمَدِینَةِ وَ قَدْ بَلَّغَ جَمِیعَ الشَّرَائِعِ قَوْمَهُ غَیْرَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ فَأَتَاهُ جَبْرَئِیلُ ع فَقَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ اسْمُهُ یُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَكَ إِنِّی لَمْ أَقْبِضْ نَبِیّاً مِنْ أَنْبِیَائِی وَ لَا رَسُولًا مِنْ رُسُلِی إِلَّا بَعْدَ إِكْمَالِ دِینِی وَ تَأْكِیدِ حُجَّتِی ...(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج ‌1  ص 56)

امام باقر(ع) فرمود: رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) از مدینه عازم حجّ بود، در حالى كه تمام شرایع را بجز حجّ و ولایت، به مردم ابلاغ [تفهیم] كرده بود. در این هنگام جبرئیل(ع) به حضورش آمد و گفت: اى محمد! خداوند (جَلَّ اسْمُهُ) سلام مى‌رساند و مى‌فرماید: من هیچ پیامبرى از پیامبرانم و هیچ رسولی از رسولانم را قبض روح نكردم مگر پس از إکمال دینم و تاکید حجّتم.

در این نرم افزار خطبه غدیریه به 77 فراز مقدمه و 400 فراز اصلی دسته بندی شده است که در ستاره رمز غدیر قابل مشاهده است.

ـ ... عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: ... فَلَمَّا بَلَغَ غَدِیرَ خُمٍ‌ قَبْلَ الْجُحْفَةِ بِثَلَاثَةِ أَمْیَالٍ أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ ع عَلَى خَمْسِ سَاعَاتٍ مَضَتْ مِنَ النَّهَارِ بِالزَّجْرِ وَ الِانْتِهَارِ وَ الْعِصْمَةِ مِنَ النَّاسِ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَكَ- یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ‌ فِی عَلِیٍ‌ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ‌ ...(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج ‌1  ص 57)

امام باقر(ع) فرمود: ... و چون (پیامبر ص) به غدیر خم كه سه میل قبل از جُحْفه است رسیدند پنج ساعت از روز گذشته بود که جبرئیل(ع) با فرمان توقف و عصمت از مردم، نزد او آمد و گفت: اى محمد! خداوند عزّ و جلّ سلامت مى‌رساند و می‌فرماید: اى رسول! آنچه از پروردگارت درباره علی بر تو نازل شده، برسان و اگر نرسانى رسالت او [خداوند] را انجام نداده‌اى و خداوند ترا از مردم محفوظ مى‌دارد.

... عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: ... فَلَمَّا وَقَفَ بِالْمَوْقِفِ أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ ع عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَكَ: ... فَأَقِمْهُ لِلنَّاسِ عَلَماً وَ جَدِّدْ عَهْدَهُ وَ مِیثَاقَهُ وَ بَیْعَتَهُ وَ ذَكِّرْهُمْ مَا أَخَذْتُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْعَتِی وَ مِیثَاقِیَ الَّذِی وَاثَقْتُهُمْ وَ عَهْدِیَ الَّذِی عَهِدْتُ إِلَیْهِمْ مِنْ وَلَایَةِ وَلِیِّی وَ مَوْلَاهُمْ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع‌ ...(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج ‌1  ص 56)

امام باقر(ع) فرمود: ... و چون در عرفات وقوف کرد، جبرئیل(ع) از جانب خداوند عزّ و جلّ نزد او آمد و گفت: اى محمد! خداوند عزّ و جلّ سلام مى‌رساند و مى‌فرماید: ... و او را بعنوان نشانه براى مردم برپا كن و عهد و میثاق و بیعت او را تجدید نما و به مردم بیعت و میثاقم را كه از ایشان گرفته‌ام، یادآوری کن و عهدم را که درباره‌ی ولایت ولیِّ خودم و مولاى ایشان و مولاى هر زن و مرد مؤمن، على بن ابى طالب(ع)، با ایشان بسته‌ام را به آنها یادآوری کن.
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :