تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
بهشت ششم: مقایسۀ «حجةُ الوداع و غدیر» با «محشر و عرش كریم»
وقتی انسان ماجرای حجة الوداع و غدیر را می‌شنود، به یاد قیامت می‌افتد. گفته می‌شود که: «رسول الله(ص) درآستانه‌ ی مراسم حج در سال دهم هجری، به صورت عجیبی جار زدند و جمعیت زیادی را از مدینه حرکت دادند و به سوی مکه رهسپار نمودند. در آنجا آخرین حج خویش را به جا آوردند و سپس در مسیر برگشت از حجة الوداع، آن جمعیت را به غدیر خم آوردند و در آنجا ولایت علی بن ابی طالب(ع) را اقامه کردند».

این ماجرا انسان را به یاد قیامت می‌اندازد. در ادیان آسمانی و به خصوص در قرآن، برای قیامت نیز بسیار جار زده شده است. بسیار دعوت به قیامت شده و نسبت به قیامت بسیار اصرار و تأکید شده است. در آیه‌ی 27 سوره‌ی حج که خدا می‌فرماید: وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى‌ كُلِّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ، می‌توان این دعوت و اصرار و تأکید را برای ماجرای حجة الوداع و غدیر مشاهده نمود. خدا اصرار دارد که همه را صدا بزنید و همه جا جار بزنید، مبادا کسی جا بماند، همه جمع شوید. مشابه این اصرار را می‌توان در کلام خدا برای ماجرای قیامت مشاهده نمود.

در بسیاری از آیات قرآن به صورت‌های مختلف خداوند اصرار برای قیامت دارد. در آخرین حج مشاهده می‌کنیم که رسول الله(ص) امیرُ الحاج و قافله سالار مردم می‌شوند و ایشان را به سوی حجة الوداع می‌برند. مشابه آن را در قیامت مشاهده می‌کنیم. در آنجا که اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به فرماندهی رسول الله(ص)، عالَم و آدم و جمیع خلایق و «مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ» و «ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْض»‌ را ولایت می‌کنند و به سمت قیامت می‌کشانند(1). در حجة الوداع انسان از دنیای خودش فارغ می‌شود و وارد سرزمین جدیدی می‌ شود.

در قیامت نیز انسان‌ها و تمام خلایق از دنیا فارغ شده‌ و وارد سرزمین جدیدی می‌شوند. در حج انسان لباس معمول دنیایی خویش را از تن بیرون می‌آورد و لباس عبودیت به تن می‌کند. در باره‌ی محشر در قرآن می‌خوانیم که همگان باید به صورت عبد وارد محشر شوند و به پیشگاه خدا بیایند «إِنْ كُلُّ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ آتِی الرَّحْمنِ عَبْدا»(2). در حجة الوداع می‌بینیم که مردم باید از هر سرزمینی به سمت مکه سرازیر شوند. در باره‌ی محشر و قیامت می‌خوانیم که وقتی «یَومُ البَعث» واقع می‌شود، همه سر از قبر بیرون می‌آورند و به سمت خاصی حرکت می‌کنند. درباره‌ی قیامت می‌دانیم که محشر و وادی‌های قیامت هدف نیست، بلکه فقط محل عبور است. آیا می‌‌توان از این مطلب نتیجه گرفت که حج نیز هدف نیست؟ آیا می‌شود گفت که حجة الوداع نیز هدف نبود و فقط محل عبور بود؟ در مراسم حج هر کسی تا آنجا که برایش مقدور بوده، توشه به همراه آورده است. در محشر نیز هر کسی چیزی را همراه خویش دارد که از دنیا با خودش آورده است(3). در حجة الوداع عموم مردم پیاده حرکت کردند و برخی نیز سوار مرکب بودند.

در محشر نیز عموم مردم پیاده حرکت می‌کنند و برخی از افراد سوار بر مرکب هستند(4). در مراسم حج، مردم وادی به وادی جلو می‌روند، ابتدا وادی عرفات، وادی مشعر، وادی مِنی و سپس به سمت مکه می‌آیند. در قیامت نیز مردم وادی به وادی حرکت می‌کنند و جلو می‌آیند. در حجة الوداع، وقتی اعمال حج کامل شد، مردم به سمت غدیر خم رفتند تا در معرض ولایت قرار گیرند. در قیامت نیز وقتی همه‌ی مردم در محشر جمع می‌شوند و خداوند به صورت عمومی با خلایق صحبت می‌کند و مراسمی که توصیف آن در قرآن آمده، برگزار می‌شود، تمامی مردم حرکت نموده و به موسمی رهسپار می‌گردند که در آن عرش الهی برپا می‌شود و اهل بیت(ع) بر فراز عرش هستند(5). در غدیر خم جهازهای شترها روی یکدیگر قرار داده شد و به این ترتیب منبر بزرگی برپا شد و رسول الله(ص) بر فراز آن منبر قرار گرفتند و علی بن ابی طالب(ع) را فراخواندند. سپس دست ایشان را گرفتند و بلند کردند و به همگان معرفی نمودند. ولایت حضرت را اقامه کردند و به همه‌ی مردم فرمودند که از آن پس باید مطیع ایشان باشید.

چقدر زیباست و چقدر این دو ماجرا به یکدیگر شباهت دارد. محشر در قیامت به ازای حجة الوداع است، آمدن به سمت محشر به ازای از مدینه تا مکه است. رسول الله(ص) در ماجرای حجة الوداع و غدیر خم، عملاً محشر و عرش را ترسیم و تصویر کردند و مردم را درون آن بردند. در غدیر خم، رسول الله(ص) می‌توانستند دستور دهند که شاخه‌های یک درخت خرما را قطع کنند و ایشان بر فراز آن درخت خرما بروند و از آن بالا صحبت ‌کنند. چرا ایشان این کار را نکردند و بر فراز یک درخت نرفتند؟! چرا باید جهاز شترها را بر روی یکدیگر بچینند و آن را به صورت تپه‌ای درست کنند؟ آیا این مقوله نیز ما به ازایی در قیامت دارد؟ مشاهده می‌کنیم که در قیامت دورانی وجود دارد که از ساق عرش پرده‌ برداری می‌شود و در آن زمان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بر فراز عرش هویدا می‌گردند. بنا بر این، ما به ازای این ماجرا در قیامت را باید «یَوْمَ یُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ یُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا یَسْتَطیعُون‌»(6) دانست. در قیامت آهسته آهسته ساق‌های عرش مکشوف می‌شود. مردم نگاه می‌کنند و می‌بینند که بنای عظیم و رفیعی به صورت یک کوه بلند در حال ایجاد شدن است و سپس مشاهده می‌کنند که رسول الله(ص) و دیگر اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بر فراز عرش قرار دارند.(۷) می‌بینند که این بزرگواران حاکمان هستند.(8)

در قیامت وقتی عرش مکشوف شد، همه متوجه می‌شوند که اهل بیت عصمت و طهارت(ع)، اولیای حقیقی عالَم و مخلوقات آن هستند و این ماجرا، ما به ازای اقامه‌ی ولایت امیر المؤمنین(ع) در غدیر خم است. در غدیر خم رسول الله(ص) ابتدا  ولایت امیر المؤمنین(ع) را اقامه نموده و ایشان را به ولایت نصب می‌نمایند و سپس مردم را به سوی ایشان دعوت می‌کنند. در قیامت و در موسم عرشِ کریم نیز ماجرا به همین صورت است، یعنی ابتدا همه می‌بینند که این بزرگواران هستند که عملاً همه چیز را ولایت و امامت می‌کنند. در حقیقت آیه‌ی «وَ كُلَّ شَیْ‌ءٍ أَحْصَیْناهُ فی‌ إِمامٍ مُبینٍ»(9) در آنجا ظاهر است و همگان این آیه را به چشم می‌بینند. در قیامت همگان خواهند دید که همه چیز از ازل تا ابد تحت ولایت این بزرگواران است(10). یعنی در قیامت، همه آن چیزی را که در غدیر خم توصیف شد و حکم آن صادر گردید را مشاهده می‌کنند. در غدیر خم مردم امر شده‌اند که تحت ولایت امیرالمؤمنین(ع) باشند، در قیامت شاهد این خواهند بود که همگان به همان صورتی که مولا ولایت می‌کنند، به سمت سرانجام‌شان برده می‌شوند. بر طبق زیارت جامعه و برخی روایات دیگر، امیر المؤمنین(ع) «قسیم الجنة و النار»(11) هستند، یعنی حتی حساب مردم نیز با اهل بیت(ع) است. اصحاب الأعراف نیز اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هستند(12).

بسیار شگفت انگیز است. وقتی انسان به حجة الوداع و غدیر نگاه می‌کند، مشاهده می‌کند که حجة الوداع و غدیر خم، ماکتی عملی از محشر و عرش کریم در قیامت است؛ موضوع جالب دیگر این است که خداوند این ماکت را در یک سرزمین زیبا و خوش آب و هوا برپا نمی‌کند، بلکه آن را در سرزمین خشک و سختی به نام حجاز برپا می‌سازد تا به این وسیله نشان دهد که قیامت نیز خشک و سخت است. حجة الوداع و غدیر را رسول الله(ص) برپا می‌سازد. متولی‌ و سرپرست محشر و عرش کریم نیز رسول الله(ص) است و ایشان و زیر مجموعه‌ ی ایشان یعنی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هستند که محشر و عرش کریم را خواهند دید و درک خواهند نمود.

پاورقی‌ها ----------------------------------------------------------------------
وَ مِنْ كِتَابِ الْوَاحِدَةِ: رُوِیَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأُطْرُوشِ الْكُوفِیِّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَجَلِیُّ، قَالَ: حَدَّثَنِی أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِیُّ، قَالَ: حَدَّثَنِی عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ أَبِی نَجْرَانَ‌، عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ، عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِ‌، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع):أَنَا الْحَاشِرُ إِلَى اللَّهِ ... وَ أَنَا صَاحِبُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ، أُسْكِنُ‌ أَهْلَ‌ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ، وَ أَهْلَ النَّارِ النَّارَ ...(مختصر البصائر، ص: 130 ح 102)

امیر المؤمنین(ع) فرمودند: منم حشر دهنده به سوی خداوند ... و منم صاحب بهشت و دوزخ که اهل بهشت را در بهشت و اهل دوزخ را در دوزخ سکونت می‌دهم ...

[مریم93] ص311 ـ إِنْ كُلُّ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ آتِی الرَّحْمنِ عَبْداً

هر كه در آسمانها و زمین است جز بنده‌وار به سوی [خدای‌] رحمان نمی‌آید.

[زلزله6] ص599 ـ یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِیُرَوْا أَعْمالَهُمْ

آن روز، مردم [به حال‌] پراكنده برآیند تا [نتیجه‌] كارهایشان به آنان نشان داده شود.

[زلزله7] ص599 ـ فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ پس هر كه هموزن ذرّه‌ ای نیكی كند [نتیجه‌] آن را خواهد دید.

[زلزله8] ص599 ـ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ

و هر كه هموزن ذرّه‌ ای بدی كند [نتیجه‌] آن را خواهد دید.

أَخْبَرَنَا ابْنُ الصَّلْتِ، قَالَ: أَخْبَرَنَا ابْنُ عُقْدَةَ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا دَاوُدُ بْنُ سُلَیْمَانَ الْغَازِی، قَالَ: حَدَّثَنِی عَلِیُّ بْنُ مُوسَى، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَلِیٍّ (عَلَیْهِمُ السَّلَامُ)، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ): لَیْسَ فِی الْقِیَامَةِ رَاكِبٌ غَیْرُنَا وَ نَحْنُ أَرْبَعَةٌ. قَالَ: فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ، فَقَالَ: فِدَاكَ أَبِی وَ أُمِّی، أَنْتَ وَ مَنْ قَالَ: أَنَا عَلَى دَابَّةِ اللَّهِ الْبُرَاقِ، وَ أَخِی صَالِحٌ عَلَى نَاقَةِ اللَّهِ الَّتِی عُقِرَتْ، وَ عَمِّی حَمْزَةُ عَلَى نَاقَتِیَ الْعَضْبَاءِ، وَ أَخِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ عَلَى نَاقَةٍ مِنْ نُوقِ الْجَنَّةِ، وَ بِیَدِهِ لِوَاءُ الْحَمْدِ، وَاقِفٌ بَیْنَ یَدَیِ الْعَرْشِ یُنَادِی: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ». قَالَ: فَیَقُولُ الْآدَمِیُّونَ مَا هَذَا إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ حَامِلُ عَرْشِ رَبِّ الْعَالَمِینَ قَالَ: فَیُجِیبُهُمْ مَلَكٌ مِنْ تَحْتِ بُطْنَانِ الْعَرْشِ: مَعَاشِرَ  الْآدَمِیِّینَ، مَا هَذَا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ، وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ، وَ لَا حَامِلُ عَرْشٍ، هَذَا الصِّدِّیقُ الْأَكْبَرُ، هَذَا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِب‌.(الأمالی (للطوسی) ص 345)

امام رضا (ع) از پدرانش از رسول خدا (ص) روایت کرده که ایشان فرمودند: اى على! در روز قیامت سواره‌اى جز ما نیست، و ما چهار نفریم. آنگاه مردى از انصار برخاست و گفت: پدرم و مادرم فداى شما، آن چهار تن چه كسانى مى‌باشند؟ رسول خدا (ص) فرمود: من بر بُراق ، برادرم صالح بر شتر خدا كه قومش آن را كشتند، و عمویم حمزه بر ناقه عضباء، و برادرم على بر شترى از شترهاى بهشت سوار است، در حالى كه پرچم حمد را در دست دارد، در برابر عرش پروردگار ایستاده و ندا می دهد: (لا اله الّا اللَّه، محمد رسول اللَّه). در این حال مردم محشر مى‌گویند: این منادى كسى نیست جز فرشته‌اى مقرّب، یا نبىّ مرسل، و یا حامل عرش پروردگار جهانیان.

آنگاه فرشته‌اى از عرش پاسخ ایشان را مى‌دهد. اى گروه آدمیان! این منادى، فرشته مقرب و نبى مرسل و حامل عرش نیست، بلكه او صدّیق اکبر، على بن ابى طالب (ع) است.

رُوِیَ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ ع عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع قَالَ‌:إِنَّ یَهُودِیّاً مِنْ یَهُودِ الشَّامِ وَ أَحْبَارِهِم‌... قَالَ لَهُ الْیَهُودِیُّ فَإِنَّ هَذَا سُلَیْمَانُ أُعْطِیَ مُلْكاً لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ فَقَالَ عَلِیٌّ ع لَقَدْ كَانَ كَذَلِكَ وَ مُحَمَّدٌ ص أُعْطِیَ مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ هَذَا إِنَّهُ هَبَطَ إِلَیْهِ مَلَكٌ لَمْ یَهْبِطْ إِلَى الْأَرْضِ قَبْلَهُ وَ هُوَ مِیكَائِیلُ فَقَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ عِشْ مَلِكاً مُنْعَماً وَ هَذِهِ مَفَاتِیحُ خَزَائِنِ الْأَرْضِ مَعَكَ- وَ یَسِیرُ مَعَكَ جِبَالُهَا ذَهَباً وَ فِضَّةً وَ لَا یَنْقُصُ لَكَ مِمَّا ادُّخِرَ لَكَ فِی الْآخِرَةِ شَیْ‌ءٌ فَأَومَى إِلَى جَبْرَئِیلَ وَ كَانَ خَلِیلَهُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَأَشَارَ عَلَیْهِ أَنْ تَوَاضَعْ فَقَالَ لَهُ بَلْ أَعِیشُ نَبِیّاً عَبْداً آكُلُ یَوْماً وَ لَا آكُلُ یَوْمَیْنِ وَ أَلْحَقُ بِإِخْوَانِی مِنَ الْأَنْبِیَاءِ فَزَادَهُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْكَوْثَرَ وَ أَعْطَاهُ الشَّفَاعَةَ وَ ذَلِكَ أَعْظَمُ مِنْ مُلْكِ الدُّنْیَا مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى آخِرِهَا سَبْعِینَ مَرَّةً وَ وَعَدَهُ الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ فَإِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ أَقْعَدَهُ‌ اللَّهُ‌ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْعَرْشِ فَهَذَا أَفْضَلُ مِمَّا أُعْطِیَ سُلَیْمَان‌. (الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج ‌1  ص 220)

امام كاظم (ع) به واسطه پدران گرامش از امام حسین (ع) روایت كرده است كه روزى یكى از علماى یهودى أهل شام‌ به همراه بزرگان قومش به مجلس امیر المومنین وارد شد (و میان آنها سوال و جوابهایی ردّ و بدل شد از جمله اینکه)...  عالم یهودى گفت: به حضرت سلیمان (ع)، ملك و سلطنتى عطا شد كه هیچ كسى پس از او بدان دست نیافت. امیر المومنین (ع) فرمود: همین طور است، و حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله بهتر و برتر از آن عطا شده، روزى فرشته‌اى بر آن حضرت نازل شد كه پیش از آن به زمین نیامده بود، و او همان میكائیل است، عرض كرد: اى محمّد! اگر خواهى پادشاه و منعم و مكرم باش، و این كلیدهاى گنجینه‌هاى زمین با تو است، و تمام كوههاى آن با تو طلا و نقره خواهد شد، و این كار ذرّه‌اى از آنچه در آخرت برایت ذخیره شده كم نخواهد كرد، پس اشاره‌اى به جبرئیل- كه از میان فرشتگان دوست آن حضرت بود- نمود، و او را اشاره به تواضع نمود، پس فرمود: بلكه من نبوّت و بندگى را اختیار كردم كه یك روز بخورم و دو روز گرسنه باشم، تا اینكه به برادرانم از انبیاء ملحق شوم، پس خداوند عزّ و جلّ به آن حضرت كوثر و رتبه شفاعت را عنایت فرمود و این درجه رفعت و كرامت هفتاد مرتبه عظیم تر از ملك دنیا از أوّل تا آخر آن است، و او را وعده مقام محمود داد، پس وقتى روز قیامت فرا رسد خداوند عزّ و جلّ او را بر روى عرش مى‌نشاند، پس اى یهودى این عطا از آنچه به سلیمان داده شده بسى برتر و بهتر است.

[القلم42] ص565 ـ یَوْمَ یُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ یُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا یَسْتَطیعُونَ: روزی كه از ساق (عرش) پرده برداری می شود و به سجده فرا خوانده می شوند پس نمی توانند سجده کنند.

در روایات بسیاری از طرق شیعه و سنّی، عبارت «ساق» در مورد ساق عرش به کار رفته است که اسماء اهل بیت(ع) و ولایت آن بزرگواران و خصوصاً امیر المؤمنین(ع) بر ساق عرش منقوش و محجوب به حجاب‌هایی از جانب پروردگار است. و در قیامت در حالی که اهل بیت(ع) بر عرش قرار دارند، حجب از عرش الهی برداشته می‌شود ساق عرش عیان گشته و سپس اهل بیت(ع) بر عرش دیده می‌شوند.

فُرَاتٌ قَالَ حَدَّثَنِی جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ الْأَحْمَسِیُّ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِی ذَرٍّ الْغِفَارِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ [رَحِمَهُ اللَّهِ عَلَیْهِ‌] قَالَ‌ ... فَنَنْظُرُ إِلَى [عَلَى‌] سَاقِ‌ الْعَرْشِ‌ مَكْتُوبٌ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ [ص‌] أَیَّدَهُ اللَّهُ بِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ‌ ...(تفسیر فرات الكوفی: ص370 ح503)

ابوذر غفاری از رسول الله(ص) هنگام معراج نقل کرده که فرمودند: ملائک گفتند: به ساق عرش نگاه کردیم روی آن نوشته شده بود: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، خداوند به وسیله علی بن ابی طالب او را کمک و تایید کرده است.

ـ اسماء نورانی اهل بیت(ع) بر ساق عرش حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ الْهَاشِمِیُّ الْكُوفِیُ‌ بِالْكُوفَةِ سَنَةَ أَرْبَعٍ وَ خَمْسِینَ وَ ثَلَاثِمِائَةٍ قَالَ حَدَّثَنَا فُرَاتُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ فُرَاتٍ الْكُوفِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیٍّ الْهَمْدَانِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو الْفَضْلِ الْعَبَّاسُ‌ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْبُخَارِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی بَكْرٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ السَّلَامِ بْنُ صَالِحٍ الْهَرَوِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‌ ... فَنُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ أَوْصِیَاؤُكَ الْمَكْتُوبُونَ عَلَى سَاقِ عَرْشِی‌ فَنَظَرْتُ وَ أَنَا بَیْنَ یَدَیْ رَبِّی جَلَّ جَلَالُهُ إِلَى سَاقِ‌ الْعَرْشِ‌ فَرَأَیْتُ اثْنَیْ عَشَرَ نُوراً فِی كُلِّ نُورٍ سَطْرٌ أَخْضَرُ عَلَیْهِ اسْمُ وَصِیٍّ مِنْ أَوْصِیَائِی أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع وَ آخِرُهُمْ مَهْدِیُّ أُمَّتِی ...(عیون أخبار الرضا(ع): ج1 ص262 ح22)

رسول الله(ص) فرمودند: [در معراج] مرا صدا زدند که ای محمد، اوصیاء تو بر روی عرش نوشته شده‌اند. در حالی که من پیشاپیش پروردگارم بودم به ساق عرش نگاه کردم و دوازده نور دیدم و هر نوری خط سبزی داشت که بر آن اسم وصیی از اوصیاء من بود. اولین آنها علی بن ابی طالب و آخرینشان مهدی امتم بود.

ـ اسماء نورانی اهل بیت(ع)(نوری از نور خداوند جبّار جلّ جلاله) بر ساق عرش

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْهَیْثَمِ الْعِجْلِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ یَحْیَى بْنِ زَكَرِیَّا الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِیبٍ قَالَ حَدَّثَنَا تَمِیمُ بْنُ بُهْلُولٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‌ ... فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ ارْفَعَا رُءُوسَكُمَا إِلَى سَاقِ عَرْشِی فَرَفَعَا رُءُوسَهُمَا فَوَجَدَا اسْمَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ الْأَئِمَّةِ بَعْدَهُمْ ص مَكْتُوبَةً عَلَى سَاقِ‌ الْعَرْشِ‌ بِنُورٍ مِنْ نُورِ الْجَبَّارِ جَلَّ جَلَالُهُ ...(معانی الأخبار، النص، ص: 109 ح1)

امام صادق(ع) فرمود: خداوند به آدم(ع) و حوا(س) فرمود: سرهایتان را به سوی ساق عرش بلند کنید. ان دو نیز سرهایشان را بلند کردند و نام محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان پس از ایشان(ع) را نوشته شده بر ساق عرش دیدند با نوری از نور خداوند جبار جل جلاله.

ـ اسماء اهل بیت(ع) بر ساق عرش و محجوب به حجابهای قدرت الهی وَ هُوَ مَا رَوَاهُ الشَّیْخُ الصَّدُوقُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ بَابَوَیْهِ رَحِمَهُ اللَّهُ بِإِسْنَادِهِ یَرْفَعُهُ إِلَى أَبِی ذَرٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ‌ ... وَ أَوْحَى إِلَى حُجُبِ الْقُدْرَةِ انْكَشِفِی فَانْكَشَفَتْ فَإِذَا عَلَى سَاقِ‌ الْعَرْشِ‌ مَكْتُوبٌ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ خَیْرُ خَلْقِ اللَّهِ ...(تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة: ص803)

رسول الله(ص) فرمودند: [در معراج] خداوند به حجاب‌ های قدرت (که اطراف ساق عرش بودند) کنار بروید. پس کنار رفتند. پس دیدم که بر ساق عرش نوشته شده بود: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، و علی و فاطمه و حسن و حسین بهترین خلق خدایند.

ـ علامه مجلسی(ره) کشف از ساق عرش را یکی از اقوال مفسرین درباره این آیه [قلم42و43] می‌داند. (بحار الأنوار ج4 ص8)

ـ در قیامت حجاب نور از ساق کنار زده می‌شود

حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ الدَّقَّاقُ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ الْبَرْمَكِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ بَكْرٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع‌ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَ‌ یَوْمَ یُكْشَفُ عَنْ ساقٍ‌ قَالَ حِجَابٌ‌ مِنْ‌ نُورٍ یُكْشَفُ‌ فَیَقَعُ الْمُؤْمِنُونَ سُجَّداً ....(التوحید (للصدوق): ص154 ح1)

امام رضا(ع) درباره کلام خداوند «یَوْمَ یُكْشَفُ عَنْ ساقٍ»(روزی که ساق عیان شود) فرمود: حجابی از نور کشف می‌شود و مومنان به سجده افتاده ...

ـ در قیامت اوصیاء و شیعیان اهل بیت(ع) بر عرش قرار دارد

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ النَّوْفَلِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَعْیَنَ أَخُو مَالِكِ بْنِ أَعْیَنَ قَالَ: ... قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ خَیْراً نَهَرٌ فِی الْجَنَّةِ مَخْرَجُهُ مِنَ الْكَوْثَرِ وَ الْكَوْثَرَ مَخْرَجُهُ مِنْ سَاقِ‌ الْعَرْشِ‌ عَلَیْهِ مَنَازِلُ الْأَوْصِیَاءِ وَ شِیعَتِهِمْ ... فَإِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِصَاحِبِهِ جَزَاكَ اللَّهُ خَیْراً فَإِنَّمَا یَعْنِی بِذَلِكَ تِلْكَ الْمَنَازِلَ الَّتِی قَدْ أَعَدَّهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِصَفْوَتِهِ وَ مِنْ خَلْقِهِ.(الكافی (ط - الإسلامیة): ج8 ص230 ح298)

امام صادق(ع) فرمود: خیر رودی در بهشت است که از کوثر بیرون می‌آید و کوثر نیز از ساق عرش بیرون می‌آید که منازل اوصیاء و شیعیان بر عرش قرار دارد ...

هنگامی که مردی به دوستش می‌گوید: «خداوند به تو جزای خیر دهد»، منظورش این منزل‌هاست که خداوند عز و جل برای برگزیدگان خلقش آماده کرده است.

عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ ع عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع قَال‌: ... فَقَالَ عَلِیٌّ ع‌: ... فَزَادَهُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْكَوْثَرَ وَ أَعْطَاهُ الشَّفَاعَةَ وَ ذَلِكَ أَعْظَمُ مِنْ مُلْكِ الدُّنْیَا مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى آخِرِهَا سَبْعِینَ مَرَّةً وَ وَعَدَهُ الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ فَإِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ أَقْعَدَهُ‌ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى‌ الْعَرْشِ.(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی): ج1 ص220)

امام حسین(ع) فرمود که امیر المؤمنین(ع) فرمود: ... خداوند كوثر را به پیامبر عنایت كرد و مقام شفاعت را به او بخشید و این مقام هفتاد بار بزرگتر از تمام مُلک دنیا است و به او وعده مقام محمود داد، چون روز قیامت شود خداوند ایشان را بر عرش مى‌نشاند.


8ـ سَهْلُ بْنُ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ سَعْدَانَ‌ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: كُنْتُ قَاعِداً مَعَ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع وَ النَّاسُ فِی الطَّوَافِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ فَقَالَ یَا سَمَاعَةُ إِلَیْنَا إِیَابُ هَذَا الْخَلْقِ‌ وَ عَلَیْنَا حِسَابُهُمْ‌ فَمَا كَانَ لَهُمْ مِنْ ذَنْبٍ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَمْنَا عَلَى اللَّهِ‌ فِی تَرْكِهِ لَنَا فَأَجَابَنَا إِلَى ذَلِكَ وَ مَا كَانَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ النَّاسِ اسْتَوْهَبْنَاهُ مِنْهُمْ وَ أَجَابُوا إِلَى ذَلِكَ وَ عَوَّضَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.(الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‌8  ص 162)

سماعة گوید: در دل شبى در (مسجد الحرام) خدمت امام كاظم علیه السّلام نشسته بودم و مردم مشغول طواف بودند پس آن حضرت بمن فرمود: اى سماعة بازگشت خلق (در قیامت) بسوى ما است و حسابشان با ما است، پس آن گناهانى كه آنها میان خود و خداى عز و جل دارند و ما بطور جدّى از خدا بخواهیم كه بخاطر ما از آنها درگذرد خداوند از ما بپذیرد، و آنچه میان خود و مردم دارند (از حقوق و مظالم) ما از مردم (و صاحبان حق) بخواهیم كه حقوقشان را ببخشند و آنها نیز بپذیرند و خداى عز و جل بدانها عوض دهد.

[یس12] ص440 ـ إِنَّا نَحْنُ نُحْیِ الْمَوْتى‌ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَیْ‌ءٍ أَحْصَیْناهُ فی‌ إِمامٍ مُبینٍ آری‌! ماییم كه مردگان را زنده می‌سازیم و آنچه را از پیش فرستاده‌اند، با آثار [و اعمال‌] شان درج می‌كنیم‌، و همه چیز را در امام مبین احصاء و جمع کرده‌ ایم.

10ـ حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ جَرِیرٍ الطَّبَرِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی هَنَّادُ بْنُ السَّرِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ هِشَامٍ قَالَ حَدَّثَنِی سَعِیدُ بْنُ أَبِی سَعِیدٍ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْمُنْكَدِرِ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‌: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ دَعَاهُنَّ فَأَجَبْنَهُ فَعَرَضَ‌ عَلَیْهِنَ‌ نُبُوَّتِی‌ وَ وَلَایَةَ عَلِیِ‌ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَقَبِلْنَهَا ثُمَّ خَلَقَ الْخَلْقَ وَ فَوَّضَ‌ إِلَیْنَا أَمْرَ الدِّینِ فَالسَّعِیدُ مَنْ سَعِدَ بِنَا وَ الشَّقِیُّ مَنْ شَقِیَ بِنَا نَحْنُ الْمُحَلِّلُونَ لِحَلَالِهِ وَ الْمُحَرِّمُونَ لِحَرَامِه‌ (مائة منقبة من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمة، ص: 25)

جابر بن عبد الله أنصاری نقل می كند كه رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمود: وقتى خداوند آسمانها و زمین را آفرید آنها را خواند، جواب دادند. پس به آنها نبوت من و ولایت علی بن ابی طالب را عرضه داشت، و آنها پذیرفتند. سپس خلق را آفرید و أمر دین را به ما واگذار كرد. پس سعید كسى است كه بواسطه ما سعادت یابد و شقى كسى است كه بواسطه ما شقاوت یابد. ما حلال خدا را حلال و حرام او را حرام می کنیم.

11ـ حَدَّثَنَا الشَّیْخُ الْفَقِیهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَیْهِ الْقُمِّیُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ الْمُؤَدِّبُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلِیٍّ الْأَصْبَهَانِیُّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِیِّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى الْعَبْسِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ السُّلَمِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَقِیلٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ أَنَّهُ قَالَ: لَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ‌: إِنَّ فِی عَلِیٍّ خِصَالًا لَوْ كَانَتْ وَاحِدَةٌ مِنْهَا فِی جَمِیعِ النَّاسِ لَاكْتَفَوْا بِهَا فَضْلًا قَوْلُهُ ص مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ وَ قَوْلُهُ ص عَلِیٌّ مِنِّی كَهَارُونَ مِنْ مُوسَى وَ قَوْلُهُ ص عَلِیٌّ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ وَ قَوْلُهُ ص عَلِیٌّ مِنِّی كَنَفْسِی طَاعَتُهُ طَاعَتِی وَ مَعْصِیَتُهُ مَعْصِیَتِی وَ قَوْلُهُ ص حَرْبُ عَلِیٍّ حَرْبُ اللَّهِ وَ سِلْمُ عَلِیٍّ سِلْمُ اللَّهِ وَ قَوْلُهُ ص وَلِیُّ عَلِیٍّ وَلِیُّ اللَّهِ وَ عَدُوُّ عَلِیٍّ عَدُوُّ اللَّهِ وَ قَوْلُهُ ص عَلِیٌّ حُجَّةُ اللَّهِ وَ خَلِیفَتُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ قَوْلُهُ ص حُبُّ عَلِیٍّ إِیمَانٌ وَ بُغْضُهُ كُفْرٌ وَ قَوْلُهُ ص حِزْبُ عَلِیٍّ حِزْبُ اللَّهِ وَ حِزْبُ أَعْدَائِهِ حِزْبُ الشَّیْطَانِ وَ قَوْلُهُ ص عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ لَا یَفْتَرِقَانِ حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ وَ قَوْلُهُ ص عَلِیٌّ قَسِیمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ قَوْلُهُ ص مَنْ فَارَقَ عَلِیّاً فَقَدْ فَارَقَنِی وَ مَنْ فَارَقَنِی فَقَدْ فَارَقَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَوْلُهُ ص شِیعَةُ عَلِیٍّ هُمُ الْفَائِزُونَ یَوْمَ الْقِیَامَة.(الأمالی( للصدوق) ص 89)

جابر بن عبدالله أنصاری گوید از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود: به راستى در على (ع) چند خصلت است كه اگر یكى از آنها در همه مردم بود در فضل آنها بس بود. گفته پیامبر(ص): هر كه من مولاى اویم على مولاى من است و گفته او: على از من چون هارونست از موسى و گفته او: على از منست و من از اویم و گفته او: على نسبت بمن چون خود من است طاعتش طاعت منست و نافرمانیش نافرمانى من و گفته او: جنگ با على جنگ با خداست و سازش با على سازش با خداست و گفته او: دوست على دوست خدا است و دشمن او دشمن خدا و گفته او: على حجت خدا و خلیفه اوست بر بندگانش و گفته او: دوستى على ایمانست و بغض او كفر است و گفته او: حزب على حزب خداست و حزب دشمنانش حزب شیطان و گفته او: على با حق است و حق با او است از هم جدا نشوند تا سر حوض بر من در آیند و گفته او: على قسمت کننده بهشت و دوزخ است و گفته او: هر كه از على جدا شود از من جدا شده و هر كه از من جدا شود از خداى عزّ و جلّ جدا شده و گفته او: شیعیان على در روز قیامت رستگارند.

12ـ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُصَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع وَ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‌ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‌ وَ عَلَى‌ الْأَعْرافِ‌ رِجالٌ یَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِیماهُمْ‌ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ.(بصائر الدرجات ج ‌1  ص 496)

امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در باره آیه (وَ عَلَى‌ الْأَعْرافِ‌ رِجالٌ یَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِیماهُمْ) فرمودند: منظور از رجال أعراف، أئمه هستند.

13ـ وَ مِنْ كِتَابِ الْوَاحِدَةِ: رُوِیَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأُطْرُوشِ الْكُوفِیِّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَجَلِیُّ، قَالَ: حَدَّثَنِی أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِیُّ، قَالَ: حَدَّثَنِی عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ أَبِی نَجْرَانَ‌، عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ، عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِ‌، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع): أَنَا الْحَاشِرُ إِلَى اللَّهِ ... وَ أَنَا صَاحِبُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ، أُسْكِنُ‌ أَهْلَ‌ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ، وَ أَهْلَ النَّارِ النَّارَ ...(مختصر البصائر، ص: 130 ح 102)

امام باقر(ع) می‌فرماید: امیر المؤمنین(ع) فرمودند: منم حشر دهنده به سوی خداوند ... و منم صاحب بهشت و دوزخ که اهل بهشت را در بهشت و اهل دوزخ را در دوزخ سکونت می‌ دهم ...
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :