تبلیغات
مــاه ولــاء - بهشت پنجم: رابطۀ حجةُ الوداع با ماجرای غدیر خم
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بهشت پنجم: رابطۀ حجةُ الوداع با ماجرای غدیر خم
یک نکته‌ی عجیب و جالب این است که حج در بین فروع دین آخرین مقوله‌ای است که برای مردم توصیف شده است. اولین مقوله از فروع دین که برای مردم توصیف شده، مقوله‌ی نماز است و آخرین مقوله در بین فروع دین و مقولات مربوط به شریعت، مقوله‌ی حج است. این به معنای آن است که مردم هزاران بار نماز رسول الله(ص) را دیده‌اند. هزاران بار روزه‌ی ایشان را دیده‌اند، بارها با هم نماز خوانده‌اند و در کنار یکدیگر روزه گرفته‌اند. زکات و همین‌طور بقیه‌ی فروع دین اعم از امر به معروف و نهی از منکر، تولّی و تبرّی و ... را بارها دیده‌اند و با جزئیات آن‌ها آشنا هستند و درباره‌ی آن‌ها سؤالات مختلف پرسیده‌اند. تنها موضوعی که از فروع دین باقی مانده، مقوله‌ی حج است که این موضوع نیز در سال دهم هجری برای اولین بار به صورت کامل برگزار می‌گردد.

دقیق‌تر اینکه دو موضوع از دین باقی مانده بود که در حجة الوداع انجام شد: یکی موضوع حج بود که در حجة الوداع به صورت کامل تبیین شد و دیگری موضوع غدیر خم بود که آن نیز بعد از مراسم حج و در هنگام بازگشت از مکه برگزار گردید.(1) یعنی از لحاظ تقدم و تأخر، اول حج و سپس ماجرای غدیر خم برگزار گردید. به استناد احادیث، غدیر خم مکانی در سه میلی جحفه است(2) و رسول الله(ص) در مسیر آمدن برای حجة الوداع از محل غدیر خم عبور کرده‌اند. در این صورت جای این سئوال باقی است که به چه دلیل ایشان در مسیر آمدن به مکه، ماجرای غدیر خم را برپا نکردند؟ این خیلی عجیب است! چرا ایشان در هنگام رفتن برای حجة الوداع و عبور از غدیر خم، هیچ کاری نمی‌کنند ولی در هنگام بازگشت، ماجرای غدیر خم را برپا می‌نمایند؟! در پاسخ باید بگوییم که رسول الله(ص) با این رفتار خویش می‌خواهند به همگان بفهمانند که «حج مقدمه‌ی ولایت است».

اهل بیت(ع) نیز در حدیث به این مطلب اشاره نموده و می‌فرمایند: «تمام الحج، لقاء الإمام»(3)، یعنی حج با ولایت و امامت کامل می‌شود. حج با لقاء امام، تام و تمام می‌شود. رسول الله(ص) نیز از قبل به مردم فرموده بودند که«این حج، حجة الوداع و آخرین حج است و من پس از این حج، دیگر در میان شما نیستم، لذا دقت نمایید که آنرا به صورت دقیق و صحیح یاد بگیرید و اگر برای شما سؤالی در این ارتباط پیش می‌آید، آن را بپرسید». ایشان در این سفر ابتدا حج را به صورت کامل یاد می‌دهند و سپس به سراغ ولایت می‌آیند. نکته جالب این است که انسان می‌تواند این مفهوم را در  مناسک و اعمال حج نیز مشاهده نماید. در مناسک حج، انسان ابتدا مُحرِم می‌شود، سپس به عرفات می‌رود و پس از آن به مشعر رفته و از آنجا به سوی مِنی می‌رود، در آنجا پس از اینکه شیطان را رَمی نمود، مانند ابراهیم(ع)، گوسفندی را به جای نفس خویش قربانی می‌کند،- همان‌طور که ابراهیم(ع) می‌خواست عزیزترین چیز خود یعنی فرزند خویش را قربانی کند و خداوند این فعل را از او پذیرفت و گوسفندی را برای او فرستاد تا ایشان به جای کشتن فرزند، آن گوسفند را قربانی کند(4)- سپس انسان باید برای طواف به دور کعبه اقدام نماید و طواف به دور کعبه مَثَلی از طواف به دور امام(ع) می‌ باشد(5).

یعنی انسان باید ابتدا مقدماتی را در حج بگذراند و سپس به طواف دور کعبه مشغول شود. در حجة الوداع نیز همین ماجرا انجام شد یعنی ابتدا رسول الله(ص) حج را به صورت تام پیاده نمودند و اعمال آن را به جا آوردند و همه را دعوت کردند که به آن صورت حج را به جا بیاورند و سپس ماجرای غدیر خم را برپا کردند. به این صورت «حج و ولایت»، یعنی دو مقوله‌ی باقی مانده از شریعت نیز در حجة الوداع پیاده شد؛ و نکته‌ی زیبا این است که حج مقدمه‌ی ولایت بود. به همین دلیل رسول الله(ص) غدیر خم را در مسیر رفت خویش برپا نکردند، بلکه این کار را در مسیر برگشت انجام دادند تا بگویند که ولایت مقدمه‌ی حج نیست بلکه این حج است که مقدمه‌ی ولایت است(6). یعنی اول حج و سپس ماجرای غدیر خم و ولایت. این موضوع بسیار مهم است و ما باید بر این مطلب بسیار تأکید داشته باشیم. این سخن به معنای آن است که از بین تمام مقولاتِ مربوط به فروع دین، نزدیک‌ترین مقوله به ولایت، مقوله‌ ی حج است. در فروع دین، حج را می‌توان کامل‌ترین موضوع دانست، زیرا موضوع حج موضوعی است که در انتها مطرح شده و به عبارتی می‌توان گفت که حج آخرین درس تربیتی از فروع دین است. در یک برنامه‌ی آموزشی صحیح، کامل‌ترین درس باید زمانی به دانش آموز ارائه شود که او تمام پیش‌نیازهای لازم را گذرانده باشد. لذا کامل‌ترین درس را یک دانش‌آموز باید به عنوان آخرین درس خود دریافت کند و بگذرانَد. از اینجا می‌توان نتیجه گرفت که در میان فروع دین در برنامه‌ی آموزشی خداوند، کامل‌ترینِ فروع دین، حج است، زیرا حج به عنوان آخرین درس ارائه می‌شود. اوج فروع دین حج است، چون از حج می‌توان وارد ولایت شد.

همانگونه که بیان گردید این مفهوم را می‌توان به صورت نمادین در مناسک حج مشاهده نمود. در مراسم حج ابتدا حاجی باید اعمالی از قبیل وقوف در عرفات و مَشعَر و مِنی و رَمیِ جَمَرات و... را انجام دهد و در انتها باید به طواف کعبه بپردازد و طواف کعبه مثَلی از طواف به دور امام(ع) است. باید دانست که موضوع حج دارای عظمت زیادی است تا آنجا که خداوند، برخی از موارد موجود در حج را شعائرالله می‌خواند و می‌فرماید: «ذلِكَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوب‌»(7). یعنی شعائرالله باید عظیم شمرده شود و عظیم شمردن شعائرالله از تقوای قلب ناشی می‌شود. گویا خدا می‌خواهد به انسان گوشزد کند که شما حج را سبک شمرده‌اید و در مقابل سفارش نماید که باید حج را بزرگ بشمارید. زیرا اینها شعائرالله و به عبارت دیگر ارتفاعاتی است که می‌توانید از آن‌ ها به آسمان ولایت بروید.

در اینجا شاید این سئوال مطرح شود که مگر نماز در رأس فروع دین نیست؟ در پاسخ می‌گوییم: نماز یک باب ورودی است. نماز، باب فروع دین است و درباره‌اش گفته می‌شودکه «إن قُبِلَت قُبِلَ مَاسِوَاها»(8). اگر کسی از این باب وارد شود، می‌تواند از بقیه‌ی چیزها نیز متنعم و بهره‌ مند شود و به عبارت دیگر بقیه‌ی اعمال از او قبول می‌شود. از جنبه‌ی دیگر، می‌توان اینگونه بیان نمود که ما در درون نماز مقوله‌ای به اسم حج نداریم، اما یکی از مقولاتِ درون حج، نماز است. پس نماز با تمام عظمتی که دارد، جزئی از حج است.

پس در سال دهم هجری مردم دل از دنیا کندند و به سوی مکه آمدند. در آنجا با رفتاری به نام حج تزکیه شدند و آماده گردیدند و سپس وارد غدیر خم شدند. یعنی ابتدا باید رفتاری به نام حج انجام پذیرد و آنگاه بیعت با امام(ع) صورت گیرد. پس انسان باید به این نکته عنایت داشته باشد که باید از حج به غدیر خم وارد شود. ماجرای امام حسین(ع) نیز به همین صورت است. در آنجا نیز یاران امام(ع) از مراسم حج وارد کاروان حسینی(ع) می‌شوند. هر دو کاروان با یکدیگر شباهت دارند. کاروانی که به سمت حج آمده، باید به سمت مقصدی ولایی برود.


پاورقی‌ها ----------------------------------------------------------------------
... عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْمَدِینَةِ وَ قَدْ بَلَّغَ جَمِیعَ الشَّرَائِعِ قَوْمَهُ غَیْرَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ فَأَتَاهُ جَبْرَئِیلُ ع فَقَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ اسْمُهُ یُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَكَ إِنِّی لَمْ أَقْبِضْ نَبِیّاً مِنْ أَنْبِیَائِی وَ لَا رَسُولًا مِنْ رُسُلِی إِلَّا بَعْدَ إِكْمَالِ دِینِی وَ تَأْكِیدِ حُجَّتِی وَ قَدْ بَقِیَ عَلَیْكَ مِنْ ذَاكَ فَرِیضَتَانِ مِمَّا تَحْتَاجُ أَنْ تُبَلِّغَهُمَا قَوْمَكَ فَرِیضَةُ الْحَجِّ وَ فَرِیضَةُ الْوَلَایَةِ وَ الْخِلَافَةِ مِنْ بَعْدِكَ فَإِنِّی لَمْ أُخَلِّ أَرْضِی مِنْ حُجَّةٍ وَ لَنْ أُخَلِّیَهَا أَبَدا ...(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج ‌1  ص 56)

از امام باقر علیه السّلام نقل است كه: پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله در موسم حجّ عازم مكّه بود- در حالى كه تمام شرایع را بجز حجّ و ولایت ابلاغ فرموده بودند-كه فرشته وحى جبرئیل نازل شده و از جانب پروردگار متعال ابلاغ سلام نموده و گفت: اى محمّد! خداوند مى‌فرماید: من هیچ پیامبرى از پیامبران گذشته را قبض روح نكردم مگر پس از كمال دین و اتمام حجّتم، و براى تو تنها دو موضوع باقى مانده كه باید آن دو را به مردم ابلاغ نمایى، یكى حكم حجّ و دیگرى موضوع ولایت و خلافت است. زیرا من تا بحال زمین را خالى از حجّت قرار نداده‌ام و هرگز هم خالى نخواهم گذاشت‌...

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: ... فَلَمَّا بَلَغَ غَدِیرَ خُمٍ‌ قَبْلَ الْجُحْفَةِ بِثَلَاثَةِ أَمْیَالٍ أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ ع عَلَى خَمْسِ سَاعَاتٍ مَضَتْ مِنَ النَّهَارِ بِالزَّجْرِ وَ الِانْتِهَارِ وَ الْعِصْمَةِ مِنَ النَّاس‌ ...(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج‌ 1  ص 57)

امام باقر (ع) فرمود: زمانیکه رسول خدا (ص) به غدیر خم؛ در سه میلى «جُحفه» رسیدند، جبرئیل همان جا پنج ساعت گذشته از روز نازل شده و پیامى حاوى منع از حرکت و عصمت و حفظ از مردم را برای او آورد..

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَام‌ (الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‌4 ص 549)

امام باقر (ع) فرمود: حج با لقاء امام، تمام می‌شود.

[الصافّات107] ص450 ـ وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظیمٍ

و او را در ازای قربانی بزرگی باز رهانیدیم

عَنْ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص‌: ... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَثَلُ‌ الْإِمَامِ‌ مَثَلُ الْكَعْبَةِ إِذْ تُؤْتَى وَ لَا تَأْتِی أَوْ قَالَتْ مَثَلُ عَلِی ...(کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر ص ۱۹۹) حضرت زهرا (س) روایت کرده اند که رسول خدا (ص) فرمود: مثال امام (یا فرمود مثال علی) همانند کعبه است که بسوی آن می روند و او بسوی کسی نمی آید.

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّمَا أُمِرَ النَّاسُ أَنْ یَأْتُوا هَذِهِ الْأَحْجَارَ فَیَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ یَأْتُونَا فَیُخْبِرُونَا بِوَلَایَتِهِمْ وَ یَعْرِضُوا عَلَیْنَا نَصْرَهُمْ ...(الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‌4  ص 549)

امام باقر (ع) فرمود: به مردم دستور داده شده تا بسوی این سنگها (کعبه) رفته و آن را طواف کنند، سپس نزد ما آمده و ولایت و یاری و نصرت خود را بر ما عرضه کنند.

[الحجّ32] ص336 ـ ذلِكَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ: این است [فرایض خدا] و هر كس شعایر خدا را بزرگ دارد در حقیقت‌، آن [حاكی‌] از پاكی دلهاست‌.

جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ:‌كُلُّ سَهْوٍ فِی الصَّلَاةِ یُطْرَحُ مِنْهَا غَیْرَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى یُتِمُّ بِالنَّوَافِلِ إِنَّ أَوَّلَ مَا یُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ فَإِنْ قُبِلَتْ‌ قُبِلَ‌ مَا سِوَاهَا إِنَّ الصَّلَاةَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِی أَوَّلِ وَقْتِهَا رَجَعَتْ إِلَى صَاحِبِهَا وَ هِیَ بَیْضَاءُ مُشْرِقَةٌ تَقُولُ حَفِظْتَنِی حَفِظَكَ اللَّهُ وَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِی غَیْرِ وَقْتِهَا بِغَیْرِ حُدُودِهَا رَجَعَتْ إِلَى صَاحِبِهَا وَ هِیَ سَوْدَاءُ مُظْلِمَةٌ تَقُولُ ضَیَّعْتَنِی ضَیَّعَكَ اللَّهُ. (الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‌3  ص 268)

امام باقر (ع) فرمود: در نمازهاى فریضه، هر جا سهو و اشتباهى روى دهد، آن قسمت اشتباهى را از صورت نماز خارج مى‌كنند، منتها خداوند تعالى نواقص نماز فریضه را با نماز نافله ترمیم مى‌كند. حسابرسى اعمال بندگان، از نماز آنان شروع مى‌ شود؛ اگر نماز كسى پذیرفته شود، سایر اعمال او پذیرفته خواهد گشت. اگر نماز كسى در اول وقت به درگاه خدا بالا رود، درخشان و تابان به سوى صاحبش باز مى‌گردد و مى‌گوید:  مرا حفظ کردی، خداوند تو را حفظ کند! و اگر نماز كسى در خارج از وقت و با رعایت نکردن حدود آن بدرگاه خدا بالا رود، سیاه و تاریك به‌ سوى صاحبش باز مى‌ گردد و مى‌ گوید: مرا پامال كردى، خداوند تو را پامال كند.




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر