تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
بهشت چهارم: مقایسۀ حجِّ اكبر با حجةُ الوداع
در سال دهم هجری پس از اینکه رسول الله(ص) از حج باز می‌ گردند، در محل غدیر خم مراسمی را برگزار می‌کنند و در طی آن امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان ولی و خلیفه و امیر و ... معرفی می‌کنند. شاید برای انسان این سئوال مطرح شود که چرا رسول الله(ص) در محل غدیر خم و پس از حجة الوداع و با این کیفیت، این مراسم را برگزار می‌کنند؟ و چرا این مراسم را در یک زمان دیگر و در مکانی دیگر، مثلاً در سالهای قبل و در مدینه و هنگامی که مردم در شرایط راحت‌ تری هستند، برگزار نمی‌ نمایند؟ برای پاسخ به این سئوال و برای اینکه ماجرا آشکار شود، خوب است مقداری به حجة الوداع بپردازیم و درباره‌ی آن صحبت کنیم: « تصور کنیم که سال نهم هجرت است و رسول الله(ص) در مدینه هستند. ایشان مردم را آماده کرده‌اند و برای حج فرستاده‌ اند. ابوبکر هم امیرالحاج است و رسول الله(ص) آیات اوّل سوره برائت را به ایشان داده تا در موسم حج برای مردم بخواند. کاروان حجاج از مدینه به راه افتاده و به سمت مکه رهسپار گردیده است. تا آن زمان مشرکین نیز در ایام حج به مکه می‌ آمدند، ولی از آن زمان و با نزول این آیه، آمدن ایشان به مکه ممنوع می‌شود. گفته می‌شود که حجِّ امسال، «حجِّ اکبر» است(1) و چون «حجِّ اکبر» است، دیگر فردی به نام ابوبکر یا امثال ابوبکر نمی‌ توانند امیرُ الحاج باشند. حج اکبر مقوله‌ ای نیست که هر کسی بتواند امیرُ الحاجِّ آن باشد. فقط ولیِّ عالَم(2) باید امیرُ الحاجِّ حجِّ اکبر باشد. لذا رسول الله(ص)، علی ‌بن‌ ابی‌طالب(ع) را به عنوان امیرُ الحاج می‌ فرستند و می‌فرمایند که ابوبکر برگردد.(3)

امیرالمؤمنین(ع) نیز می‌روند و حج را انجام می‌دهند و برمی‌گردند. در سال دهم هجری و حدوداً سه ماه قبل از وفات یا شهادت رسول الله(ص)- «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِل»(4)،‌ خدا ماجرای عجیبی را برای ایشان جاری می‌کند. در این زمان(5) آیه‌ای نازل می‌شود: «وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى‌ كُلِّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ»(6). خداوند می‌فرماید: «یا رسول الله! اعلام کن که همه بیایند. از راه‌های دور و نزدیک، از هر پستی و بلندی، به هر صورت که می‌توانند، پیاده یا سواره، مردم بلند شوند و بیایند». می‌پرسیم: «مگر چه اتفاقی افتاده که خداوند چنین می‌فرماید؟! چرا امسال نیز به روال سال‌های گذشته گفته نمی‌شود که کاروان حج می‌خواهد راه بیافتد، هر کسی که مایل است با کاروان همراه شود و عازم حج شود و هر کسی که نمی‌خواهد به حج برود، در مدینه بماند». کلام خدا در این آیه لحن دیگری دارد.

انسان احساس می‌کند که در آیه‌ی 27 سوره‌ی حج، تحریک وجود دارد، تأکید وجود دارد، به نوعی اصرار وجود دارد. خدا می‌فرماید: «مردم! هر کسی می‌تواند بیاید، کسی جا نمانَد». نکته‌ی جالب این است که ادامه‌ی این سیاق از کلام، در حدیث رسول الله(ص) است. ایشان خطاب به مردم می‌فرماید: «ای مردم! راه بیافتید، نکند بیمار شوید و نتوانید بیایید، نکند مشکل پیش بیاید و نتوانید بیایید. تا مسأله‌ای پیش نیامده راه بیافتید». در خطبه‌ی غدیریه نیز رسول الله(ص) به این مطلب اشاره می‌کنند(7). امّا چرا؟! مگر چه می‌خواهد پیش بیاید که باید با حج شروع شود و حج مقدمه‌اش باشد؟! چرا حج امسال با سال‌های قبل و حتی با حجِّ اکبر تفاوت دارد؟! ما فکر می‌کردیم که اوج حجّ، «حجِّ اکبر» است. چرا حجة الوداع از لحاظ عظمت، از لحاظ شأن، از لحاظ اصرار، فراتر از حجِّ اکبر است؟! انسان با یک مقایسه بین این دو متوجه می‌شود که حجة الوداع خیلی پر اهمیت‌تر از حج اکبر است. در حجة الوداع، خود رسول الله(ص) امیرُ الحاج هستند. در آن هنگام علی بن ابیطالب(ع) برای انجام کاری به یمن فرستاده شده‌اند. رسول الله(ص) می‌فرمایند: بروید به علی بن ابی طالب(ع) بگویید که ایشان خود را به حج برساند. عجیب است، ایشان نه فقط به اطراف مدینه، بلکه به شهرهای مختلف پیغام می‌فرستند که مردم به حج بیایند. امیرالمؤمنین(ع) نیز خودشان را در آستانه‌ی مکه و یا در داخل مکه به حضرت می‌رسانند و حج را همراه رسول الله(ص) به جا می‌آورند.

توجه به این نکته مهم است که در حج‌ های پیش از حج اکبر، هر کسی حتی ابوبکر نیز می‌تواند امیرُ الحاج شود. اما در حج اکبر، فقط علی بن ابی طالب(ع) و امثال ایشان می‌توانند امیرُ الحاج باشند. در حجة الوداع فقط رسول الله(ص) می‌تواند امیرُ الحاج باشند. و نکته‌ی دیگر اینکه مقایسه بین حج اکبر و حجة الوداع دارای اهمیت و عظمت بسیاری است و باعث فهم مطالب جالبی خواهد شد. به هر حال، جمعیت زیادی و به قولی تا 140 هزار نفر برای حجة الوداع در مدینه جمع می‌شوند. همه‌ی این افراد با هم به سمت مدینه راه می‌افتند. به حسب ظاهر در آن ایام در مدینه وبا می‌آید و تعداد زیادی از مردم می‌میرند و یا مریض می‌شوند و نمی‌توانند با کاروان حج همراه شوند. با این وجود نقل می‌شود که حدود 140 هزار نفر به حج آمدند. مردم در خلال مسیر به یکدیگر خبر می‌دادند و پیوسته جمعیت اضافه می‌شد. در مکه نیز جمعیت از این طرف و آن طرف می‌آیند و باز هم به جمعیت اضافه می‌شود. یعنی بزرگ‌ترین اجتماع بشریِ تا آن زمان تشکیل می‌شود. چه اتفاقی افتاده است؟! بدون هیچ پیشینه‌ای‌ و اینکه از قبل اعلام شود، ناگهان مسئله‌ای می‌خواهد واقع شود. مردم از خود می‌پرسند مگر چه حجی است که باید به این میزان جمعیت بیاید؟! اصرار بر این است که هر کسی که می‌تواند حتماً به حج بیاید، تأکید می‌شود که تا مریض نشده‌اید و مسئله‌ای برای‌تان پیش نیامده، راه بیافتید. اما مسأله‌ای که در خود حج واقع می‌شود بسیار عجیب است.

رسول الله(ص) می‌فرمایند که برای اولین و آخرین بار می‌خواهم حج را به شما تعلیم دهم(8). گویا این سخن به معنای آن است که حج‌های مردم در سال‌های قبل کامل نبوده است و در حقیقت حج صحیح و کامل عبارت از این رفتاری است که رسول الله(ص) می‌خواهند به به مردم یاد دهند. یک نکته‌ی جالب این است که حجة الوداع در میان شیعه و سنی فقط یک راوی دارد و راوی آن امام صادق(ع) است. امام صادق(ع) در طی حدیث مفصلی حجة الوداع را توضیح داده‌ اند و فرموده‌اند که رسول الله(ص) در حجة الوداع چه‌کار می‌کنند. یک نکته‌ی عجیب این است که با وجود این همه جمعیت، هیچ کسی این حدیث را نقل نمی‌ کند و یا نقل‌ها از بین می‌رود. حتی اهل سنت نیز حجة الوداع را بر طبق حدیث امام صادق(ع) توصیف می‌کنند. از روی حدیث امام صادق(ع) می‌توان فهمید که حضرت در قسمت به قسمت این مسیر، چه مطلبی را فرموده‌اند و یا چه نکات جدیدی را مطرح نموده‌اند؛ و این در حالی است که حج‌های مردم در پیش از حجة الوداع نیز از لحاظ اعمالی که انجام می‌داده‌اند، ناقص بوده است.

رسول الله(ص) پس از بیان تمام نکات لازم در طول مسیر، بارها خطاب به مردم می‌گویند: «ای مردم! هر سؤالی دارید بپرسید. این اولین بار و آخرین بار است. بعد از این، من از دنیا ‌خواهم رفت. من دیگر در بین شما نیستم. جبرئیل به من فرموده که دیگر من از دنیا خواهم رفت. هر سؤالی درباره‌ی حج دارید، از من بپرسید». پس رسول الله(ص) برای اولین و آخرین بار حج را توصیف می‌کنند. این گونه نیست که رسول الله(ص) آن اعمالی را که در حال حاضر ما در ایام حج  انجام می‌دهیم، 10 بار انجام داده باشند، بلکه ایشان تنها یک بار و آن هم در حجة الوداع این اعمال را انجام داده‌اند. کامل‌ترین حجی که توسط رسول الله(ص) انجام شده، حجة الوداع است. حج‌های دیگر کاستی‌ها و نقص‌هایی داشته است. در حجة الوداع رسول الله(ص) بخش بخش موضوعات حج را توضیح می‌دهند.

از نکات درخور توجه در حجة الوداع این است که ایشان با کوچک‌ترین بهانه، معطوف آینده شده و به صورت مفصل از آینده صحبت می‌کنند. به عنوان مثال در کنار خانه‌ی کعبه، پشت به کعبه نموده و سلمان را مخاطب قرار داده و پس از بیان چند کلام ابتدایی، به سرعت در موضوعات آینده وارد می‌شوند و مفصلاً درباره‌ی آینده صحبت می‌کنند(9). در حجة الوداع حضرت این رفتار را حداقل دو یا سه بار انجام می‌‌دهند؛ و به این صورت حج تمام می‌شود.

پاورقی‌ها ----------------------------------------------------------------------
[التوبة3] ص187 ـ وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَری‌ءٌ مِنَ الْمُشْرِكینَ وَ رَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَكُمْ وَ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ وَ بَشِّرِ الَّذینَ كَفَرُوا بِعَذابٍ أَلیمٍ: و [این آیات‌] اعلامی است از جانب خدا و پیامبرش به مردم در روز حجّ اكبر كه خدا و پیامبرش در برابر مشركان تعهّدی ندارند [با این حال‌] اگر [از كفر] توبه كنید آن برای شما بهتر است‌، و اگر روی بگردانید پس بدانید كه شما خدا را درمانده نخواهید كرد؛ و كسانی را كه كفر ورزیدند از عذابی دردناك خبر ده‌.

حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ جَرِیرٍ الطَّبَرِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی هَنَّادُ بْنُ السَّرِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ هِشَامٍ قَالَ حَدَّثَنِی سَعِیدُ بْنُ أَبِی سَعِیدٍ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْمُنْكَدِرِ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‌: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ دَعَاهُنَّ فَأَجَبْنَهُ فَعَرَضَ‌ عَلَیْهِنَ‌ نُبُوَّتِی‌ وَ وَلَایَةَ عَلِیِ‌ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَقَبِلْنَهَا ثُمَّ خَلَقَ الْخَلْقَ وَ فَوَّضَ‌ إِلَیْنَا أَمْرَ الدِّینِ فَالسَّعِیدُ مَنْ سَعِدَ بِنَا وَ الشَّقِیُّ مَنْ شَقِیَ بِنَا نَحْنُ الْمُحَلِّلُونَ لِحَلَالِهِ وَ الْمُحَرِّمُونَ لِحَرَامِه‌
(مائة منقبة من مناقب  أمیر المؤمنین و الأئمة  ص 25)

جابر بن عبد الله أنصاری نقل می كند كه رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمود: وقتى خداوند آسمانها و زمین را آفرید آنها را خواند، جواب دادند. پس به آنها نبوت من و ولایت علی بن ابی طالب را عرضه داشت، و آنها پذیرفتند. سپس خلق را آفرید و أمر دین را به ما واگذار كرد. پس سعید كسى است كه بواسطه ما سعادت یابد و شقى كسى است كه بواسطه ما شقاوت یابد. ما حلال خدا را حلال و حرام او را حرام می کنیم.

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِیدِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ بْنِ النَّصْرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‌: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‌ وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ فَقَالَ: اسْمٌ نَحَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِیّاً ص مِنَ السَّمَاءِ لِأَنَّهُ هُوَ الَّذِی أَدَّى عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص بَرَاءَةَ وَ قَدْ كَانَ بَعَثَ بِهَا مَعَ أَبِی بَكْرٍ أَوَّلًا فَنَزَلَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ ع فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ لَكَ إِنَّهُ لَا یُبَلِّغْ عَنْكَ إِلَّا أَنْتَ أَوْ رَجُلٌ مِنْكَ فَبَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ ص عِنْدَ ذَلِكَ عَلِیّاً ع فَلَحِقَ أَبَا بَكْرٍ وَ أَخَذَ الصَّحِیفَةَ مِنْ یَدِهِ وَ مَضَى بِهَا إِلَى مَكَّةَ فَسَمَّاهُ اللَّهُ تَعَالَى أَذَاناً مِنَ اللَّهِ إِنَّهُ اسْمٌ نَحَلَهُ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ لِعَلِیٍّ (ع‌).

معانی الأخبار ص 298 حارث نصرى گوید: از امام صادق علیه السّلام تفسیر وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ را پرسیدم، فرمود: نامى است كه خداوند از آسمان اختصاص به علىّ (ع) داده است، زیرا اوست كه از جانب رسول خدا (ص)‌ بیزارى از مشركین را اعلام كرد، پیغمبر (ص) نخست آن را به أبو بكر داده بود، جبرئیل فرود آمد و گفت: اى محمّد خداوند مى‌فرماید: «از جانب تو نباید برساند مگر خودت یا مردى كه از خودت باشد» بعد از آن فرمان بود كه رسول خدا (ص) علىّ (ع) را فرستاد، و او به أبو بكر رسید، و صحیفه را از دستش گرفت و به مکّه برد (و آنرا قرائت کرد)، از این جهت خداوند او را أذان نامید، همانا آن نامى است كه خداوند از آسمان اختصاص به علىّ (ع) داده است.

[آل‌عمران144] ص68 ـ وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‌ أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى‌ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاكِرینَ: و محمد، جز فرستاده‌ای كه پیش از او [هم‌] پیامبرانی [آمده و] گذشتند، نیست‌. آیا اگر او بمیرد یا كشته شود، از عقیده خود برمی‌گردید؟ و هر كس از عقیده خود بازگردد، هرگز هیچ زیانی به خدا نمی‌رساند، و به زودی خداوند سپاسگزاران را پاداش می‌دهد.

5ـ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَقَامَ بِالْمَدِینَةِ عَشْرَ سِنِینَ لَمْ یَحُجَّ ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهِ- وَ أَذِّنْ‌ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى‌ كُلِّ ضامِرٍ یَأْتِینَ‌ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ‌- فَأَمَرَ الْمُؤَذِّنِینَ أَنْ یُؤَذِّنُوا بِأَعْلَى أَصْوَاتِهِمْ بِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص یَحُجُّ فِی عَامِهِ هَذَا فَعَلِمَ بِهِ مَنْ حَضَرَ الْمَدِینَةَ وَ أَهْلُ الْعَوَالِی وَ الْأَعْرَابُ وَ اجْتَمَعُوا لِحَجِّ رَسُولِ اللَّهِ ص ....(الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‌4  ص 245)

امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) ده سال در مدینه بدون اینکه به حج رود اقامت کرد سپس خداوند این آیه را بر او نازل کرد: (و در میان مردم براى انجام حج بانگ برآور تا پیاده و [سوار] بر هر شتر لاغرى از هر راه دورى به سوى تو روى آورند) پس رسول خدا (ص) دستور داد تا با صدای بلند ندا دهند که رسول خدا (ص) امسال به حج می روند. و مردم مدینه و حوالی آن و بادیه نشینان از آن آگاه شدند و برای رفتن به حج به همراه رسول خدا (ص) جمع گشتند.

[الحجّ27] ص335 ـ وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى‌ كُلِّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ: و در میان مردم برای [ادای‌] حج بانگ برآور تا [زایران‌] پیاده و [سوار] بر هر شتر لاغری ـ كه از هر راه دوری می‌آیند ـ به سوی تو روی آورند.

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْمَدِینَةِ وَ قَدْ بَلَّغَ جَمِیعَ الشَّرَائِعِ قَوْمَهُ غَیْرَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ فَأَتَاهُ جَبْرَئِیلُ ع فَقَالَ لَهُ ... فَإِنَّ اللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ یَأْمُرُكَ أَنْ تُبَلِّغَ قَوْمَكَ الْحَجَّ وَ تَحُجَّ وَ یَحُجَّ مَعَكَ‌ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا مِنْ أَهْلِ الْحَضَرِ وَ الْأَطْرَافِ وَ الْأَعْرَابِ وَ تُعَلِّمَهُمْ مِنْ مَعَالِمِ حَجِّهِمْ مِثْلَ مَا عَلَّمْتَهُمْ مِنْ صَلَاتِهِمْ وَ زَكَاتِهِمْ وَ صِیَامِهِمْ وَ تُوقِفَهُمْ مِنْ ذَلِكَ عَلَى مِثَالِ الَّذِی أَوْقَفْتَهُمْ عَلَیْهِ مِنْ جَمِیعِ مَا بَلَّغْتَهُمْ مِنَ الشَّرَائِعِ فَنَادَى مُنَادِی رَسُولِ اللَّهِ ص فِی النَّاسِ أَلَا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ یُرِیدُ الْحَجَّ وَ أَنْ یُعَلِّمَكُمْ مِنْ ذَلِكَ مِثْلَ الَّذِی عَلَّمَكُمْ مِنْ شَرَائِعِ دِینِكُمْ وَ یُوقِفَكُمْ مِنْ ذَاكَ عَلَى مَا أَوْقَفَكُمْ عَلَیْهِ مِنْ غَیْرِهِ فَخَرَجَ ص وَ خَرَجَ مَعَهُ النَّاسُ وَ أَصْغَوْا إِلَیْهِ لِیَنْظُرُوا مَا یَصْنَعُ فَیَصْنَعُوا مِثْلَهُ فَحَجَّ بِهِمْ وَ بَلَّغَ مَنْ حَجَّ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَةِ وَ أَهْلِ الْأَطْرَافِ وَ الْأَعْرَابِ سَبْعِینَ أَلْفَ إِنْسَانٍ أَوْ یَزِیدُونَ ...(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج ‌1  ص 56)

رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) از مدینه عازم حجّ بود، در حالى كه تمام شرایع را بجز حجّ و ولایت، به مردم ابلاغ [تفهیم] كرده بود. در این هنگام جبرئیل(ع) به حضورش آمد و گفت: ... خداوند فرمان مى‌دهد که حج را بر قوم خود ابلاغ [تفهیم] كنى [بدین صورت كه] خودت حج گذارى و هر كس از شهرنشینان و ساكنان اطراف و بادیه‌ نشینان كه مى‌توانند حج بگذارند، با تو همراه شوند تا احکام حج را به آنان بیاموزى، همان‌گونه كه نماز و زكات و روزه را به ایشان آموختى، و مردم را با حج آشنا کنی همانگونه كه مردم را با دیگر شرایع دین آشنا کردی. پس منادى رسول‌الله(ص) میان مردم ندا داد كه همانا رسول‌الله(ص) اراده‌ی حج دارد تا حج را به شما بیاموزد همان‌گونه كه سایر شرایع دینتان را به شما آموخته است و شما را با حج آشنا کند همان‌گونه که شما را با غیر آن آشنا کرد. پس پیامبر(ص) از مدینه بیرون آمد و مردم نیز همراه او بیرون آمدند و گوش به سخنان ایشان دادند تا ببینند ایشان چکار می‌کند تا آنها هم همانگونه رفتار ‌كنند. پس با ایشان عازم حج شد و شمار همراهان رسول‌الله(ص) كه در حج شركت كردند، از مردم مدینه و اطراف آن و دیگر اعراب، به هفتاد هزار یا بیشتر می‌رسید....

رجوع شود به پاورقی قبل 9ـ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ مُسْلِمٍ الْخَشَّابِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَرِیحٍ الْمَكِّیِّ عَنْ عَطَاءِ بْنِ أَبِی رِیَاحٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‌: حَجَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص حِجَّةَ الْوَدَاعِ فَأَخَذَ بِحَلْقَةِ بَابِ الْكَعْبَةِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَیْنَا بِوَجْهِهِ فَقَالَ: أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِأَشْرَاطِ السَّاعَةِ وَ كَانَ أَدْنَى النَّاسِ مِنْهُ یَوْمَئِذٍ سَلْمَانُ‌ رَحْمَةُ اللَّهِ‌ عَلَیْهِ، فَقَالَ بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ! فَقَالَ ص: إِنَّ مِنْ أَشْرَاطِ الْقِیَامَةِ إِضَاعَةَ الصَّلَوَاتِ وَ اتِّبَاعَ الشَّهَوَاتِ، وَ الْمَیْلَ إِلَى الْأَهْوَاءِ وَ تَعْظِیمَ أَصْحَابِ الْمَالِ، وَ بَیْعَ الدِّینِ بِالدُّنْیَا....(تفسیر القمی ج ‌2  ص 303)

عبدالله بن عباس (رض) گوید: همراه رسول خدا (ص) در حجة الوداع بودیم که دستگیره درب کعبه را گرفت و رو به ما کرد و فرمود: آیا شما را به أشراط ساعة (علائم ظهور) آگاه نکنم؟ و در آنجا سلمان (رض) از همه مردم به او نزدیکتر بود، که گفت: بفرمایید ای رسول خدا (ص). حضرت فرمود: از علائم قیامت ضایع کردن نمازها و پیروی از شهوتها و میل به هوای(نفس) و بزرگ دانستن ثروتمندان و فروختن دین به دنیاست ....
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :