تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
بهشت دوم: مقایسۀ ماجرای غدیر با ظهور امام زمان(عج)
از دو جنبه می‌توان شباهت ماجرای امیر المؤمنین(ع) را با داستان یوسف(ع) پیگیری نمود. جنبه‌ی اول با توجه به  داستان آدم(ع) و ماجرای سجده‌ ی آدم(ع) تا ظهور است که این ماجرا ارتباط بسیار شدیدی به ماجرای علی بن ابی طالب(ع) دارد. در داستان آدم(ع) خداوند می‌فرماید: بر آدم(ع) سجده کنید، بعضی‌ از آنها طغیان می‌کنند، اما در زمان ظهور وادار به سجده می‌شوند. مشابه این سیر را می‌توان در داستان یوسف(ع) نیز مشاهده نمود.

جنبه‌ی دیگر با بررسی ماجرای علی بن ابی طالب(ع) و زندگی خود ایشان در دنیا صورت می‌گیرد. باید داستان ایشان را از صدر اسلام یعنی زمانی که ایشان جوان بودند بررسی کنیم. در آن زمان بسیاری از مهاجرین و انصار کید می‌کنند، همانگونه که برادران یوسف کید کردند. یعقوب(ع) به یوسف(ع) درباره‌ی کید برادران هشدار داده بود. فَیَكیدُوا لَكَ كَیْدا،(1) برادران یوسف کید کردند و کید خویش را اجرا کردند. پس از آن چه ماجراهایی پیش می‌آید تا اینکه یوسف(ع) عزیز مصر و مَلِک مصر می‌شود. امیر المؤمنین(ع) نیز رجعت می‌کنند، ایشان مدتی در قالب دابة الأرض(2) ظاهر می‌شوند و سپس در بهشت ظهور و در قالب مَلِک می‌آیند(3).

برای اینکه انسان بتواند بیشترین بهره را از داستان یوسف(ع) ببرد، ابتدا باید دو موضوع را بررسی نماید و سپس به سراغ داستان یوسف(ع) بیاید. اولین موضوعی که باید به آن پرداخته شود، سجده‌ی ملائک بر آدم(ع) و ارتباط آن با ماجرای غدیرخم است و دومین موضوعی که باید به آن پرداخته شود، رابطه‌ی غدیرخم با ظهور امام زمان(عج) است. پس از تبیین و توضیح این دو موضوع انسان باید سراغ داستان یوسف(ع) بیاید. در آن صورت انسان متوجه خواهد شد که خداوند به صورت بسیار زیبایی جمع بین مقوله‌ی سجده‌ی آدم(ع) و مقوله‌ی ظهور را در سوره‌ی یوسف(ع) آورده است.

در داستان آدم(ع)، گویا ملائک نسبت به خلیفه‌ ی خدا حسادت کردند و ابتدا با بیان «أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَك‌»(4) اعتراض کردند، ولی در انتها همه‌ی ملائک در مقابل آدم(ع) سر تسلیم فرود آوردند.(5)

در ماجرای غدیر خم نیز مشابه این ماجرا واقع شد. خداوند در طی 23 سال دوران رسالت رسول الله(ص)، فضایل و نعماتی را برای علی بن ابی طالب(ع) قرار دادند و توسط رسول بزرگوارشان، پیوسته فضائل مختلف علی بن ابی طالب(ع) را مطرح نمود و مردم را به سوی ایشان دعوت کرد، اما وقتی مقدر شد که ایشان رسماً بر مسنَد این موقعیت‌ها قرار گیرند، بقیه‌ی مسلمان‌ها و به عبارت دیگر برادران ایمانی، بدترین توطئه‌ها را کردند. مردم و علی‌الخصوص برخی از خواص جامعه، همان رفتار برادران یوسف را انجام دادند. آنها نیز نسبت به امیرالمؤمنین(ع) حسادت ورزیدند.(6) در ماجرای یوسف(ع)، سرانجام یوسف(ع) عزیز و پادشاه مصر می‌شود، در ماجرای غدیر نیز سرانجام اهل بیت(ع) مَلِک زمین می‌شوند.(7) نکته‌ی جالب این است که رسول الله(ص) در خطبه‌ی غدیریه می‌فرمایند: «دوازده نفر از امت من مَلِک می‌شوند و حکومت می‌کنند و در آنجا دیگر تمام مسلمین سر تسلیم فرود می‌آورند.(8) اگر ایشان در ابتدا بیعت کردند و بیعت‌ خویش را شکستند، در زمان ظهور امام زمان(عج) به بعد بیعت می‌کنند و پای بیعت‌شان می‌ایستند. در آن زمان هر کسی بیعت خویش را بشکند، کشته می‌شود.(9) دقیق‌تر اینکه در آن هنگام بر طبق آیه‌ی «... وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً... »(10)، مردم محتاج بیعت با امام(ع) می‌باشند و اگر بیعت نکنند در دام شیاطین گیر می‌کنند و اذیت و بلکه کشته می‌شوند. لذا چه ایشان بخواهند و چه نخواهند، با میل و یا با اجبار، باید بیعت کنند و باید پای بیعت خویش بایستند.(11)

پس از رحلت رسول الله(ص)، مردم با اهل بیت(ع) بسیار شدید رفتار کردند، آنها را در حبس قرار دادند، آنها را در حاشیه قرار دادند، آنها را اذیّت نمودند، آنها را ضعیف شمرده و مستضعف قرار دادند،(12) همان‌طور که برادران یوسف(ع)، یوسف را در چاه انداختند.ولی در زمان ظهور و پس از آن، خداوند بر اهل بیت عصمت و طهارت(ع) منّت نهاده و ایشان را امام و وارث زمین قرار می‌دهد و به ایشان ملک عظیم می‌بخشد.(13) همان‌طور که در ماجرای یوسف(ع)، خداوند قانون کلیِّ «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین‌»(14) را بر روی یوسف(ع) اِعمال کرد و اراده نمود که یوسف(ع) را پس از استضعافش، رو بیاورد و سرافراز سازد. لذا او را عزت بخشید و ابتدا در جایگاه «عزیز مصر»(15) و سپس به عنوان «مَلِک مصر» قرار داد.(16)

به بیانی دیگر می‌توان گفت که داستان یوسف(ع)، داستان جریانِ ولایت و داستان امیرالمؤمنین(ع) است. در ماجرای یوسف(ع)، ابتدا یوسف یک کودک بود. غدیر خم نیز ابتدای ماجرای امیرالمؤمنین(ع) در زمین است. داستان یوسف(ع) با حکومت و سپس جریان حکومت در ذریه‌ی ایشان ادامه پیدا می‌کند. داستان امیرالمؤمنین(ع) با رجعت ایشان و حکومت ایشان و حکومت ذریه‌ی ایشان در زمین ادامه پیدا می‌کند. یوسف(ع) پس از سال‌ها غیبت، پدیدار ‌شده و عزیز و مَلِک مصر می‌شوند. امیر المؤمنین(ع) نیز پس از سال‌ها که از شهادت‌شان می‌گذرد، دوباره برمی‌گردند، رجعت می‌کنند و حکومت را در دست می‌گیرند.(17)

پاورقی‌ها ----------------------------------------------------------------------
[یوسف5] ص236 ـ قالَ یا بُنَیَّ لا تَقْصُصْ رُؤْیاكَ عَلى‌ إِخْوَتِكَ فَیَكیدُوا لَكَ كَیْداً إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبینٌ : [یعقوب‌] گفت‌: «ای پسرك من‌، خوابت را برای برادرانت حكایت مكن كه برای تو نیرنگی می‌اندیشند، زیرا شیطان برای آدمی دشمنی آشكار است‌.

فَإِنَّهُ حَدَّثَنِی أَبِی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‌ انْتَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ هُوَ نَائِمٌ فِی الْمَسْجِدِ قَدْ جَمَعَ رَمْلًا وَ وَضَعَ رَأْسَهُ عَلَیْهِ فَحَرَّكَهُ بِرِجْلِهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ: قُمْ یَا دَابَّةَ اللَّهِ فَقَالَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ یُسَمِّی بَعْضُنَا بَعْضاً بِهَذَا الِاسْمِ فَقَالَ: لَا وَ اللَّهِ مَا هُوَ إِلَّا لَهُ خَاصَّةً وَ هُوَ الدَّابَّةُ الَّتِی ذَكَرَ اللَّهُ فِی كِتَابِهِ «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ ـ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ ـ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ‌» ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ إِذَا كَانَ آخِرُ الزَّمَانِ أَخْرَجَكَ اللَّهُ فِی أَحْسَنِ صُورَةٍ وَ مَعَكَ مِیسَمٌ تَسِمُ بِهِ أَعْدَاءَكَ، فَقَالَ رَجُلٌ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: إِنَّ النَّاسَ یَقُولُونَ هَذِهِ الدَّابَّةُ إِنَّمَا تَكْلِمُهُمْ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع كَلَمَهُمُ اللَّهُ فِی نَارِ جَهَنَّمَ إِنَّمَا هُوَ یُكَلِّمُهُمْ مِنَ الْكَلَامِ وَ الدَّلِیلُ عَلَى أَنَّ هَذَا فِی الرَّجْعَةِ قَوْلُهُ‌ وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُكَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ حَتَّى إِذا جاؤُ قالَ أَ كَذَّبْتُمْ بِآیاتِی وَ لَمْ تُحِیطُوا بِها عِلْماً أَمَّا ذا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‌ قَالَ الْآیَاتُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةُ ع فَقَالَ الرَّجُلُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ الْعَامَّةَ تَزْعُمُ أَنَّ قَوْلَهُ «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً» عَنَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ، فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: أَ فَیَحْشُرُ اللَّهُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً وَ یَدَعُ الْبَاقِینَ لَا، وَ لَكِنَّهُ فِی‌ الرَّجْعَةِ، وَ أَمَّا آیَةُ الْقِیَامَةِ فَهِیَ «وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَدا»(تفسیر القمی: ج‌2 ص130)

امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(صلى الله علیه و آله) به امیر المؤمنین(ع) رسیدند و او در مسجد خواب بود و شن‌هایی را جمع كرده و سر خود را بر آن قرار داده بود. پس با پایشان، حركتش داده و فرمودند: برخیز ای دابة الله. پس مردی از یاران ایشان عرض كرد: ای رسول الله، آیا برخی از ما [می‌توانیم] برخی دیگر را به این نام بنامیم؟ فرمودند: نه، به خدا سوگند، آن [نام] جز مخصوص او[علی] نیست، و او آن دابّه است كه خدا در كتابش ذكر فرموده: «و چون آن قول بر ایشان واقع گردد، دابّه(جنبنده)‌ای را از زمین برای آنان بیرون می‌آوریم كه با ایشان سخن گوید كه‌ مردم به آیات و نشانه‌های ما یقین نداشته‌اند». سپس فرمودند: ای علی، زمانی كه آخرالزّمان شود خداوند تو را به زیباترین چهره بیرون می‌آورد و تو مِیْسَمی[وسیلة علامت‌گذاری] داری كه با آن دشمنانت را علامت گذاری می‌كنی. پس شخصی به ابو عبد الله[امام صادق](ع) عرض كرد: مردم می‌گویند: «به درستی كه این دابّة (جنبنده) آنها را زخمی و مجروح می‌كند». پس ابو عبد الله[امام صادق (ع) در جواب با حالت نفرین] فرمود: خدا آنها را در آتش جهنم مجروح كند، همانا آن[دابّة] با آنها با كلام صحبت می‌كند. و دلیل بر این كه این در رجعت است كلام خداوند است: «و آن روز از هر امتی‌، گروهی از كسانی را كه آیات ما را تكذیب كرده‌اند محشور می‌گردانیم‌ و آنها دسته دسته تقسیم می‌گردند ـ تا چون [همه كافران‌] بیایند، [خداوند] می‌فرماید: «آیا آیات و نشانه‌های مرا تکذیب کردید و حال آنكه بدانها احاطه علمی نداشتید؟ یا چه می‌كردید؟ [نمل82و83] ص384» [امام ع] فرمود: آیات امیر المؤمنین و امامان(علیهم السلام) هستند. پس آن مرد به ابو عبد الله [امام صادق](ع) عرض کرد: همانا عامه(عموم مردم یعنی اهل تسنّن) گمان می‌كنند منظور از کلام خداوند: «و آن روز از هر امتی‌، گروهی را محشور می‌گردانیم‌»، قیامت است، پس ابو عبد الله(ع) فرمود: [آیا] روز قیامت خداوند از هر امت دسته‌ای را جمع می‌كند و بقیه را رها می‌كند كه باقی بمانند؟ نه بلکه آن در رجعت است، و اما آیة قیامت این است: «و آنان را گرد می‌ آوریم و هیچ یك را فرو گذار نمی‌ كنیم»

مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ، عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْحَضْرَمِیِّ، عَنْ عَبْدِ الْكَرِیمِ بْنِ عَمْرٍو الْخَثْعَمِیِّ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‌: «إِنَّ إِبْلِیسَ قَالَ‌ أَنْظِرْنِی إِلى‌ یَوْمِ یُبْعَثُونَ فَأَبَى اللَّهُ ذَلِكَ عَلَیْهِ، فَقَالَ‌ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ. إِلى‌ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ فَإِذَا كَانَ یَوْمُ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ظَهَرَ إِبْلِیسُ لَعَنَهُ اللَّهُ فِی جَمِیعِ أَشْیَاعِهِ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ‌ الْمَعْلُومِ، وَ هِیَ آخِرُ كَرَّةٍ یَكُرُّهَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص. فَقُلْتُ: وَ إِنَّهَا لَكَرَّاتٌ؟ قَالَ: نَعَمْ، إِنَّهَا لَكَرَّاتٌ وَ كَرَّاتٌ، مَا مِنْ إِمَامٍ ففِی قَرْنٍ إِلَّا وَ یَكُرُّ مَعَهُ الْبَرُّ وَ الْفَاجِرُ فِی دَهْرِهِ حَتَّى یُدِیلَ‌ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُؤْمِنَ مِنَ الْكَافِرِ. فَإِذَا كَانَ یَوْمُ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ كَرَّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص فِی أَصْحَابِهِ، وَ جَاءَ إِبْلِیسُ فِی أَصْحَابِهِ، وَ یَكُونُ مِیقَاتُهُمْ فِی أَرْضٍ مِنْ أَرَاضِی الْفُرَاتِ، یُقَالُ لَهَا: الرَّوْحَاءُ قَرِیبٌ مِنْ كُوفَتِكُمْ، فَیَقْتَتِلُونَ قِتَالًا لَمْ یُقْتَتَلْ مِثْلُهُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْعَالَمِینَ، فَكَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى أَصْحَابِ عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ص قَدْ رَجَعُوا إِلَى خَلْفِهِمُ الْقَهْقَرَى مِائَةَ قَدَمٍ، وَ كَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیْهِمْ وَ قَدْ وَقَعَتْ بَعْضُ أَرْجُلِهِمْ فِی الْفُرَاتِ. فَعِنْدَ ذَلِكَ یَهْبِطُ الْجَبَّارُ عَزَّ وَ جَلَ‌ فِی ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِكَةُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ، رَسُولُ اللَّهِ ص أَمَامَهُ بِیَدِهِ حَرْبَةٌ مِنْ نُورٍ، فَإِذَا نَظَرَ إِلَیْهِ إِبْلِیسُ رَجَعَ الْقَهْقَرَى نَاكِصاً عَلَى عَقِبَیْهِ، فَیَقُولُونَ لَهُ أَصْحَابُهُ: أَیْنَ تُرِیدُ وَ قَدْ ظَفِرْتَ؟ فَیَقُولُ: إِنِّی أَرى‌ ما لا تَرَوْنَ‌ ... إِنِّی أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِینَ‌ فَیَلْحَقُهُ النَّبِیُّ ص فَیَطْعُنُهُ طَعْنَةً بَیْنَ كَتِفَیْهِ، فَیَكُونُ هَلَاكُهُ وَ هَلَاكُ جَمِیعِ أَشْیَاعِهِ، فَعِنْدَ ذَلِكَ یُعْبَدُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا یُشْرَكُ بِهِ شَیْئاً. وَ یَمْلِكُ‌ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ‌ ع أَرْبَعاً وَ أَرْبَعِینَ أَلْفَ سَنَةٍ، حَتَّى یَلِدَ الرَّجُلُ مِنْ شِیعَةِ عَلِیٍّ ع أَلْفَ وَلَدٍ مِنْ صُلْبِهِ ذَكَراً، فِی كُلِّ سَنَةٍ ذَكَراً، وَ عِنْدَ ذَلِكَ تَظْهَرُ الْجَنَّتَانِ الْمُدْهَامَّتَانِ عِنْدَ مَسْجِدِ الْكُوفَةِ وَ مَا حَوْلَهُ بِمَا شَاءَ اللَّهُ».(مختصر البصائر: ص115 ح91)

امام صادق(ع) فرمودند: ابلیس به خداوند عرض کرد «(اعراف14)مرا تا روز قیامت مهلت ده»، خدای سبحان خواسته او را نپذیرفت و «(حجر37-38)فرمود: تا روز وقت معلوم مهلت داری»، زمانیکه روز وقت معلوم فرا رسد ابلیس که لعنت خدا بر او باد با تمام هوا دارانش از زمان آفرینش حضرت آدم تا آن روز، پدیدار می شود، آن هنگام آخرین رجعتی است که امیر المؤمنین (ع) انجام می دهند، به آن حضرت عرض کردم: رجعت چند بار صورت می گیرد؟ فرمود آری، رجعت چندین وچندین بار است. هیچ امام وپیشوایی در هیچ قرنی، نیست مگر اینکه افراد مؤمن ونکوکار وانسانهای تبهکار زمان خودش با او رجعت می کنند، تا اینکه خداوند بوسیله مؤمن از کافر انتقام بگیرد، آن زمان که روز وقت معلوم فرا برسد امیر المؤمنین (ع) با یاران خود رجعت دارد وابلیس وهوا دارانش نیز میآیند، و میعادگاه آنان در زمینی از زمینهای فرات است به نام «روحا» نزدیک از کوفه‌ی شما، آنان با یکدیگر آنچنان نبردی میکنند که از زمانی که خداوند جهانیان را آفریده بی سابقه بوده است، گویی به یاران امیر المؤمنین (ع) می نگرم که صد گام به عقب بر می گردند، [ عقب نشینی میکنند ] و گویی می بینم که قسمتی از پاهای آنان داخل فرات شده است، در این هنگام تجلی خدای جبار عز وجل «(بقره210)

بوسیله قطعهء بهم پیوسته ای از ابر وفرشتگان فرود می آید ووعده عملی می شود»، و رسول اکرم ص سلاحی از نور در دست دارد، هنگامیکه ابلیس به آنحضرت می نگرد به عقب بر می گردد وعقب می نشیند. یارانش به او می گویند: کجا می خواهی بروی، تو پیروز شده ای؟ ابلیس می گوید: «(انفال48)چیزی را که من می بینم شما نمی بینید«، «(حشر16)من از خدا پروردگار جهانیان بیم دارم»، در اینجا رسول خدا ص با او در گیر می شود حربه ای بر میان کتف او فرود می آورد، که هلاک ابلیس وهلاک کلیه هوا داران او را در پی خواهد داشت، در این زمان خدای عزوجل ( به حق ) عبادت می شود ونسبت به او شرک ورزیده نمی شود، و امیر المؤمنین (ع) مدت چهل وچهار هزار سال حکومت می کند، تا آنجا که از هر مرد شیعه و پیرو علی (ع) هزار فرزند پسر بوجود آید، در هر سال یک پسر، و در این هنگام دو باغ سر سبز وسیاه فام در کنار مسجد کوفه واطراف آن آنگونه که خدا بخواهد پدیدار می گردد .

[البقرة30] ص6 ـ وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ: و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت‌: «من در زمین جانشینی خواهم گماشت‌»، [فرشتگان‌] گفتند: «آیا در آن كسی را می‌ گماری كه در آن فساد انگیزد، و خونها بریزد؟ و حال آنكه ما با ستایش تو، [تو را] تنزیه می‌كنیم‌؛ و به تقدیست می‌ پردازیم‌.» فرمود: «من چیزی می‌دانم كه شما نمی‌دانید».

[البقرة34] ص6 ـ وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‌ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرینَ: و چون فرشتگان را فرمودیم‌: «برای آدم سجده كنید»، پس بجز ابلیس ـ كه سر باز زد و كبر ورزید و از كافران شد ـ [همه‌] به سجده درافتادند.

حَدَّثَنَا یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع‌) فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‌ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‌ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‌ فَنَحْنُ النَّاسُ الْمَحْسُودُونَ عَلَى مَا آتَانَا اللَّهُ الْإِمَامَةَ دُونَ خَلْقِ اللَّهِ‌ (بصائر الدرجات ج ‌1  ص 35 ح5)

امام باقر(ع) درباره کلام خداوند تبارک و تعالی «بلكه به مردم، براى آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا كرده حسادت و رشك مى‌ورزند؛ در حقیقت، ما به خاندان ابراهیم كتاب و حكمت دادیم، و به آنان ملكى عظیم بخشیدیم»‌(النساء54)، فرمود: ما هستیم آن مردم مورد حسد واقع شده بخاطر آنکه خداوند بر ما سوای خلق خدا امامت داده است.

حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع‌) فِی هَذِهِ الْآیَةِ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‌ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْكاً عَظِیماً قَالَ نَحْنُ وَ اللَّهِ النَّاسُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ نَحْنُ وَ اللَّهِ الْمَحْسُودُونَ وَ نَحْنُ أَهْلُ هَذَا الْمُلْكِ الَّذِی یَعُودُ إِلَیْنَا.(بصائر الدرجات: ج‌1 ص36 ح9)

امام صادق(ع) درباره این آیه «بلكه به مردم، براى آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا كرده حسادت و رشك مى‌ورزند؛ در حقیقت، ما به خاندان ابراهیم كتاب و حكمت دادیم، و به آنان ملكى عظیم بخشیدیم»‌(النساء54)، فرمودند: قسم به خداوند، مائیم آن مردم که خداوند تبارک و تعالی فرمود و قسم به خدا، مائیم آن مورد حسد واقع شدگان و مائیم اهل آن ملک و پادشاهی که بسویمان باز می‌گردد.

... عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْمَدِینَةِ وَ قَدْ بَلَّغَ جَمِیعَ الشَّرَائِعِ قَوْمَهُ غَیْرَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ ... فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَوْقَ تِلْكَ الْأَحْجَارِ ثُمَّ حَمِدَ اللَّهَ تَعَالَى وَ أَثْنَى عَلَیْهِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّه‌ ... مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّكُمْ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُصَافِقُونِی بِكَفٍّ وَاحِدَةٍ وَ قَدْ أَمَرَنِیَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ آخُذَ مِنْ أَلْسِنَتِكُمُ الْإِقْرَارَ بِمَا عَقَدْتُ لِعَلِیٍّ مِنْ إِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ جَاءَ بَعْدَهُ مِنَ الْأَئِمَّةِ مِنِّی وَ مِنْهُ عَلَى مَا أَعْلَمْتُكُمْ أَنَّ ذُرِّیَّتِی مِنْ صُلْبِهِ. فَقُولُوا بِأَجْمَعِكُمْ: إِنَّا سَامِعُونَ مُطِیعُونَ رَاضُونَ مُنْقَادُونَ لِمَا بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنَا وَ رَبِّكَ فِی أَمْرِ عَلِیٍّ وَ أَمْرِ وُلْدِهِ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ. نُبَایِعُكَ عَلَى ذَلِكَ بِقُلُوبِنَا وَ أَنْفُسِنَا وَ أَلْسِنَتِنَا وَ أَیْدِینَا عَلَى ذَلِكَ نَحْیَا وَ نَمُوتُ وَ نُبْعَثُ وَ لَا نُغَیِّرُ وَ لَا نُبَدِّلُ وَ لَا نَشُكُّ وَ لَا نَرْتَابُ وَ لَا نَرْجِعُ عَنْ عَهْدٍ وَ لَا نَنْقُضُ الْمِیثَاقَ. نُطِیعُ اللَّهَ وَ نُطِیعُكَ وَ عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ وُلْدَهُ الْأَئِمَّةَ الَّذِینَ ذَكَرْتَهُمْ مِنْ ذُرِّیَّتِكَ مِنْ صُلْبِهِ بَعْدَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ الَّذَیْنِ قَدْ عَرَّفْتُكُمْ مَكَانَهُمَا مِنِّی وَ مَحَلَّهُمَا عِنْدِی وَ وَ مَنْزِلَتَهُمَا مِنْ رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ أَدَّیْتُ ذَلِكَ إِلَیْكُمْ ...(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی)  ج ‌1  ص 65)

امام باقر(ع) فرمودند: رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) از مدینه عازم حجّ بود، در حالى كه تمام شرایع را بجز حجّ و ولایت، به مردم ابلاغ [تفهیم] كرده بود ... رسول‌الله(ص) بالاى آن سنگها ایستادند و پس از ستایش و ثنای خداوند متعال، فرمودند: ... می‌ستایم الله را ... اى مردم! شما بیش از آن هستید كه بتوانید با من دست دهید و بیعت كنید و خداوند عزّ و جلّ مرا امر کرده است كه از شما در مورد آنچه که برای على از امیری مومنان و امامانى كه پس از او مى‌آیند و از نسل من و اویند اقرار زبانى بگیرم و به شما گفتم و اعلام كردم كه ذریه من از صلب اویند. اكنون همگان بگویید: ما شنوا و مطیع و راضی و فرمانبردار به آن چیزى هستیم كه از سوى پروردگارمان و پروردگارت در مورد على و فرزندانش که امامان از صلب او هستند، ابلاغ كردى و بر این ابلاغ با قلب و جان و زبان و دستمان با تو بیعت مى‌كنیم و بر این بیعت زندگى مى‌كنیم و مى‌میریم و برانگیخته مى‌شویم. آن را تغییر و تبدیل نمى‌كنیم و در آن شك و تردید نمى‌ کنیم و از این عهد بر نمى‌گردیم و میثاق نمى‌شكنیم و اطاعت مى‌كنیم از خداوند و تو و على امیر المؤمنین و فرزندانش امامانی که ذکر کردی از ذریه تو و از نسل او هستند پس از حسن و حسین، كه مکان و جایگاه آندو را در نزد خودم و منزلت آنها را در نزد پروردگارم عزّ و جلّ به شما معرفی کردم. و من این را به شما رساندم.

... عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْمَدِینَةِ وَ قَدْ بَلَّغَ جَمِیعَ الشَّرَائِعِ قَوْمَهُ غَیْرَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ ... فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَوْقَ تِلْكَ الْأَحْجَارِ ثُمَّ حَمِدَ اللَّهَ تَعَالَى وَ أَثْنَى عَلَیْهِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّه‌ ... أَلَا إِنَّهُ الْبَاقِی حُجَّةً وَ لَا وَ لَا حَقَّ إِلَّا مَعَهُ وَ لَا نُورَ إِلَّا عِنْدَهُ أَلَا إِنَّهُ لَا غَالِبَ لَهُ وَ لَا مَنْصُورَ عَلَیْهِ أَلَا وَ إِنَّهُ وَلِیُّ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ حَكَمُهُ فِی خَلْقِهِ وَ أَمِینُهُ فِی سِرِّهِ وَ عَلَانِیَتِهِ(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی)  ج ‌1  ص 64)

امام باقر(ع) فرمودند: رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) از مدینه عازم حجّ بود، در حالى كه تمام شرایع را بجز حجّ و ولایت، به مردم ابلاغ [تفهیم] كرده بود ... رسول‌الله(ص) بالاى آن سنگها ایستادند و پس از ستایش و ثنای خداوند متعال، فرمودند: ... می‌ستایم الله را ... او حجت باقى خداوند است و پس از او حجتى نیست و حق فقط همراه اوست و هیچ نوری نیست مگر نزد او است. هیچ كس بر او پیروز نمى‌شود و کسی علیه او نصرت نمی‌شود. همانا او ولىِّ خدا در زمین اوست و حَكَم خدا میان خلق خداست و امین خدا بر نهان و آشكار اوست.

10ـ [آل‌عمران81] ص60 ـ وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ میثاقَ النَّبِیِّینَ لَما آتَیْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى‌ ذلِكُمْ إِصْری قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدینَ.

و [یاد كن‌] هنگامی را كه خداوند از پیامبران پیمان گرفت كه هر گاه به شما كتاب و حكمتی دادم‌، سپس شما را فرستاده‌ای آمد كه آنچه را با شماست تصدیق كرد، البته به او ایمان بیاورید و حتماً یاریش كنید. آنگاه فرمود: «آیا اقرار كردید و در این باره پیمانم را پذیرفتید؟» گفتند: «آری‌، اقرار كردیم‌.» فرمود: «پس گواه باشید و من با شما از گواهانم‌».

11ـ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ دَاوُدَ الْعِجْلِیِّ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ... قَالَ ... وَ أَنَّ الْمَهْدِیَّ أَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِی وَ أُظْهِرُ بِهِ دَوْلَتِی وَ أَنْتَقِمُ بِهِ مِنْ أَعْدَائِی وَ أُعْبَدُ بِهِ طَوْعاً وَ كَرْهاً ...(الكافی (ط - الإسلامیة): ج2 ص8 ح1)

امام باقر علیه السّلام فرمود، همانا خداى تبارك و تعالى ... فرمود: ... و اینكه مهدى كسى است كه بوسیله او دینم را نصرت دهم و دولتم را آشكار كنم و از دشمنانم انتقام گیرم و بوسیله او خواهى نخواهى عبادت شوم‌.

12ـ حَدَّثَنِی أَبِی عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‌: لَقِیَ الْمِنْهَالُ بْنُ عَمْرٍو عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَقَالَ لَهُ كَیْفَ أَصْبَحْتَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ: وَیْحَكَ أَ مَا آنَ لَكَ أَنْ تَعْلَمَ كَیْفَ أَصْبَحْتُ أَصْبَحْنَا فِی قَوْمِنَا مِثْلَ بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی آلِ فِرْعَوْنَ یَذْبَحُونَ أَبْنَاءَنَا وَ یَسْتَحْیُونَ نِسَاءَنَا- وَ أَصْبَحَ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ بَعْدَ مُحَمَّدٍ یُلْعَنُ عَلَى الْمَنَابِرِ، وَ أَصْبَحَ عَدُوُّنَا یُعْطَى الْمَالَ وَ الشَّرَفَ، وَ أَصْبَحَ مَنْ یُحِبُّنَا مَحْقُوراً مَنْقُوصاً حَقُّهُ، وَ كَذَلِكَ لَمْ یَزَلِ الْمُؤْمِنُونَ- وَ أَصْبَحَتِ الْعَجَمُ تَعْرِفُ لِلْعَرَبِ حَقَّهَا بِأَنَّ مُحَمَّداً كَانَ مِنْهَا وَ أَصْبَحَتْ قُرَیْشٌ تَفْتَخِرُ عَلَى الْعَرَبِ بِأَنَّ مُحَمَّداً كَانَ مِنْهَا، وَ أَصْبَحَتِ الْعَرَبُ تَعْرِفُ لِقُرَیْشٍ حَقَّهَا بِأَنَّ مُحَمَّداً كَانَ مِنْهَا- وَ أَصْبَحَتِ الْعَرَبُ تَفْتَخِرُ عَلَى الْعَجَمِ بِأَنَّ مُحَمَّداً كَانَ مِنْهَا- وَ أَصْبَحْنَا أَهْلَ الْبَیْتِ لَا یُعْرَفُ لَنَا حَقٌّ- فَهَكَذَا أَصْبَحْنَا یَا مِنْهَالُ.(تفسیر القمی ج‌2  ص 134)

امام جعفر صادق(ع) فرمود: منهال بن عَمرو با امام زین العابدین(ع) ملاقات كرد و به آن حضرت گفت: یا بن رسول اللَّه! حال شما چگونه است؟ فرمود: واى بر تو! آیا براى تو معلوم نیست كه حال من چگونه است؟ حال ما در میان این گروه نظیر حال بنى اسرائیل است كه در میان آل فرعون بودند. اینان پسران و مردان ما را سر مى‌برند و زنانمان را حرمت نگه نداشتند. حضرت على را كه بعد از حضرت محمّد بهترین مردم است بر فراز منبرها لعنت مى‌كنند! بدشمنان ما مال و شرافت عطا مى‌شود. ولى كسى كه دوست ما باشد حقیر و حق او پایمال مى‌شود. مؤمنین دائما این طور بوده‌اند. عجم همیشه حق عرب را این طور مى‌شناخت كه حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از عرب است. قریش بر عرب فخر مى‌كرد كه حضرت محمّد از این قبیله است. عرب همیشه حق قریش را این طور مى‌شناخت كه حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از قریش است. عرب به عجم فخر مى‌ كرد كه حضرت محمّد از عرب است. ولى حال ما آل محمّد این است كه حقى براى ما شناخته نمى‌ شود. آرى حال ما این طور است ای منهال.

13ـ [النساء51] ص86 ـ أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ أُوتُوا نَصیباً مِنَ الْكِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ یَقُولُونَ لِلَّذینَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى‌ مِنَ الَّذینَ آمَنُوا سَبیلاً:آیا كسانی را كه از كتاب [آسمانی‌] نصیبی یافته‌اند ندیده‌ای‌؟ كه به «جبت‌» و «طاغوت‌» ایمان دارند، و در باره كسانی كه كفر ورزیده‌ اند می‌گویند: «اینان از كسانی كه ایمان آورده‌اند راه‌یافته‌ترند».

14ـ [القصص5] ص385 ـ وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَکو خواستیم بر كسانی كه در آن سرزمین فرو دست شده بودند منّت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم‌] گردانیم‌، و ایشان را وارث [زمین‌] كنیم‌.

15ـ [یوسف88] ص246 ـ فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیْهِ قالُوا یا أَیُّهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقینَ.

پس چون [برادران‌] بر او وارد شدند، گفتند: «ای عزیز، به ما و خانواده ما آسیب رسیده است و سرمایه‌ای ناچیز آورده‌ایم‌. بنابراین پیمانه ما را تمام بده و بر ما تصدق كن كه خدا صدقه‌ دهندگان را پاداش می‌دهد».

16ـ [یوسف101] ص247 ـ رَبِّ قَدْ آتَیْتَنی‌ مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنی‌ مِنْ تَأْویلِ الْأَحادیثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّنی‌ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنی‌ بِالصَّالِحینَ:«پروردگارا، تو به من دولت دادی و از تعبیر خوابها به من آموختی‌. ای پدیدآورنده آسمانها و زمین‌، تنها تو در دنیا و آخرت مولای منی‌؛ مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما».

17ـ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ، عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْحَضْرَمِیِّ، عَنْ عَبْدِ الْكَرِیمِ بْنِ عَمْرٍو الْخَثْعَمِیِّ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‌:«إِنَّ إِبْلِیسَ قَالَ‌ أَنْظِرْنِی إِلى‌ یَوْمِ یُبْعَثُونَ فَأَبَى اللَّهُ ذَلِكَ عَلَیْهِ، فَقَالَ‌ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ. إِلى‌ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ فَإِذَا كَانَ یَوْمُ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ظَهَرَ إِبْلِیسُ لَعَنَهُ اللَّهُ فِی جَمِیعِ أَشْیَاعِهِ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ‌ الْمَعْلُومِ وَ هِیَ آخِرُ كَرَّةٍ یَكُرُّهَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص. فَقُلْتُ: وَ إِنَّهَا لَكَرَّاتٌ؟ قَالَ: نَعَمْ، إِنَّهَا لَكَرَّاتٌ وَ كَرَّاتٌ، مَا مِنْ إِمَامٍ فِی قَرْنٍ إِلَّا وَ یَكُرُّ مَعَهُ الْبَرُّ وَ الْفَاجِرُ فِی دَهْرِهِ حَتَّى یُدِیلَ‌ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُؤْمِنَ مِنَ الْكَافِرِ. فَإِذَا كَانَ یَوْمُ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ كَرَّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص فِی أَصْحَابِهِ، وَ جَاءَ إِبْلِیسُ فِی أَصْحَابِهِ، وَ یَكُونُ مِیقَاتُهُمْ فِی أَرْضٍ مِنْ أَرَاضِی الْفُرَاتِ، یُقَالُ لَهَا: الرَّوْحَاءُ قَرِیبٌ مِنْ كُوفَتِكُمْ، فَیَقْتَتِلُونَ قِتَالًا لَمْ یُقْتَتَلْ مِثْلُهُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْعَالَمِینَ، فَكَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى أَصْحَابِ عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ص قَدْ رَجَعُوا إِلَى خَلْفِهِمُ الْقَهْقَرَى مِائَةَ قَدَمٍ، وَ كَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیْهِمْ وَ قَدْ وَقَعَتْ بَعْضُ أَرْجُلِهِمْ فِی الْفُرَاتِ. فَعِنْدَ ذَلِكَ یَهْبِطُ الْجَبَّارُ عَزَّ وَ جَلَ‌ فِی ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِكَةُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ، رَسُولُ اللَّهِ ص أَمَامَهُ بِیَدِهِ حَرْبَةٌ مِنْ نُورٍ، فَإِذَا نَظَرَ إِلَیْهِ إِبْلِیسُ رَجَعَ الْقَهْقَرَى نَاكِصاً عَلَى عَقِبَیْهِ، فَیَقُولُونَ لَهُ أَصْحَابُهُ: أَیْنَ تُرِیدُ وَ قَدْ ظَفِرْتَ؟ فَیَقُولُ: إِنِّی أَرى‌ ما لا تَرَوْنَ‌ ... إِنِّی أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِینَ‌ فَیَلْحَقُهُ النَّبِیُّ ص فَیَطْعُنُهُ طَعْنَةً بَیْنَ كَتِفَیْهِ، فَیَكُونُ هَلَاكُهُ وَ هَلَاكُ جَمِیعِ أَشْیَاعِهِ، فَعِنْدَ ذَلِكَ یُعْبَدُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا یُشْرَكُ بِهِ شَیْئاً. وَ یَمْلِكُ‌ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ‌ ع أَرْبَعاً وَ أَرْبَعِینَ أَلْفَ سَنَةٍ، حَتَّى یَلِدَ الرَّجُلُ مِنْ شِیعَةِ عَلِیٍّ ع أَلْفَ وَلَدٍ مِنْ صُلْبِهِ ذَكَراً، فِی كُلِّ سَنَةٍ ذَكَراً، وَ عِنْدَ ذَلِكَ تَظْهَرُ الْجَنَّتَانِ الْمُدْهَامَّتَانِ عِنْدَ مَسْجِدِ الْكُوفَةِ وَ مَا حَوْلَهُ بِمَا شَاءَ اللَّهُ».(مختصر البصائر: ص115 ح91)

امام صادق(ع) فرمود: ابلیس به خداوند عرض کرد «(اعراف14) مرا تا روز قیامت مهلت ده»، خدای سبحان خواسته او را نپذیرفت و «(حجر37-38) فرمود: تا روز وقت معلوم مهلت داری»، زمانیکه روز وقت معلوم فرا رسد ابلیس که لعنت خدا بر او باد با تمام هوا دارانش از زمان آفرینش حضرت آدم تا آن روز، پدیدار می شود، آن هنگام آخرین رجعتی است که امیر المؤمنین (ع) انجام می دهند، به آن حضرت عرض کردم: رجعت چند بار صورت می گیرد؟ فرمود آری، رجعت چندین وچندین بار است. هیچ امام و پیشوایی در هیچ قرنی، نیست مگر اینکه افراد مؤمن ونکوکار وانسانهای تبهکار زمان خودش با او رجعت می کنند، تا اینکه خداوند بوسیله مؤمن از کافر انتقام بگیرد، آن زمان که روز وقت معلوم فرا برسد امیر المؤمنین (ع) با یاران خود رجعت دارد و ابلیس وهوا دارانش نیز می آیند، و میعادگاه آنان در زمینی از زمین های فرات است به نام «روحا» نزدیک از کوفهء شما، آنان با یکدیگر آنچنان نبردی میکنند که از زمانی که خداوند جهانیان را آفریده بی سابقه بوده است، گویی به یاران امیر المؤمنین (ع) می نگرم که صد گام به عقب بر می گردند، [ عقب نشینی میکنند ] و گویی می بینم که قسمتی از پاهای آنان داخل فرات شده است، در این هنگام تجلی خدای جبار عز وجل «(بقره210) بوسیله قطعهء بهم پیوسته ای از ابر و فرشتگان فرود می آید و وعده عملی می شود»، و رسول اکرم (ص) سلاحی از نور در دست دارد، هنگامیکه ابلیس به آنحضرت می نگرد به عقب بر می گردد وعقب می نشیند.

یارانش به او می گویند: کجا می خواهی بروی، تو پیروز شده ای؟ ابلیس می گوید: «(انفال48)چیزی را که من می بینم شما نمی بینید«، «(حشر16) من از خدا پروردگار جهانیان بیم دارم»، در اینجا رسول خدا ص با او در گیر می شود حربه ای بر میان کتف او فرود می آورد، که هلاک ابلیس وهلاک کلیه هوا داران او را در پی خواهد داشت، در این زمان خدای عزوجل ( به حق ) عبادت می شود و نسبت به او شرک ورزیده نمی شود، وامیر المؤمنین (ع) مدت چهل وچهار هزار سال حکومت می کند، تا آنجا که از هر مرد شیعه و پیرو علی (ع) هزار فرزند پسر بوجود آید، در هر سال یک پسر، و در این هنگام دو باغ سر سبز وسیاه فام در کنار مسجد کوفه و اطراف آن آنگونه که خدا بخواهد پدیدار می گردد.
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :