تبلیغات
مــاه ولــاء - بهشت اول: مقایسۀ سجده بر آدم ع با ماجرای غدیر
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بهشت اول: مقایسۀ سجده بر آدم ع با ماجرای غدیر
یك موضوع بسیار جالب و زیبا كه انسان در خطبه‌ی غدیریه با آن مواجه می‌شود موضوع سجده‌ی آدم(ع) و شباهت این موضوع با مسئله‌ی غدیر می‌باشد.(1) در ابتدای خلقت، پس از اینکه خداوند آدم(ع) را خلق می‌کند، از تمامی ملائک می‌خواهد تا بر آدم(ع) سجده نمایند.(2) در روز غدیر خم ما دوباره شاهد چنین ماجرایی هستیم. رسول‌الله(ص) دست‌های امیرالمؤمنین(ع) را بالا برده و ایشان را به عنوان ولی معرفی می‌کنند و سپس از همگان می‌خواهند که با ایشان بیعت نمایند(3). مقایسه‌ی این دو ماجرا در نوع تفکر انسان و منظر او نسبت به ماجرای غدیر، بسیار اثر گذار است. گویا انسان با موضوع جدیدی آشنا شده و ثمرات بسیاری از این نوع نگاه، عاید انسان خواهد گردید. برای درک بیشتر این مطلب خوب است کمی دقیق‌تر به ماجرای آدم(ع) بپردازیم.

در موضوع آدم(ع)، ماجرا به این صورت است که برای خلق آدم(ع) خداوند مدتها او را پرداخت می‌کند و آماده می‌سازد و خلق می‌نماید و فضایلی به او عطا می‌کند. سپس این فضایل را در پیشگاه ملائك قرار داده و به رُخ ایشان و اهل آسمان‌ها می‌كشاند. آنگاه به ایشان می‌فرماید: «اکنون همگی بر آدم سجده نمایید».(4)

در ماجرای غدیر خم نیز چیزی شبیه به این ماجرا واقع می‌شود و صحیح‌تر این است که گفته شود این ماجرا اصل بوده و در زمان خلقت آدم(ع) نیز ماجرایی شبیه به این ماجرا واقع گردید. در آنجا نیز خداوند ابتدا امیرالمؤمنین(ع) را خلق می‌كند و سپس توسط رسول الله(ص) ایشان را رشد می‌دهد و بزرگ می‌كند.(5) فضایل مختلف را در وجود ایشان قرار می‌دهد و رسول الله(ص) به این فضایل اقرار می‌كنند.(6) کتب بسیار زیادی وجود دارد که دلالت بر این موضوع می‌کند. کتبی که در آن فضایل امیرالمؤمنین(ع) درج گردیده و عنوان اینگونه کتب، «آیات الفضائل» است.(7) بسیاری از دانشمندان در این زمینه قلم زده‌اند. از جمله مرحوم سیدهاشم بحرانی که در این زمینه چند سری كتاب دارند.(8) علی ایّحال پس از اینکه رسول الله(ص) یکبار دیگر در غدیر خم، فضایل امیرالمؤمنین(ع) را بر می‌شمارد و به آن اقرار می‌نماید و تصدیق می‌کند، از همگان می‌خواهد با ایشان بیعت کنند. اگر بخواهیم دقیق‌تر صحبت کنیم، باید بگوییم: فضایل زیادی را خداوند درباره امیرالمؤمنین(ع) مطرح می‌كند.(9) فضائل زیادی را رسول الله(ص) درباره ایشان تصدیق می‌كنند و شهادت می‌دهند. در روز غدیر خم، خدا اصرار دارد كه «یا رسول الله(ص)! بگو همه تسلیم ایشان بشوند! همه مطیع ایشان بشوند»!(10) در واقع باید گفت که فاعل اصلی در ماجرای سجده بر آدم(ع) و غدیر خم، یكی است و آن فاعل، خودِ الله است. این خداست که در هر دو جا اصرار دارد. در ماجرای آدم(ع)، خدا اصرار بر سجده دارد و در غدیر خم، خدا اصرار بر بیعت دارد و به هیچ عنوان به كمتر از بیعت راضی نمی‌شود.(11) نکته‌ی عجیب و جالب این است که بر طبق تاریخ، رسول الله(ص) بعد از ایراد خطبه و بیان سخنان‌شان، سه شبانه روز در غدیر خم توقف می‌كنند تا همه بیایند و با امیرالمؤمنین(ع) بیعت كنند. ایشان در آن روز می‌فرمایند: «هر تازه واردی كه حضور دارد را بیاورید! بگویید بیاید بیعت كند!» و در این موضوع تفاوتی میان زن و مرد وجود نداشت. چه زن و چه مرد؛ همه باید بیعت می‌كردند.

انسان از خود می‌پرسد که ماجرا چیست؟ به یاد ماجرای آدم(ع) می‌افتد. درماجرای سجده بر آدم(ع)، وقتی كه ابلیس سجده نمی‌كند، خداوند به شدت از این رفتار او ناراحت می‌شود و می‌فرماید: « قالَ یا إِبْلیسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالین‌!؟(12) ای ابلیس! چه شده است كه امر مرا اجابت نکردی و بر آنچه من با دست خویش پرداخت نمودم، سجده نكردی!؟» در آنجا خداوند ابلیس لع را توبیخ می‌کند. یعنی همان کسی که طغیان نموده و امر پروردگار را اطاعت ننموده است . سپس کسانی را که به او می‌پیوندند نیز توبیخ می‌کند. در ماجرای غدیر خم نیز این موضوع واقع می‌شود. در آنجا نیز افرادی وجود دارند که طغیان می‌کنند و زیر بار نمی‌روند. افرادی نیز وجود دارند که علیرغم اینکه به ظاهر حرف‌شنوی دارند و بیعت می‌کنند، ولی اندک زمانی بعد، بیعت خویش می‌شکنند و طغیانگری می‌کنند.

در ماجرای سجده بر آدم(ع)، شاید این مطلب برای انسان ایجاد سئوال کند که «چرا خداوند یك موجود جدید را خلق می‌کند و از دیگر موجودات می‌خواهد که بر او سجده کنند؟!». برای پاسخ به این سئوال روشی را در پیش می‌گیریم. بر اساس این روش می‌گوییم: یک ماجرایی پیش آمده، خوب است این ماجرا را دنبال کنیم تا ببینیم اصل مطلب چیست؟ به عنوان مثال تصور کنید که میان دو نفر دعوا و نزاعی درگرفته است. برای اینکه متوجه شویم که اصل ماجرا چه بوده و دعوا بر سر چه چیزی است و در این دعوا حق با چه کسی است، باید همراه شویم و آن دعوا را نظاره نموده و پیگیری کنیم تا در خلال این پیگیری معلوم شود که اصل ماجرا چیست و حق با کیست؟ به نظر می‌رسد که این روش، روش جالب و مثمر ثمری باشد. اکنون می‌خواهیم برای آشکار شدن این ماجرا و مشخص شدن اینکه چرا باید بر آدم(ع) سجده می‌شد و چرا ابلیس لع از این فرمان سرپیچی نمود و سجده نکرد، این ماجرا و نزاع را پیگیری کنیم. برای این منظور به سوره‌ی اعراف مراجعه می‌کنیم. در آیه 11 ماجرا شروع می‌شود و خداوند پس از اشاره به خلقت آدم، می‌فرماید: به آدم(ع) سجده كنید. ابلیس از این کار اِبا ورزیده و می‌گوید: من سجده نمی‌كنم. خداوند علت را جویا می‌شود و می‌فرماید:

ای ابلیس چه چیز مانع سجده‌ی تو گردیده است؟ ابلیس در پاسخ می‌گوید: «خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ»(13)، تو مرا از آتش آفریدی و او را از خاك آفریدی، لذا دلیلی ندارد بر او سجده کنم و اساساً برای چه باید بر او سجده كنم؟! انسان عاقل با شنیدن این کلام می‌گوید: «این موضوع نمی‌تواند علّت دعوا باشد! باید بیشتر بایستم، تا برای من مشخص شود که علت این نزاع چیست!». به هرحال گفتگو بالا می‌گیرد تا اینکه خدا در آیه‌ی 16 سوره‌ی اعراف ماجرا را آشکار می‌سازد و موضوع اصلی را از زبان ابلیس، برملا می‌سازد. در این آیه ابلیس می‌گوید: «خدایا تو سر من كلاه گذاشتی؟ اشکالی ندارد، من هم می‌دانم چكار كنم. من با صراط المستقیم تو دشمنی می‌كنم.‌ صبر كن! خواهی دید». جالب است! خداوند به ابلیس می‌گوید به آدم(ع) سجده کن، ابلیس به صراط المستقیم می‌پردازد و می‌گوید: «من بر صراط مستقیم تو می‌نشینم و آنجا را در قبضه‌ی خود در می‌آورم و تا آنجا که توان داشته باشم، نمی‌گذارم کسی از آنجا به سلامت عبور کند».(14) انسان عاقل با خود می‌گوید: «پس اصل دعوا بر سر صراط المستقیم است و اینکه ابلیس نمی‌خواهد که صراط المستقیم وجود داشته باشد و یا آنجا را برای خود و تحت فرمان خود می‌خواهد». نکته‌ی جالب‌تر این است که در غدیر خم نیز دعوا بر سر صراط المستقیم(15) است. گویا تمام این نزاع بر سر صراط المستقیم است. تفاوت این دو ماجرا این است که در ماجرای حضرت آدم(ع)، خداوند نور صراط- یعنی امیرالمؤمنین(ع)- را در صلب آدم (ع) قرار داد و سپس امر نمود که بر آدم(ع) سجده کنند،(16) اما در ماجرای غدیر خم، خداوند خودِ صراط را در قالب وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) در عمق عالم تجسم داد و سپس از دیگران خواست تا با ایشان بیعت کنند.

در عالم برزخ، مفاهیم دارای تصویر هستند و مفهوم تسلیم بودن و انقیاد در برزخ به صورت سجده تصویر می‌گردد.(17) یعنی سجده ملائک در برزخ به معنای تسلیم و انقیاد است و نباید گمان نمود که ایشان مانند اهالی دنیا به سجده رفته باشند. بیعت افراد در روز غدیر خم نیز، در واقع معنا و مفهوم همان سجده را دارد. در حقیقت خداوند در این دو ماجرا، یک مفهوم واحد را از افراد طلب می‌کند و آن مفهوم، تسلیم بودن و منقاد بودن است. این مفهوم در ماجرای آدم(ع) و در میان ملائک به صورت «سجده» و در روز غدیر و میان انسان‌ها به صورت بیعت تصویر می‌گردد. در ماجرای آدم(ع) به دنبال سجده‌ی ملائک، قرار بود ایشان فرمانبردار و مطیع آدم(ع) باشند، یعنی در مقابل ایشان سر تسلیم وتعظیم فرود بیاورند، فضیلت آدم(ع) را قبول كنند و حرف ایشان را گوش كنند. در ماجرای غدیر نیز همین مفهوم مدّ نظر خدا از مردم می‌خواهد که سر تسلیم در مقابل امیرالمؤمنین(ع) فرود آورند و با قبول فضائل ایشان، حرف ایشان را گوش داده و مطیع باشند و این موضوع را می‌توان به صراحت در کلام رسول الله(ص) مشاهده نمود. رسول الله(ص) به صورت‌های مختلف این مطلب را توضیح می‌دهند و چنین می‌فرمایند: «همه‌ی شما با ایشان بیعت كنید! ایشان ولیِّ شماست! همگی مطیع ایشان باشید! كسی از حرف ایشان تخلف نكند! ایشان و فرزندان ایشان، الی الابد ولیِّ شما و امام در میان شما هستند و این موضوع ادامه خواهد داشت تا ایشان در قیامت و بر لب حوض كوثر، به من بییوندند».(18)

همان‌گونه که بیان گردید، مشاهده می‌کنیم كه خداوند در آیه 16 سوره اعراف، اصل مطلب را از زبان ابلیس لع مطرح می‌كند. در واقع درد ابلیس لع، مطرح شدنِ صراط المستقیم است و او با این رفتار خویش می‌خواهد به خداوند بگوید: «من دست بردار نیستم، تو می‌خواهی بوسیله‌ی ماجرای آدم، صراط المستقیم خود را مطرح كنی؟ من همه‌ی آنها را از صراط منحرف می‌كنم! از جلو و عقب و راست و چپ می‌آیم و ایشان را احاطه می‌كنم! نمی‌گذارم كه ایشان درست رفتار كنند. همه چیز به آنها می‌گویم! ایشان را به سوی هر كاری می‌كشانم، تا به ولایت و به صراط المستقیم كشیده نشوند».

بسیار جالب است! دعوای اوّل یعنی دعوای مطرح شده در ماجرای آدم(ع) این بود، در ماجرای غدیر خم نیز همین دعوا مطرح است. اگر انسان این دو ماجرا را با هم مقایسه كند و به یك سری دیگر از مطالب و جزئیات این ماجرا بپردازد، نکات جالب و زیبایی از موضوع ولایت را درمی‌یابد و از همه مهمتر اینکه، به این بهانه وارد فضای ولایت امیرالمؤمنین(ع) می‌شود و قطعاً از این فضا اثر می‌گیرد. با این رفتار، انسان عملاً به ذکر ولایت امیرالمؤمنین(ع) پرداخته و قطعاً این رفتار او باعث می‌گردد تا انسان تزکیه ‌شود.اکنون می‌خواهیم در راستای مقایسه‌ی ماجرای سجده بر آدم(ع) و غدیر خم، به وجوه دیگری اشاره کنیم و دلایلی بیاوریم كه دلالت بر این داشته باشد که این دو ماجرا بسیار شبیه یکدیگر هستند.

در ماجرای آدم(ع) انسان مشاهده می‌کند که خداوند برای سجده‌ی ملائک بر آدم(ع) بسیار جِدّ و جهد دارد و برای اینکار بسیار عزم نشان می‌دهد و این کار در نزد او بسیار اهمیت دارد. از طرفی انسان مشاهده می‌کند که شبیه این عزم و جدیّت و بلکه بسیار شدیدتر از آن را خداوند در ماجرای غدیر خم از خود نشان می‌دهد. در ماجرای اول، خداوند آدم(ع) را «خلیفه‌ ی رب»(19) قرار داده و در ماجرای دوم، خداوند امیرالمومنین(ع) را «خلیفة الله»(20) قرار داده است.

در ماجرای اول، اگر ولایت آدم(ع) قبول نشود، اگر خلافت ایشان مورد قبول قرار نگیرد، كلّ این نظام متقنی كه توسط خداوند متعال ایجاد شده، ضایع می‌شود. در ماجرای غدیر نیز خداوند می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ......»(21) یعنی «ای رسول ما! اگر این كار را انجام ندهی، رسالت خود را ابلاغ نکرده‌ای. یعنی كلّ شریعتی را كه آورده‌ای، تمام زحماتی را كه كشیده‌ای، تماماً نادیده گرفته می‌شود و در واقع انگار اصلاً كاری انجام نداده‌ای.»

علی ایّ حال باید دانست که در بین این دو ماجرا، آن ماجرایی اصل محسوب می‌شود که مربوط به اهل بیت(ع) باشد و ماجرای دیگر، در جایگاه فرع قرار خواهد گرفت. بر این اساس، ماجرای غدیر خم افضل از ماجرای سجده بر آدم(ع) است. ماجرای سجده بر آدم(ع) آیه‌ای برای غدیر خم است. ماكتی از غدیر خم است. فرعی برای اصل است. اگر در ماجرای سجده بر آدم(ع)، «خلیفه‌ ی رب» مطرح است، در غدیر خم، «خلیفة الله» مطرح است. اگر در ماجرای سجده بر آدم(ع)، نور امیرالمومنین(ع) در صلب آدم است و حضور اهل بیت(ع) با این درجه از کیفیت مطرح می‌باشد، در غدیر خم، خودِ صراط المستقیم، خودِ امیرالمؤمنین(ع) حضور دارند و ظاهر هستند.در ماجرای آدم(ع) با تعلیم اسماء از جانب خداوند، به ایشان فضایل عطا شد و خداوند با ملائک درباره‌ی فضایل آدم(ع) صحبت می‌کند.(22) در ماجرای امیرالمومنین(ع) نیز ماجرا اینگونه بود و از صدر اسلام رسول الله(ص) با مردم در ارتباط با فضایل ایشان صحبت می‌نمودند و نسبت به فضایل ایشان شهادت و گواهی می‌دادند.نکته‌ی جالب دیگر اینکه علّت خلقت آدم(ع) به استناد آیه‌ ی «إِنّی جاعِلٌ فِی اْلأَرْضِ خَلیفَة»، جریان خلافت بود و علت وجودی امیرالمومنین(ع) نیز جریان خلافت است. البته باید توجه داشت که در ارتباط با آدم(ع)، جریان و جعل «خلافت رب در زمین» مطرح بوده و در ارتباط با امیرالمومنین(ع) جریان و جعل «خلافت اللهی در زمین» مطرح می‌باشد.

در ماجرای آدم(ع) نباید تصور کنیم که ایشان از زمانی خلیفه می‌شوند که ملائک بر ایشان سجده می‌کنند، بلکه خداوند از ابتدا قصد دارد در زمین خلیفه‌ای قرار دهد و ایشان از ابتدا به عنوان خلیفه‌ی خدا خلق می‌شوند و در مصدر خلافت جای می‌گیرند و این موضوع مربوط به مدتها قبل از آن است که ملائک بر ایشان سجده نمایند. در غدیر خم نیز ماجرا به همین صورت است، یعنی مولی امیرالمؤمنین(ع) در روز غدیر و به خاطر بیعت مردم، خلیفه نشده‌اند، بلکه ایشان از ابتدا خلیفه بوده‌اند.(23) اینگونه نبوده که ایشان در ماجرای غدیر خم خلیفه شده باشند. اساساً خداوند ایشان را به خاطر خلافت، به دنیا و در زمین آوردند و ایشان از مدتها قبل خلیفه شده بودند و خلافت ایشان، بارها و بارها توسط رسول الله(ص) به گوش افراد رسیده بود و به مردم اطلاع داده شده بود. پس همانطور كه ماجرای سجده بر آدم(ع) حاكی از خلیفه شدن ایشان نیست، ماجرای غدیر خم نیز حاكی از خلیفه شدن امیرالمؤمنین(ع) نیست. بلکه ماجرا بسیار عظیم‌ تر از این است.

اگر در اینجا تا حدودی به تشبیه این دو ماجرا پرداخته شد، به این دلیل است که امام رضا(ع) در یکی از فرمایشاتشان این باب را باز نموده و سرنخ را به شیعیان داده‌اند. ایشان فرموده‌اند: ماجرای غدیر خم شبیه به ماجرای سجده بر آدم(ع) می‌باشد و ماجرای كسانی كه در غدیر خم، ولایت امیرالمؤمنین(ع) را قبول نكردند، مانند ماجرای ابلیس لعنت الله علیه است. (24)

و در نهایت، ذکر این مطلب ضروری است که اگر انسان متوجه این مطلب می‌شود که این دو ماجرا با هم ارتباط دارند و سپس سعی می‌کند به مقایسه‌ی آن بپردازد، موضوعی نیست که خودِ انسان بتواند به آن دسترسی پیدا نماید، بلکه فقط با کمک و هدایتِ خداوند و خلفای او یعنی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) مقدور و میّسر خواهد بود. و اگر کلام امام رضا(ع) در این ارتباط مطرح نمی‌گردید، هرگز میسر نبود که این موضوع به فهم انسان در آید. الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‌.

پاورقی‌ها ----------------------------------------------------------------------
  عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: ... وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِینَ فِی قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ غَدِیرِ خُمٍّ كَمَثَلِ الْمَلَائِكَةِ فِی سُجُودِهِمْ لِآدَمَ وَ مَثَلُ مَنْ أَبَى وَلَایَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ مَثَلُ إِبْلِیسَ وَ فِی هَذَا الْیَوْمِ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ‌...(إقبال الأعمال (ط - القدیمة) ج ‌1  ص 465)

امام رضا ع فرمود: مثال كسانى كه ولایت أمیرالمومنین (ع) را در روز غدیر پذیرفتند، مانند فرشتگانی است كه آدم را سجده كردند، و مثال كسانى كه ولایت أمیرالمومنین (ع) را در روز غدیر قبول نكردند مانند إبلیس است، و در این روز این آیه نازل شد: الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَك

  [البقرة34] ص6 ـ وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‌ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرینَ : و چون فرشتگان را فرمودیم‌: «برای آدم سجده كنید»، پس بجز ابلیس ـ كه سر باز زد و كبر ورزید و از كافران شد ـ [همه‌] به سجده درافتادند.

3ـ ... عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْمَدِینَةِ وَ قَدْ بَلَّغَ جَمِیعَ الشَّرَائِعِ قَوْمَهُ غَیْرَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ ... فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَوْقَ تِلْكَ الْأَحْجَارِ ثُمَّ حَمِدَ اللَّهَ تَعَالَى وَ أَثْنَى عَلَیْهِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّه‌ ... مَعَاشِرَ النَّاسِ ... فَعَلِیٌّ وَلِیُّكُمْ وَ مُبَیِّنٌ لَكُمُ الَّذِی نَصَبَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَعْدِی وَ مَنْ خَلَّفَهُ اللَّهُ مِنِّی وَ مِنْهُ یُخْبِرُكُمْ بِمَا تَسْأَلُونَ عَنْهُ وَ یُبَیِّنُ لَكُمْ مَا لَا تَعْلَمُونَ أَلَا إِنَّ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ أُحْصِیَهُمَا وَ أُعَرِّفَهُمَا فَآمُرَ بِالْحَلَالِ وَ أَنْهَى عَنِ الْحَرَامِ فِی مَقَامٍ وَاحِدٍ فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَیْعَةَ مِنْكُمْ وَ الصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ مَا جِئْتُ بِهِ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذِینَ هُمْ مِنِّی وَ مِنْهُ أَئِمَّةٌ قَائِمَةٌ مِنْهُمُ الْمَهْدِیُّ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ الَّذِی یَقْضِی بِالْحَقِّ ...(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج ‌1  ص  65 و 66)

امام باقر(ع) فرمودند: رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) از مدینه عازم حجّ بود، در حالى كه تمام شرایع را بجز حجّ و ولایت، به مردم ابلاغ [تفهیم] كرده بود ... رسول‌الله(ص) بالاى آن سنگها ایستادند و پس از ستایش و ثنای خداوند متعال، فرمودند: ... می‌ستایم الله را ... ای مردم، ... على ولى شما است و براى شما تبیین می‌کند. همین کسی كه خداوند عزّ و جلّ او را پس از من منصوب کرده و او را از جانب من و خودش خلیفه قرار داده است. هر چه بپرسید به شما خبر مى‌دهد و آنچه را ندانید براى شما روشن مى‌كند. همانا امور حلال و حرام بیش از آن است كه براى شما بشمارم و معرفى كنم. پس همین جا شما را به تمام حلالها امر می‌کنم و از همه‌ی حرامها نهی می‌کنم. و من مامورم كه از شما بیعت بگیرم و دست پیمان دهید كه آنچه را از سوى خداوند عزّ و جلّ درباره على امیر المؤمنین و امامان قائم هستند، آوردم، بپذیرید. و مهدى قائم (عج) از ایشان است كه به حق تا روز قیامت حكم مى‌كند.

[البقرة31] ص6 ـ وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونی‌ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقینَ: و [خدا] همه [معانی‌] نامها را به آدم آموخت‌؛ سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود: «اگر راست می‌گویید، از اسامی اینها به من خبر دهید».

[البقرة32] ص6 ـ قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلیمُ الْحَكیمُ: گفتند: «منزهی تو! ما را جز آنچه [خود] به ما آموخته‌ای‌، هیچ دانشی نیست ؛ تویی دانای حكیم‌».

[البقرة33] ص6 ـ قالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ: فرمود: «ای آدم‌، ایشان را از اسامی آنان خبر ده‌.» و چون [آدم‌] ایشان را از اسماءشان خبر داد، فرمود: «آیا به شما نگفتم كه من نهفته آسمانها و زمین را می‌دانم‌؛ و آنچه را آشكار می‌كنید، و آنچه را پنهان می‌داشتید می‌دانم‌؟»

[البقرة34] ص6 ـ وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‌ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرینَ : و چون فرشتگان را فرمودیم‌: «برای آدم سجده كنید»، پس بجز ابلیس ـ كه سر باز زد و كبر ورزید و از كافران شد ـ [همه‌] به سجده درافتادند.

أَنَا وَضَعْتُ فِی الصِّغَرِ بِكَلَاكِلِ الْعَرَبِ وَ كَسَرْتُ نَوَاجِمَ قُرُونِ رَبِیعَةَ وَ مُضَرَ وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِی مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالْقَرَابَةِ الْقَرِیبَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ الْخَصِیصَةِ وَضَعَنِی فِی [حَجْرِهِ‌] حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلَدٌ [وَلِیدٌ] یَضُمُّنِی إِلَى صَدْرِهِ وَ یَكْنُفُنِی فِی فِرَاشِهِ وَ یُمِسُّنِی جَسَدَهُ وَ یُشِمُّنِی عَرْفَهُ وَ كَانَ یَمْضَغُ الشَّیْ‌ءَ ثُمَّ یُلْقِمُنِیهِ وَ مَا وَجَدَ لِی كَذْبَةً فِی قَوْلٍ وَ لَا خَطْلَةً فِی فِعْلٍ وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ ص مِنْ لَدُنْ أَنْ كَانَ فَطِیماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِهِ یَسْلُكُ بِهِ طَرِیقَ الْمَكَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَیْلَهُ وَ نَهَارَهُ وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِیلِ أَثَرَ أُمِّهِ یَرْفَعُ لِی فِی كُلِّ یَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ یَأْمُرُنِی بِالاقْتِدَاءِ بِهِ وَ لَقَدْ كَانَ یُجَاوِرُ فِی كُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَ لَا یَرَاهُ غَیْرِی وَ لَمْ یَجْمَعْ بَیْتٌ وَاحِدٌ یَوْمَئِذٍ فِی الْإِسْلَامِ غَیْرَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَدِیجَةَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَى نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّةِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّیْطَانِ حِینَ نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَیْهِ ص فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ فَقَالَ هَذَا الشَّیْطَانُ قَدْ أَیِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِیٍّ وَ لَكِنَّكَ لَوَزِیرٌ وَ إِنَّكَ لَعَلَى خَیْر. (نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص 300)

من در خردسالى، بزرگان عرب را به خاك افكندم، و شجاعان دو قبیله معروف «ربیعه» و «مضر» را در هم شكستم! شما موقعیّت مرا نسبت به رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم در خویشاوندى نزدیك، در مقام و منزلت ویژه مى‌دانید، پیامبر مرا در اتاق خویش مى‌نشاند، در حالى كه كودك بودم مرا در آغوش خود مى‌گرفت، و در بستر مخصوص خود مى‌خوابانید، بدنش را به بدن من مى‌چسباند، و بوى پاكیزه خود را به من مى‌بویاند، و گاهى غذایى را لقمه لقمه در دهانم مى‌گذارد، هرگز دروغى در گفتار من، و اشتباهى در كردارم نیافت. از همان لحظه‌اى كه پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را از شیر گرفتند، خداوند بزرگ‌ترین فرشته خود را مأمور تربیت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم كرد تا شب و روز، او را به راه‌هاى بزرگوارى و راستى و اخلاق نیكو راهنمایى كند، و من همواره با پیامبر بودم چونان فرزند كه همواره با مادر است، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم هر روز نشانه تازه‌اى از اخلاق نیكو را برایم آشكار مى‌فرمود، و به من فرمان مى‌داد كه به او اقتداء نمایم. پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چند ماه از سال را در غار حراء مى مشاهده مى‌كردم، و كسى جز من او را نمى‌دید، در آن روزها، در هیچ خانه اسلام راه نیافت جز خانه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم كه خدیجه هم در آن بود و من سوّمین آنان بودم. من نور وحى و رسالت را مى‌دیدم، و بوى نبوّت را مى‌بوییدم، من هنگامى كه وحى بر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرود مى‌آمد، ناله شیطان را شنیدم، گفتم اى رسول خدا، این ناله كیست؟ گفت: شیطان است كه از پرستش خویش مأیوس گردید و فرمود: «على! تو آنچه را من مى‌شنوم، مى‌شنوى، و آنچه را كه من مى‌بینم، مى‌بینى، جز اینكه تو پیامبر نیستى، بلكه وزیر من بوده و به راه خیر مى‌روى» .

حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ الْهَاشِمِیُّ الْكُوفِیُ‌ بِالْكُوفَةِ سَنَةَ أَرْبَعٍ وَ خَمْسِینَ وَ ثَلَاثِمِائَةٍ قَالَ حَدَّثَنَا فُرَاتُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ فُرَاتٍ الْكُوفِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیٍّ الْهَمْدَانِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو الْفَضْلِ الْعَبَّاسُ‌ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْبُخَارِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی بَكْرٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ السَّلَامِ بْنُ صَالِحٍ الْهَرَوِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‌) مَا خَلَقَ اللَّهُ خَلْقاً أَفْضَلَ مِنِّی وَ لَا أَكْرَمَ عَلَیْهِ مِنِّی قَالَ عَلِیٌّ ع فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَأَنْتَ أَفْضَلُ أَمْ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ ص یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَضَّلَ أَنْبِیَاءَهُ الْمُرْسَلِینَ عَلَى مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ فَضَّلَنِی عَلَى جَمِیعِ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ الْفَضْلُ بَعْدِی لَكَ یَا عَلِیُّ وَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِكَ ...(عیون أخبار الرضا(ع): ج‌1 ص262 ح22)

امام رضا(ع) از پدران بزرگوار خود نقل می‌فرماید که رسول الله(ص) فرمودند: خداوند خلقى برتر از من و گرامى‌تر از من ـ نزد خود ـ خلق نفرموده است، حضرت علىّ علیه السّلام فرمودند: من عرض كردم: شما برتر هستید یا جبرئیل؟ حضرت فرمودند: اى علىّ! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ پیامبران مرسل خود را بر ملائكه مقرّب خود برترى داده است و مرا بر تمام انبیاء و مرسلین برترى داده است، و فضیلت، بعد از من براى تو و امامان بعد از تو مى‌باشد. 7ـ تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة ـ عین العبرة لأحمد بن طاوس ـ شواهد التنزیل ....

اللوامع النورانیّة فی أسماء علی و أهل بیته القرآنیة ـ الهدایة القرآنیة الی الولایة الإمامیة ....

‌ [النجم3] ص526 ـ وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‌

و از سر هوس سخن نمی‌گوید.

[النجم4] ص526 ـ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى‌

این سخن بجز وحیی كه وحی می‌شود نیست‌.

10ـ ... عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْمَدِینَةِ وَ قَدْ بَلَّغَ جَمِیعَ الشَّرَائِعِ قَوْمَهُ غَیْرَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ ... فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَوْقَ تِلْكَ الْأَحْجَارِ ثُمَّ حَمِدَ اللَّهَ تَعَالَى وَ أَثْنَى عَلَیْهِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّه‌ ... مَعَاشِرَ النَّاسِ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا وَ قَدْ أَحْصَاهُ اللَّهُ فِیَّ وَ كُلُّ عِلْمٍ عَلِمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فِی إِمَامِ الْمُتَّقِینَ وَ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً وَ هُوَ الْإِمَامُ الْمُبِینُ مَعَاشِرَ النَّاسِ لَا تَضِلُّوا عَنْهُ وَ لَا تَنْفِرُوا مِنْهُ وَ لَا تَسْتَكْبِرُوا [وَ لَا تَسْتَنْكِفُوا] مِنْ وَلَایَتِهِ فَهُوَ الَّذِی‌ یَهْدِی إِلَى الْحَقِ‌ وَ یَعْمَلُ بِهِ وَ یُزْهِقُ الْبَاطِلَ وَ یَنْهَى عَنْهُ وَ لَا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ ثُمَّ إِنَّهُ أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ هُوَ الَّذِی فَدَى رَسُولَهُ بِنَفْسِهِ ـ وَ هُوَ الَّذِی كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ وَ لَا أَحَدَ یَعْبُدُ اللَّهَ مَعَ رَسُولِهِ مِنَ الرِّجَالِ غَیْرُهُ مَعَاشِرَ النَّاسِ فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ اللَّهُ وَ اقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ اللَّهُ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّهُ إِمَامٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَنْ یَتُوبَ اللَّهُ عَلَى أَحَدٍ أَنْكَرَ وَلَایَتَهُ وَ لَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُ حَتْماً عَلَى اللَّهِ أَنْ یَفْعَلَ ذَلِكَ بِمَنْ خَالَفَ أَمْرَهُ فِیهِ وَ أَنْ یُعَذِّبَهُ عَذَاباً شَدِیداً نُكْراً أَبَدَ الْآبَادِ وَ دَهْرَ الدُّهُورِ فَاحْذَرُوا أَنْ تُخَالِفُوهُ فَتَصْلَوْا نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِینَ‌ ...(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج ‌1  ص 60)

امام باقر(ع) فرمودند: رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) از مدینه عازم حجّ بود، در حالى كه تمام شرایع را بجز حجّ و ولایت، به مردم ابلاغ [تفهیم] كرده بود ... رسول‌الله(ص) بالاى آن سنگها ایستادند و پس از ستایش و ثنای خداوند متعال، فرمودند: ... می‌ستایم الله را ... اى گروه مردم! بدانید هیچ علمى ‌نیست مگر آنكه خداوند آن را در من‌ احصاء کرده و من همه‌ی علمم را در امام المتقین  احصاء كردم. هیچ علمى ‌نیست مگر آنكه آن را به على تعلیم دادم و او امام مبین است. اى گروه مردم! از على كناره مگیرید و مگریزید و از ولایت او سرپیچى مكنید. اوست كه به حق هدایت و به حق عمل مى‌كند و باطل را از میان مى‌برد و از آن نهى مى‌كند و در راه خدا سرزنش سرزنش‌كننده او را باز نمى‌دارد. او نخستین كس است كه به خدا و رسولش ایمان آورده و كسى است كه جان خود را فداى رسول خدا كرده است و او كسى است كه همراه رسول الله بود، زمانی كه هیچ یك از مردان غیر از او با رسول الله خدا را عبادت نمی‌کرد. اى مردم! او را برتر بدارید كه خداوند او را برترى داده است و او را بپذیرید كه خداوند او را منصوب کرده است. اى گروه مردم! همانا على از سوى خداوند امام است و خداوند هرگز توبه كسى را كه ولایت او را انكار كند نمى‌پذیرد و حتما هرگز او را نمى‌آمرزد و این بر عهده خداوند است كه نسبت به هر كس كه با فرمانش در مورد علی مخالفت كند چنین رفتار کند و او را به عذاب شدیدی که ابدی و همیشگى است دچار کند. پس از مخالفت با او دوری كنید که به آتشى درافتید كه آتش‌گیره آن مردمان و سنگهایند و آماده شده است براى كافران.

11 ـ ... عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْمَدِینَةِ وَ قَدْ بَلَّغَ جَمِیعَ الشَّرَائِعِ قَوْمَهُ غَیْرَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ ... فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَوْقَ تِلْكَ الْأَحْجَارِ ثُمَّ حَمِدَ اللَّهَ تَعَالَى وَ أَثْنَى عَلَیْهِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّه‌ ... فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَیْعَةَ مِنْكُمْ وَ الصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ مَا جِئْتُ بِهِ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذِینَ هُمْ مِنِّی وَ مِنْهُ أَئِمَّةٌ قَائِمَةٌ مِنْهُمُ الْمَهْدِیُّ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ الَّذِی یَقْضِی بِالْحَقِّ مَعَاشِرَ النَّاسِ وَ كُلُّ حَلَالٍ دَلَلْتُكُمْ عَلَیْهِ أَوْ حَرَامٍ نَهَیْتُكُمْ عَنْهُ فَإِنِّی لَمْ أَرْجِعْ عَنْ ذَلِكَ وَ لَمْ أُبَدِّلْ أَلَا فَاذْكُرُوا ذَلِكَ وَ احْفَظُوهُ وَ تَوَاصَوْا بِهِ وَ لَا تُبَدِّلُوهُ وَ لَا تُغَیِّرُوهُ أَلَا وَ إِنِّی أُجَدِّدُ الْقَوْلَ أَلَا فَأَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ أَلَا وَ إِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْكَرِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلَى قَوْلِی وَ تُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ وَ تَأْمُرُوهُ بِقَبُولِهِ وَ تَنْهَوْهُ عَنْ مُخَالَفَتِهِ فَإِنَّهُ أَمْرٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنِّی وَ لَا أَمْرٌ بِمَعْرُوفٍ وَ لَا نَهْیٌ عَنْ مُنْكَرٍ إِلَّا مَعَ إِمَامٍ مَعْصُوم‌ ...(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج ‌1  ص 65)

امام باقر(ع) فرمودند: رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) از مدینه عازم حجّ بود، در حالى كه تمام شرایع را بجز حجّ و ولایت، به مردم ابلاغ [تفهیم] كرده بود ... رسول‌الله(ص) بالاى آن سنگها ایستادند و پس از ستایش و ثنای خداوند متعال، فرمودند: ... می‌ستایم الله را ... و من مامورم كه از شما بیعت بگیرم و دست پیمان دهید كه آنچه را از سوى خداوند عزّ و جلّ درباره على امیر المؤمنین و امامان پس از او كه از من و اویند و امامان قائم هستند، آوردم، بپذیرید و مهدى قائم (عج) از ایشان است كه به حق تا روز قیامت حكم مى‌كند.

اى مردم! هر حلالى كه شما را به انجام آن راهنمایى كرده‌ام و هر حرامى‌كه شما را از انجام آن باز داشته‌ام همانگونه است و من هرگز از آن برنمى‌گردم و تبدیل نمى‌كنم. این موضوع را به یاد داشته باشید و آن را حفظ کنید و به آن توصیه کنید و آنرا مبدل مسازید و تغییر ندهید. باز هم سخن خود را تكرار مى‌كنم كه نماز را بپا دارید و زكات را بپردازید و امر به معروف و نهى از منكر كنید. بدرستیکه مهم‌ترین امر به معروف و نهی از منکر این است كه گفتار من [در مورد ولایت على ع] را بپذیرید و آن را به كسانى كه اینجا حاضر امر به معروف و نهی از منکری نیست مگر با امام معصوم.

12ـ [ص75] ص457 ـ قالَ یا إِبْلیسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالینَ

فرمود: «ای ابلیس‌، چه چیز تو را مانع شد كه برای چیزی كه به دستان قدرت خویش خلق كردم سجده آوری‌؟ آیا تكبر نمودی یا از [جمله‌] برتری‌جویانی‌؟»

13ـ [الأعراف12] ص152 ـ قالَ ما مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی‌ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ

فرمود: «چون تو را به سجده امر كردم چه چیز تو را باز داشت از اینكه سجده كنی‌؟» گفت‌: «من از او بهترم‌. مرا از آتشی آفریدی و او را از گِل آفریدی‌».

14ـ [الأعراف16] ص152 ـ قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی‌ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقیمَ

گفت‌: «پس به سبب آنكه مرا به بیراهه افكندی‌، من هم برای [فریفتن‌] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست‌.

[الأعراف17] ص152 ـ ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرینَ

«آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها می‌تازم‌، و بیشترشان را شكرگزار نخواهی یافت‌».

15ـ ... عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْمَدِینَةِ وَ قَدْ بَلَّغَ جَمِیعَ الشَّرَائِعِ قَوْمَهُ غَیْرَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ ...

فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَوْقَ تِلْكَ الْأَحْجَارِ ثُمَّ حَمِدَ اللَّهَ تَعَالَى وَ أَثْنَى عَلَیْهِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّه‌ ... مَعَاشِرَ النَّاسِ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِیمُ الَّذِی أَمَرَكُمْ بِاتِّبَاعِهِ ثُمَّ عَلِیٌّ مِنْ بَعْدِی ثُمَّ وُلْدِی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةٌ یَهْدُونَ إِلَى الْحَقِ‌ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ‌ ...(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج ‌1  ص 62)

امام باقر(ع) فرمودند: رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) از مدینه عازم حجّ بود، در حالى كه تمام شرایع را بجز حجّ و ولایت، به مردم ابلاغ [تفهیم] كرده بود ... رسول‌الله(ص) بالاى آن سنگها ایستادند و پس از ستایش و ثنای خداوند متعال، فرمودند: ... می‌ستایم الله را ... ای مردم! من صراط مستقیم خدایم كه شما را امر کرده از او تبعیت کنید و پس از من على و پس از او فرزندان من كه از صلب اویند امامانى هستند كه به حق هدایت مى‌كنند و به آن توسل مى‌جویند.

16ـ ... عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‌: ... ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ آدَمَ فَأَوْدَعَنَا صُلْبَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ بِالسُّجُودِ لَهُ تَعْظِیماً لَنَا وَ إِكْرَاماً وَ كَانَ سُجُودُهُمْ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عُبُودِیَّةً وَ لِآدَمَ إِكْرَاماً وَ طَاعَةً لِكَوْنِنَا فِی صُلْبِهِ ...(عیون أخبار الرضا علیه السلام ج‌1  ص263 ح22)

امام رضا(ع) از پدران بزرگوار خود نقل می‌فرماید که رسول الله(ص) فرمودند: ... سپس، بعد از آن، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ آدم را خلق كرد و ما را در صلب او قرار داد و ملائكه را دستور فرمود تا براى تعظیم و احترام ما به آدم سجده كنند، و سجده آنان در واقع عبادت خداوند بود، و از طرفى بخاطر وجود ما در صلب آدم، اكرام و احترام و اطاعت از او بود ...

17ـ ... عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‌: ... ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ آدَمَ فَأَوْدَعَنَا صُلْبَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ بِالسُّجُودِ لَهُ تَعْظِیماً لَنَا وَ إِكْرَاماً وَ كَانَ سُجُودُهُمْ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عُبُودِیَّةً وَ لِآدَمَ إِكْرَاماً وَ طَاعَةً لِكَوْنِنَا فِی صُلْبِهِ ...(عیون أخبار الرضا علیه السلام ج‌1  ص263 ح22)

امام رضا(ع) از پدران بزرگوار خود نقل می‌فرماید که رسول الله(ص) فرمودند: ... سپس، بعد از آن، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ آدم را خلق كرد و ما را در صلب او قرار داد و ملائكه را دستور فرمود تا براى تعظیم و احترام ما به آدم سجده كنند، و سجده آنان در واقع عبادت خداوند بود، و از طرفى بخاطر وجود ما در صلب آدم، اكرام و احترام و اطاعت از او بود ...

18ـ ... عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ‌: حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْمَدِینَةِ وَ قَدْ بَلَّغَ جَمِیعَ الشَّرَائِعِ قَوْمَهُ غَیْرَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ ... فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَوْقَ تِلْكَ الْأَحْجَارِ ثُمَّ حَمِدَ اللَّهَ تَعَالَى وَ أَثْنَى عَلَیْهِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّه‌ ... مَعَاشِرَ النَّاسِ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا وَ قَدْ أَحْصَاهُ اللَّهُ فِیَّ وَ كُلُّ عِلْمٍ عَلِمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فِی إِمَامِ الْمُتَّقِینَ وَ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً وَ هُوَ الْإِمَامُ الْمُبِینُ مَعَاشِرَ النَّاسِ لَا تَضِلُّوا عَنْهُ وَ لَا تَنْفِرُوا مِنْهُ وَ لَا تَسْتَكْبِرُوا [وَ لَا تَسْتَنْكِفُوا] مِنْ وَلَایَتِهِ فَهُوَ الَّذِی‌ یَهْدِی إِلَى الْحَقِ‌ وَ یَعْمَلُ بِهِ وَ یُزْهِقُ الْبَاطِلَ وَ یَنْهَى عَنْهُ وَ لَا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ ثُمَّ إِنَّهُ أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ هُوَ الَّذِی فَدَى رَسُولَهُ بِنَفْسِهِ- وَ هُوَ الَّذِی كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ وَ لَا أَحَدَ یَعْبُدُ اللَّهَ مَعَ رَسُولِهِ مِنَ الرِّجَالِ غَیْرُهُ مَعَاشِرَ النَّاسِ فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ اللَّهُ وَ اقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ اللَّهُ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّهُ إِمَامٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَنْ یَتُوبَ اللَّهُ عَلَى أَحَدٍ أَنْكَرَ وَلَایَتَهُ وَ لَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُ حَتْماً عَلَى اللَّهِ أَنْ یَفْعَلَ ذَلِكَ بِمَنْ خَالَفَ أَمْرَهُ فِیهِ وَ أَنْ یُعَذِّبَهُ عَذَاباً شَدِیداً نُكْراً أَبَدَ الْآبَادِ وَ دَهْرَ الدُّهُورِ فَاحْذَرُوا أَنْ تُخَالِفُوهُ فَتَصْلَوْا نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِینَ‌ أَیُّهَا النَّاسُ بِی وَ اللَّهِ بُشِّرَ الْأَوَّلُونَ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ أَنَا خَاتَمُ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ الْحُجَّةُ عَلَى جَمِیعِ الْمَخْلُوقِینَ مِنْ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ فَمَنْ شَكَّ فِی ذَلِكَ فَهُوَ كَافِرٌ كُفْرَ [الْجَاهِلِیَّةِ] الْأُولَى وَ مَنْ شَكَّ فِی شَیْ‌ءٍ مِنْ قَوْلِی هَذَا فَقَدْ شَكَّ فِی الْكُلِّ مِنْهُ وَ الشَّاكُّ فِی ذَلِكَ فَلَهُ النَّارُ مَعَاشِرَ النَّاسِ حَبَانِی اللَّهُ بِهَذِهِ الْفَضِیلَةِ مَنّاً مِنْهُ عَلَیَّ وَ إِحْسَاناً مِنْهُ إِلَیَّ وَ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ مِنِّی أَبَدَ الْآبِدِینَ وَ دَهْرَ الدَّاهِرِینَ عَلَى كُلِّ حَالٍ مَعَاشِرَ النَّاسِ فَضِّلُوا عَلِیّاً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدِی مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثَى بِنَا أَنْزَلَ اللَّهُ الرِّزْقَ وَ بَقِیَ الْخَلْقُ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَیَّ قَوْلِی هَذَا وَ لَمْ یُوَافِقْهُ أَلَا إِنَّ جَبْرَئِیلَ خَبَّرَنِی عَنِ اللَّهِ تَعَالَى بِذَلِكَ وَ یَقُولُ مَنْ عَادَى عَلِیّاً وَ لَمْ یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتِی وَ غَضَبِی- فَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ‌ أَنْ تُخَالِفُوهُ‌ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ‌ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّهُ جَنْبُ اللَّهِ الَّذِی ذَكَرَ فِی كِتَابِهِ فَقَالَ تَعَالَى- أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتى‌ عَلى‌ ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ‌ مَعَاشِرَ النَّاسِ تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیَاتِهِ وَ انْظُرُوا إِلَى مُحْكَمَاتِهِ وَ لَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهُ فَوَ اللَّهِ لَنْ یُبَیِّنَ لَكُمْ زَوَاجِرَهُ وَ لَا یُوَضِّحُ لَكُمْ تَفْسِیرَهُ إِلَّا الَّذِی أَنَا آخِذٌ بِیَدِهِ وَ مُصْعِدُهُ إِلَیَّ وَ شَائِلٌ بِعَضُدِهِ وَ مُعْلِمُكُمْ أَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ وَ هُوَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع أَخِی وَ وَصِیِّی وَ مُوَالاتُهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَهَا عَلَیَّ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ عَلِیّاً وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ وُلْدِی هُمُ الثَّقَلُ الْأَصْغَرُ وَ الْقُرْآنُ الثَّقَلُ الْأَكْبَرُ فَكُلُّ وَاحِدٍ مُنْبِئٌ عَنْ صَاحِبِهِ وَ مُوَافِقٌ لَهُ لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ هُمْ أُمَنَاءُ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ وَ حُكَمَاؤُهُ فِی أَرْضِه‌ ...(الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی) ج ‌1  ص 60)

امام باقر(ع) فرمودند: رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) از مدینه عازم حجّ بود، در حالى كه تمام شرایع را بجز حجّ و ولایت، به مردم ابلاغ [تفهیم] كرده بود ... رسول‌الله(ص) بالاى آن سنگها ایستادند و پس از ستایش و ثنای خداوند متعال، فرمودند: ... می‌ستایم الله را ... اى گروه مردم! بدانید هیچ علمى ‌نیست مگر آنكه خداوند آن را در من‌ احصاء کرده و من همه‌ی علمم را در امام المتقین  احصاء كردم. هیچ علمى ‌نیست مگر آنكه آن را به على تعلیم دادم و او امام مبین است. اى گروه مردم! از على كناره مگیرید و مگریزید و از ولایت او سرپیچى مكنید. اوست كه به حق هدایت و به حق عمل مى‌كند و باطل را از میان مى‌برد و از آن نهى مى‌كند و در راه خدا سرزنش سرزنش‌كننده او را باز نمى‌دارد. او نخستین كس است كه به خدا و رسولش ایمان آورده و كسى است كه جان خود را فداى رسول خدا كرده است و او كسى است كه همراه رسول الله بود، زمانی كه هیچ یك از مردان غیر از او با رسول الله خدا را عبادت نمی‌کرد. اى مردم! او را برتر بدارید كه خداوند او را برترى داده است و او را بپذیرید كه خداوند او را منصوب کرده است. اى گروه مردم! همانا على از سوى خداوند امام است و خداوند هرگز توبه كسى را كه ولایت او را انكار كند نمى‌پذیرد و حتما هرگز او را نمى‌آمرزد و این و این بر عهده خداوند است كه نسبت به هر كس كه با فرمانش در مورد علی مخالفت كند چنین رفتار کند و او را به عذاب شدیدی که ابدی و همیشگى است دچار کند. پس از مخالفت با او دوری كنید که به آتشى درافتید كه آتش‌گیره آن مردمان و سنگهایند و آماده شده است براى كافران.

اى مردم! به خدا سوگند كه همه انبیاء و رسولان پیشین به آمدن من بشارت داده‌اند و من خاتم همه انبیاء و رسولان هستم و من حجت بر همه مخلوقاتم، چه اهل آسمانها و چه اهل زمینها، و هر كس در این تردید كند كافر است، همچون كفر دوره جاهلیت نخستین و هركس در چیزى از این گفتار من شك كند، نسبت به همه آن تردید كرده است و تردیدكننده در گفتار من در آتش است. اى گروه مردم! خداوند بخاطر منّتی که بر من گذاشته و احسانی که بر من داشته این فضیلت را به من ارزانى داشته است و خدایى جز او نیست. تا ابد و در طول روزگاران و در هر حال او را ستایشگرم. اى گروه مردم! على را برترى دهید كه او پس از من از هر مرد و زنى افضل است. خداوند بوسیله ما روزى فرو مى‌فرستد و خلق باقى هستند. ملعون و مغضوب خداوند است، هر كس كه این گفتار مرا رد كند و نپذیرد، بدانید که جبرئیل از خداوند متعال این را به من خبر داد و می‌گوید: کسی که با علی دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد، پس لعنت و غضب من بر او باد. پس هر کسی بنگرد كه براى فردایش چه چیز از پیش فرستاده است و از خداى بترسید كه با او مخالفت كنید و قدم پس از ثبوتش بلغزد و همانا خداوند به آنچه مى‌كنید خبیر است. ای مردم او جَنبُ الله است که خداوند در کتابش ذکر کرده است.

خداوند متعال می‌فرماید: تا آنكه [مبادا] كسى بگوید: دریغا بر آنچه در جَنبُ الله كوتاهى ورزیدم. اى گروه مردم! در قرآن تدبر كنید و آیات آن را فهم کنید و به آیات محكم آن بنگرید و از آیات متشابه پیروى مكنید و به خدا سوگند هرگز كسى دشواریها و تفسیر آن را براى شما روشن نمى‌كند، جز همین كس كه من دست او را مى‌گیرم و به سوى خود بر مى‌آورم و بازویش را بر مى‌افرازم و به شما اعلام مى‌كنم كه هر كس من مولاى اویم این على مولاى اوست، یعنى على بن ابى طالب كه برادر و وصى من است و ولایت او از سوى خداوند متعال بر من نازل شده است. اى گروه مردم! همانا على و فرزندان طیب من ثقل كوچكند و قرآن ثقل بزرگ است و هر یك از دیگرى خبر مى‌دهد و موافق با اوست و این دو هرگز از یكدیگر جدا نمى‌شوند تا كنار حوض پیش من آیند. آنان امناى خداوند میان خلق خدایند و حكیمان الهى در زمین خدایند.

19ـ [البقرة30] ص6 ـ وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ : و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت‌: «من در زمین جانشینی خواهم گماشت‌»، [فرشتگان‌] گفتند: «آیا در آن كسی را می‌گماری كه در آن فساد انگیزد، و خونها بریزد؟ و حال آنكه ما با ستایش تو، [تو را] تنزیه می‌كنیم‌؛ و به تقدیست می‌پردازیم‌.» فرمود: «من چیزی می‌دانم كه شما نمی‌دانید».

20ـ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ... قَالَ إِنَّ عَلِیّاً أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ بِوَلَایَةٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَقَدَهَا لَهُ فَوْقَ عَرْشِهِ وَ أَشْهَدَ عَلَى ذَلِكَ مَلَائِكَتَهُ إِنَّ عَلِیّاً خَلِیفَةُ اللَّهِ وَ حُجَّةُ اللَّهِ ...(الأمالی(للصدوق): ص132 ح8)

أمیر المؤمنین(ع) فرمود: ... رسول الله(ص) فرمودند: به راستى على به ولایت از خداى عز و جل امیر بر خلق است از بالاى عرش خود آن را منعقد نموده و ملائكه را شاهد و گواه گرفته‌ كه على(ع) خلیفة اللَّه و حجت اللَّه و امام مسلمانان است‌.

21ـ [المائدة67] ص119 ـ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرینَ : ای پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده‌، ابلاغ كن‌؛ و اگر نكنی پیامش را نرسانده‌ای‌. و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه می‌دارد. آری‌، خدا گروه كافران را هدایت نمی‌كند.

22ـ [البقرة31] ص6 ـ وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونی‌ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقینَ : و [خدا] همه [معانی‌] نامها را به آدم آموخت‌؛ سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود: «اگر راست می‌گویید، از اسامی اینها به من خبر دهید».

[البقرة32] ص6 ـ قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلیمُ الْحَكیمُ

گفتند: «منزهی تو! ما را جز آنچه [خود] به ما آموخته‌ای‌، هیچ دانشی نیست ؛ تویی دانای حكیم‌».

[البقرة33] ص6 ـ قالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ : فرمود: «ای آدم‌، ایشان را از اسامی آنان خبر ده‌.» و چون [آدم‌] ایشان را از اسماءشان خبر داد، فرمود: «آیا به شما نگفتم كه من نهفته آسمانها و زمین را می‌دانم‌؛ و آنچه را آشكار می‌كنید، و آنچه را پنهان می‌داشتید می‌دانم‌؟»

23ـ رُوِیَ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنْ أَبِی عُمَرَ وَ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالا ... فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‌ ... وَ قَدْ عَلِمْتُمْ جَمِیعاً أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَنِی وَ عَلِیّاً نُوراً وَاحِداً وَ إِنَّا كُنَّا فِی صُلْبِ آدَمَ نُسَبِّحُ اللَّهَ تَعَالَى ثُمَّ نَقَلَنَا إِلَى أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ ... وَ قَدْ تَبَیَّنَ نُورِی مِنْ صُلْبِ أَبِی وَ نُورُ عَلِیٍّ مِنْ صُلْبِ أَبِیهِ إِلَى أَنْ خَرَجْنَا مِنْ أَصْلَابِ أَبَوَیْنَا وَ بُطُونِ أُمَّهَاتِنَا وَ لَقَدْ هَبَطَ حَبِیبِی جَبْرَئِیلُ فِی وَقْتِ وِلَادَةِ عَلِیٍّ فَقَالَ لِی یَا حَبِیبَ اللَّهِ اللَّهُ یَقْرَأُ عَلَیْكَ السَّلَامَ وَ یَهْنِئُكَ بِوِلَادَةِ أَخِیكَ عَلِیٍّ وَ یَقُولُ هَذَا أَوَانُ‌ ظُهُورِ نُبُوَّتِكَ‌ وَ إِعْلَانِ وَحْیِكَ وَ كَشْف رِسَالَتِكَ إِذْ أَیَّدْتُكَ بِأَخِیكَ وَ وَزِیرِكَ وَ صِنْوِكَ وَ خَلِیفَتِكَ وَ مَنْ شَدَدْتُ بِهِ أَزْرَكَ وَ أَعْلَیْتُ بِهِ ذِكْرَك‌ ...(روضة الواعظین و بصیرة المتعظین(ط - القدیمة): ج1 ص83)

حضرت رسول الله(ص) فرمودند: ... و شما همگان مى‌دانید كه خداى عز و جل من و على را از یك نور و پرتو آفریده است و ما هر دو در پشت آدم بودیم و خداى را تسبیح مى‌گفتیم و سپس به پشت دیگر مردان و ارحام زنان منتقل شدیم ... پرتو ما دو نیمه شد، نیمى در عبد الله و نیمى در عمویم ابو طالب قرار گرفت و آواى ستایش و تسبیح ما از پشت آن دو شنیده مى‌شد و پدر و عمویم چون در انجمنهاى قریش مى‌نشستند، نور من در چهره پدرم و نور على در چهره پدرش تابان بود تا آنكه هر یك از پشت پدر و شكم مادر خویش بیرون آمدیم، و به هنگام تولد على حبیب من جبرئیل فرود آمد و به من گفت: اى حبیب خدا! پروردگارت سلام مى‌رساند و به‌ تو مژده و شاد باش تولد برادرت على را مى‌دهد و مى‌فرماید: هنگام ظهور پیامبرى تو و آشكار شدن وحى بر تو نزدیك شده است كه اینك ترا با برادر و وزیر و خلیفه و همانند خودت تأیید كردم و به وسیله او نام ترا بلند آوازه و بازویت را استوار ساختم .

24ـ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: ... وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِینَ فِی قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ غَدِیرِ خُمٍّ كَمَثَلِ الْمَلَائِكَةِ فِی سُجُودِهِمْ لِآدَمَ وَ مَثَلُ مَنْ أَبَى وَلَایَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ مَثَلُ إِبْلِیسَ وَ فِی هَذَا الْیَوْمِ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ‌...(إقبال الأعمال (ط - القدیمة) ج ‌1  ص 465)

امام رضا ع فرمود: مثال كسانى كه ولایت أمیرالمومنین (ع) را در روز غدیر پذیرفتند، مانند فرشتگانی است كه آدم را سجده كردند، و مثال كسانى كه ولایت أمیرالمومنین (ع) را در روز غدیر قبول نكردند مانند إبلیس است، و در این روز این آیه نازل شد: الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ‌




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر