تبلیغات
مــاه ولــاء - برداشت هایی از آیه «اولی الامر»
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
برداشت هایی از آیه «اولی الامر»
برداشت‌هایی از آیه [یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْكُمْ]

نص آیه :
[نساء59] ص87 ـ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْ‌ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ اْلآخِرِ ذلِكَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً؛ ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، خدا را اطاعت كنید و پیامبر و اولیای امر خود را [نیز] اطاعت كنید؛ پس هر گاه در امری [دینی‌] اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به [كتاب‌] خدا و [سنت‌] پیامبر [او] عرضه بدارید، این بهتر و نیك‌ فرجام‌ تر است‌.

پیشینه بحث أُولِی اْلأَمْرِ :
ـ پیشینیان ناآشنا با منطق قرآن، این بحث را تا سطح اجتماع تنزّل داده و گفتند:رسول‌الله ص، رسولِ خداوند بر قوم بود لذا ولیِّ امر نیز كسی است كه خلیفة رسول‌الله ص در قوم باشد و اطاعت از او واجب است.و حتی بحث را به این سو كشاندند كه اگر ولیِّ امر فاسق بود یا خلاف كرد باز هم باید از او اطاعت كرد یا نه؟

ـ علی ای حال، موضوع اصلی این مبحث، مغفول واقع شده و هزار و اندی سال است که باعث مجادله گشته است.درحالیكه اگر مقدار كمی به خودِ آیه دقت شود، معنای عجیبی در آن نهفته است.

أَطیعُوا اللّهَ :
ـ به این جمله از منظر «حیطة الله و حیطة اطاعت از الله» توجه كنیم.

ـ وقتی كه خداوند می‌فرماید: «أَطیعُوا الله»، حیطة خداوند كجا است؟

خداوند در تمام آسمان‌های هفت‌گانه مَلِك است. در تمام این حیطه باید از او اطاعت كرد.

نمی‌توان گفت كه فقط در زمین یا فقط در اجتماع، أَطیعُوا الله.

لذا در تمام آسمان‌های هفت‌گانه، أَطیعُوا الله. در تمام عالم، أَطیعُوا الله. در تمام دنیا و برزخ و قیامت و بهشت، أَطیعُوا الله. همیشه و همه جا، أَطیعُوا الله. در تمام حیطة الله، «أَطیعُوا الله». در تمام حیطة اَللّهیت الله، از او اطاعت كنید.حجم محدودة «أَطیعُوا الله» بسیار مهم است؛ زیرا مبنایی برای عبارت‌ های بعدی این آیه می‌باشد.

وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْكُمْ :
ـ خداوند درحالیكه دارد دربارة فضای حجمیِ «أَطیعُوا الله» صحبت می‌كند، می‌ فرماید: «وَ أَطیعُوا الرَّسُول وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْكُمْ».

یعنی حیطة اطاعت از رسول را هم باید در فضایی حجمی زیرمجموعة فضای حجمیِ «أَطیعُوا الله» جستجو نمود.

ـ جنس «أَطیعُوا الرَّسُول» باید با جنس «أَطیعُوا الله» هم‌خوانی داشته باشد.

نمی‌توان گفت كه «أَطیعُوا الله» در تمام عالم، اما «أَطیعُوا الرَّسُول» در اجتماع  یا در وظایف شخصی!

بلكه «أَطیعُوا الرَّسُول» در همة زمان‌ها و همة مكان‌ها و همة حالات.

ـ جملة «وَ أَطیعُوا الرَّسُول وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْكُمْ» قبل از اینكه حاكی از اطاعت باشد، حاكی از حیطة رسول‌الله ص و نیز حیطة اولِی ‌الامر است.یعنی در هر حیطه‌ای كه رسول‌الله ص مطرح هستند، باید از ایشان اطاعت نمود.

بخشی از این حیطه، در سفر معراج نمایان شد كه شامل آسمان‌ها، سدرة المنتهی، حجب نور، قاب قوسین، قیامت و بهشت و .... بود و هر جا كه ایشان وارد می‌شدند بسیار مورد تكریم و اطاعت اهالی آن سرزمین‌ها واقع می‌شدند.

أُولِی اْلأَمْر :
همچنانكه از ظاهر آیه برمی‌آید؛ از جنبة حیطه و نوع اطاعت، شباهت و قرابت «رسول‌الله ص» به «اولِی الامر» بیشتر از شباهت و قرابت به «الله» است.

ـ «حیطة حجمی اولِی الامر» را نیز باید مانند «حیطة حجمی رسول‌الله ص» در نظر گرفت.

آیا حقیقتاً برای اولِی الامر می‌توان حیطة حجمی قائل شد؟
ـ عموم ولیّ‌ها حجم ولایتشان در سطح [اجتماع] است. اما ولایت در درجات بالا، حجمی است. یعنی در درجات بالا وقتی گفته می‌شود فلانی ولیّ است باید پرسید: حجم ولایت او چقدر است؟ ـ بخشی از حیطة حجمی «اولِی الامر» عبارت است از: كلُّ شَیْئٍ اَحْصَیْناهُ فی اِمامٍ مُبینٍ [یس12].

اولِی الامر، واژه‌ای جمع است به معنای ولیّ‌های امر. اما ولیِّ كدام امر؟!

ـ خداوند ابتدا از الله و سپس از رسول صحبت كرد، اما بعد از آن بجای اینكه از فرد صحبت كند از یك منصب صحبت كرده است.

منصبِ ولایت‌امری حاكی از امری است كه باید ولایت شود [یا در حال ولایت شدن است].پس در این حیطة حجمی بزرگ، امری وجود دارد كه باید ولایت شود. این امر چه می‌تواند باشد؟! تمام امور باید ولایت شوند از جمله این «امر بزرگ». «امر بزرگ» هر چه باشد به كل عالم ارتباط دارد. ـ ولایت یعنی قافله‌سالاری. لذا «امر بزرگ» باید قافله‌سالاری شود. قافله‌سالاری در حجم بزرگ.در این حجم بزرگ یك مبدأ وجود دارد و یك مقصد، یعنی «امر بزرگ» باید از بالاترین و عالیترین فضا تا مُلك كبیر [بهشت هفتم] قافله‌ سالاری شود.

ـ این قافله‌سالاری نیز میسّر نیست مگر با ارتقاء.

زیرا كیفیت نشئات بعد [شامل قیامت و بهشت] با نشئات قبل تفاوت دارد.برای اینكه یك امر كه بخواهد وارد نشئات بعد شود باید ارتقاء كیفیت داده شود. ـ پس «اولِی الامر» وظیفة مهمی دارند و آن عبارت است از: قافله‌سالاری امری عظیم در حجم اللّهیت الله، در حیطة اَللّهیت الله یعنی در كل عالم.

ـ «اَمرُ النّاس» مانند جزء بسیار كوچكی در درون اَمرُ الله [نه در كنار آن] است مانند سكه‌ای در درون دریای عظیم.

از این جنبه كه حیطة كوچك [امور مربوط به مردم] جزئی از حیطة بزرگ [اَمرُ الله] است، تمام امور «اَمرُ الله» محسوب می‌شوند و امر مردم هم به اولِی ‌الامر ارتباط پیدا می‌كند اما باز هم به عنوان یك مقولة بسیار كوچك [زیرا فضای آیة «أَطیعُوا اللّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْكُمْ» یك فضای بسیار بزرگ است].

 ـ «اولِی ‌الامر» اَمرُ الناس را هم ولایت می‌كنند اما وظیفه و كار اصلیِ ایشان، ولایت «امرُ الله» است. و این همان منطق رسولان (ع) است كه عزم اصلی آنها در مهدویّت بود و هدایت قوم برایشان یك حاشیه بود [نه متن].

 ـ كسانی باید باشند كه در كلِّ حیطة عالم، «امر بزرگ» را ولایت می‌كنند.

حال: چه كسی می‌تواند امری كه در این حجم بزرگ است را ولایت كند و مصداق چنین ولیّی باشد؟!

آیا کسی غیر از علی ع می‌تواند عهده دار این امر خطیر شود؟!

مِنْكُمْ :
ـ این «اولِی ‌الامر» از بین ملائكه یا اجنّه نیستند و از بین انسان‌ها باید باشند.

زیرا خداوند فرموده است: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْكُمْ

ـ اولِی ‌الامر از بین اُمّت‌های گذشته نیز نیستند بلكه از بین اُمّت رسول‌ الله (ص) هستند.

زیرا خداوند فرموده است: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْكُمْ

ـ «اولِی ‌الامر» باید چند نفر باشند. زیرا این واژه بصورت جمع مطرح شده است.

ـ كسانی در اُمّت رسول‌الله ص باید باشند كه توان «قافله‌سالاری اَمرُ الله» را دارند. درحالیكه هیچ كس از گذشتگان [بجز رسول‌الله ص] چنین توانی را نداشته‌اند و به گَرد اولِی ‌الامر نمی‌رسند [رسولان ع توان عجیب‌ترین معجزات و نیز فضائل زیادی داشتند اما هیچ‌یك از آنها توان ولایت اَمرُ الله را نداشتند]. نتیجه اینكه این افراد از تمام گذشتگان حتی از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی ع برتر و بسیار برترند.

ـ كسانی در اُمّت رسول‌الله ص باید باشند كه اهل «قافله‌سالاری اَمرُ الله» باشند .

ـ اما چرا در اُمّت رسول‌الله ص باید «اولِی ‌الامر» بیایند؟!

زیرا در زمان رسول‌الله ص «امرُ الله» به اَعماق آورده شده است و قبل از آن چنین نبوده است : اَتی اَمرُ الله [نحل1]. ـ در اُمّت رسول‌الله ص، آمدن افرادی چون موسی یا عیسی ع نیاز نیست زیرا یك زمانی نیاز بود كه عصا اژدها شود یا به پرنده روح دمیده شود، اما در دوران رسول‌الله (ص) كه «امرُ الله» به اَعماق آورده شده است نیاز بر این است كه كسانی بیایند تا ولیِّ «امرُ الله» باشند.

ـ از زمان رسول‌الله ص، «امرُ الله» به اَعماق آورده شده است دیگر نباید لحظه‌ای بدون ولیِّ «امرُ الله» باشد.

و «أُولِی اْلأَمْرِ مِنْكُمْ» باید پیوسته و متصل به هم در زمین وجود داشته باشند و این ماجرا اِلی‌ الاَبد باید برقرار باشد تا اینكه به بهشت برسانند.

اطاعت از م«أُولِی اْلأَمْرِ» :
ـ از «أَطیعُوا اللّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْكُمْ» برمی‌آید كه: كسانی وجود دارند كه صاحب چنین منصب عظیمی هستند، لذا شما از این‌ها اطاعت كنید.

ـ خداوند نمی‌گوید كه از رئیس قبیله‌تان اطاعت كنید بلكه می‌فرماید:كسانی هستند كه قافله‌سالاران «امر عظیمی» در پهنة اَللّهیت الله هستند شما از آنها اطاعت كنید.اینجا است كه انسان به خودش می‌بالد. زیرا خداوند فرموده از كسی اطاعت كنید كه برترین و صاحب عظیم‌ترین منصب‌های خداوندی است.

ـ منظر نگاه ما به آیة «أَطیعُوا اللّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْكُمْ» باید چنین منظری باشد.

همچنین از این منظر باید با مخالفان بحث كرد. زیرا مخالفان می‌گویند: رسول‌الله (ص)، رسول بر اُمّت است، حیطة رسول‌ الله (ص)، حیطة اُمّت است. جانشین ایشان نیز جانشین در اُمّت است، و به تبع این فكر می‌گویند: حال چه كسی می‌تواند در عرصة اُمّت، ولیّ باشد؟!

ما شیعیان نیز هزار و چهارصد سال است كه نبرد فکری و عملی در این صحنه را قبول كرده و در آن به مبارزة كم‌ حاصل یا بی‌حاصل با مخالفان پرداخته‌ ایم. درحالیكه اهل‌بیت ع می‌فرمایند سطح بحث را بالا بكشید .بخصوص آنجا كه فرموده‌اند با مخالفین ما با سورة قدر محاجّه كنید.

ـ اگر منظور خداوند از اطاعت از اولی الامر، ولیِّ امری در سطح جامعه می‌خواست باشد، هیچگاه خداوند با چنین واژه‌ هایی صحبت نمی‌كرد.

چه لزومی داشت كه خداوند اطاعت از الله را مطرح كند. بلكه می‌بایست خداوند ابتدا اجتماع و اطاعت در اجتماع را مطرح كند و بعد بفرماید حال از ولیِّ امرتان هم اطاعت كنید.

ـ خداوند در این آیه می‌خواهد به ما بفهماند: كسانی هستند كه ولیِّ امرُ الله هستند بگذارید كارشان را انجام دهند و شما به سوی آنها رفته و از ایشان اطاعت كنید.

این منطقِ «به سوی ولیِّ امرُ الله بروید و از آنها اطاعت كنید»، در حدیث هم بدین صورت فرموده شده كه:امام به منزلة كعبه است. و مردم باید به سوی ایشان بروند.

ـ اگر خداوند می‌خواهد ما را به اطاعت دعوت كند، چرا این بزرگواران را با عنوان «اولِی ‌الامر» معرفی می‌كند؟! بخاطر اینكه:

ـ به بهانة رفتن به سمت این بزرگواران، با موقعیت‌های ایشان آشنا شویم.

ـ با مقامات ایشان آشنا شویم.

ـ در این آیه، مفهوم «بروید و اطاعت كنید» بهانه است بلكه اصل، معرفی و به رخ‌ كشیدن موقعیت‌ های اهل‌بیت (ع) است.

اصل، آشنایی و معرفت اهل‌بیت ع است.به بهانة اطاعت بروید و از معرفت سر در بیاورید.

نتیجه :
ـ اگر منطق موجود در «أَطیعُوا اللّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْكُمْ» برای انسان جا بیفتد، چه سؤالاتی باید مطرح و پررنگ شود و نیز چه سؤالاتی باید كمرنگ شود؟

ـ رویكرد ما به اهل‌بیت (ع) باید بر اساس آیۀ 59 سورۀ نساء باشد .

یعنی باید به این موضوع پرداخت كه؛ ایشان چگونه ولایت «امرُ الله» را انجام دادند. نه مانند کتاب منتهی‌الآمال [كه دربارة هر یك از اهل‌بیت ع به این موضوعات می‌پردازد: شناسنامه، نقش انگشتری، نحوة ولادت، نحوة شهادت، رویارویی با حاكمان، همسران و فرزندان، شاگردان، چند حدیث اخلاقی و ....].

ـ احادیث هر امام ع را بدین خاطر بخوانیم كه متوجه شویم صاحب این كلام در چه ارتفاعی پرواز می‌كند و برنامة او برای ولایت «امرُ الله» چیست [نه اینكه صرفاً پند اخلاقی بگیریم].

ـ مثلا در مواجهه با حدیث امام رضا ع [كه می‌فرمایند:هر كس مرا زیارت كند، روز قیامت در سه جا به دیدار او خواهم رفت و از خطرات و سختی‌ها نجاتش خواهم داد. زمان دریافت نامة اَعمال، موقع سنجش اَعمال و هنگام عبور از پل صراط/ عیون اخبار الرضا ع]،در بهره بردن نیکو از این حدیث، خوب است كه انسان بگوید: گویندة این كلام كیست كه اینطور صحبت می‌كند، موقعیت او چیست، چرا اینقدر پرقدرت خود را جلوه می‌دهد؟ [وگرنه این منطق خوب نیست كه «من‌محور» رفتار شود و شخص بگوید: به زیارت امام رضا (ع) بروم تا در قیامت دستم را بگیرند و نجاتم دهند].




امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره ابلاغ غدیر