تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
قصیده واره غدیر
صدای کیست چنین دلپذیر می‏آید؟
کدام چشمه به این گرمسیر می‏آید؟
صدای کیست که این گونه روشن و گیر است ؟
که بود و کیست که از این مسیر می‏آید؟
چه گفته است مگر جبرئیل با احمد؟
صدای کاتب و کلک دبیر می‏آید
خبر، به روشنی روز در فضا پیچید
خبر دهید: کسی دستگیر می‏آید!
کسی بزرگتر از آسمان و هر چه در اوست‏
به دستگیری طفل صغیر می‏آید
علی به جای محمد به انتخاب خد
خبر دهید: بشیری نذیر می‏آید!
کسی به سختی سوهان به سختی صخره
کسی به نرمی موج حریر می‏آید
کسی که مثل کسی نیست، مثل او تنهاست
کسی شبیه خودش بی نظیر می‏آید
خبر دهید که: دریا به چشمه خواهد ریخت‏
خبر دهید به یاران: غدیر می‏آید
به سالکان طریق شرافت و شمشیر
خبر دهید که از راه، پیر می‏آید
خبر دهید به یاران: دوباره از بیشه
صدای روشن یک شرزه شیر می‏آید
خم غدیر به دوش از کرانه‏ها، مردی‏
به آبیاری خاک کویر می‏آید
کسی دوباره به پای یتیم می‏سوزد
کسی دوباره سراغ فقیر می‏آید
کسی حماسه ‏تر از این حماسه‏ های سبک

مرتضی امیری اسفندقه

درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :