تبلیغات
مــاه ولــاء

مــاه ولــاء
قالب وبلاگ
غدیر در شعر فارسی
از فردوسی تا شهریار

اگر حضرت خضر آب حیات نوشید و ماندگار ماند؛ ادبیات و فرهنگ مسلمانان نیز در سایه قرآن مجید و به راهنمایی خدا و رسولش از آب غدیر خم سیراب گشت و جاودانه شد.نه تنها شعرای بزرگ عرب از حسان بن ثابت و کمیت اسدی و دعبل خزائی گرفته تا سید حیدرحلّی و بولس السلامه و دیگران که، شاعران حق جوی و حقیقت گوی هم از هر نژاد و زبان به اصالت این برکه با برکت و به زلالی این چشمه همیشه جوشان شهادت داده اند. در این میان شاعران پارسی گوی نیز به حقانیت غدیر خم گواهی داده و گاه با سرودن چکامه های فاخر و بلند، و غدیریّه های غرا و رسا، گوی سبقت از همگنان ربوده اند.

گفتنی است که پیشترها دانشمند خبیر، علامه امینی، غدیریّه های بسیاری را که توسط دانشمندان و شاعران بنام به زبان عربی
سروده شده بود از لابلای متون و منابع بیرون کشیده و در اثر سترگ خود الغدیر منتشر ساخته بود. با اینکه بسیاری از متون و دیوانهای پیشینیان به صورت کامل در دسترس نیست و برخی از گزند روزگاران در امان نمانده و بسیاری دیگر منتشر نشده همچنان به صورت خطی در گوشه های کتابخانه های جهان خاک می خورند، باز مشکل می توان دیوانی را یافت که از نام امیرالمؤمنین علی، علیه السلام، و مدح مولای غدیر خم محروم مانده باشد. برای اثبات این سخن کافی است تا گلگشتی در آثار چهار شاعر بزرگ ایران یعنی فردوسی، سعدی، مولوی و حافظ داشته باشیم.


حماسه سرای بزرگ باستان حکیم ابوالقاسم فردوسی (م. 411 ق.) گوید:

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
خداوند امر و خداوند نهی
که من شهر علمم، علیّم در است
درست این سخن گفتف پیغمبر است
اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزد نبیّ و وصیّ گیر جای
منم بنده اهل بیت نبی
ستاینده خاک پای وصیّ

حکیم طوس، چنان که از ابیات بالا نیز پیداست، هر گاه از امام علی، علیه السلام، یاد می کند بیش از هر وصف دیگر به »وصایت« تکیه می کند و همیشه با تأکید صریح حضرتش را وصیّ می نامد که همین خود می تواند حاکی از اعتقادی باشد که فردوسی بی گمان به حقانیت غدیر داشت.

جلال الدین محمد مولانا مولوی (م. 670 ق.) در دیوان ماندگار خود می گوید:

تا صورت پیوند جهان بود، علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود
شاهی که ولی بود و وصی بود، علی بود
سلطان سخا و کرم و جود، علی بود

ملای رومی در این غزل مولا علی، علیه السلام، را مانند یک شاعر شیعی با اوصاف و امتیازهایی چون: «ولی»، «وصی» و معصوم به نص قرآن می ستاید و در ضمن رباعیات خود می گوید:

روزی نشد از سر علی کَس آگاه
زیرا که نشد کَس آگه از سر الاه
یک ممکن و این همه صفات واجب
لا حول و لا قوة إلّا باللّه

در دفتر ششم مثنوی نیز به تفسیر حدیث »من کنت مولاه فعلیّ مولاه« پرداخته، می گوید:

زین سبب پیغمبر با اجتهاد
نام خود و آن علی مولا نهاد
گفت هر کَس را منم مولا و دوست
ابن عمّ من علی مولای اوست

پس از مولوی می رسیم به شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی (م. 690 ق.) و می بینیم که وی نیز کسی از اصحاب پیامبر، صلّی اللَّه علیه وآله، را مانند علی، علیه السلام، نستوده است:

جوانمرد اگر راست خواهی ولیّ است
کرم، پیشه شاه مردان علی است

سعدی در این بیت از امیرالمؤمنین، علیه السلام، با نام »ولیّ« یاد می کند.مرحوم قاضی نورالله شوشتری از کتاب «خلاصةالمناقب» مولانا نورالدین جعفر بدخشی قصیده ای از قصاید سعدی را نقل می کند که در ضمن آن سعدی می گوید:

به آن روزی که وحی آمد نبی را
که از پالان اشتر ساخت منبر
که بعد از مصطفی در کل عالم
نبفد فاضل تر و بهتر ز حیدر
پس از احمد امام حق علی دان
که بود او نفس معصوم مطهر

پس از سعدی به شاعر غزلسرای بزرگ حافظ شیرازی (م. 792 ق.) می رسیم و می بینیم که لسان الغیب نیز همین نوا را می نوازد و می گوید:

علی امام و علی ایمن و علی ایمان
علی امین و علی سرور و علی سردار
علی ز بعد محمد ز هر که هست بفه است
اگر تو مؤمن پاکی بکن بر این اقرار
که نیست دین هدا را به قول پاک رسول
امام غیر علی بعدف احمد مختار

حافظ شیرازی در این اشعار نقل شده نیز مولا علی، علیه السلام، را پس از محمد، صلّی اللَّه علیه وآله، از همه برتر و افضل و به قول پاک رسول، صلّی اللَّه علیه وآله، تنها امام اسلام پس از احمد مختار، صلّی اللَّه علیه وآله می داند.اینک که با اشعار لسان الغیب شیرازی گلگشت دلنوازمان در دیوانهای چهار شاعر بزرگ ارکان اربعه شعر فارسی به پایان رسید بر می گردیم و غدیر خم را در آثار شاعران دیگر پی می گیریم.

قرن چهارم

1- کسایی مروزی، ابوالحسن مجدالدین (م. 341 ق.):

ای نواصب گر ندای فضل سرّ ذوالجلال
آیت قربی« نگه کن و آن » اصحاب الیمین
قل تعالوا ندع برخوان، ور ندانی گوش دار
لعنت یزدان ببین از نبتهل« تا «کاذبین»
آن نبی و ز انبیا کس نی به علم او را نظیر
وین ولی، و ز اولیا کس نی به فضل او را قرین
آن چراغ عالم آمد و ز همه عالم بدیع
وین امام امت آمد و ز همه امت گزین

کسایی مروزی، ممدوح و برگزیده خدا و رسولش را با تصریح به آیه مودت قربی و آیه مباهله و سوره هل اتی می ستاید و آن حضرت را رکن مسلمانی ولی بی مانند و سرّ ذوالجلال می داند و امیرالمؤمنین امام المتقین امام امت و از میان همه امت برگزیده شده توصیف می کند.

2- دقیقی طوسی، ابومنصور محمدبن احمد (م.341ق.):

کیوس وار بگیرد همی به چشم آلوس
بسان فرخ شبها امیر روز غدیر

پر واضح است که مراد از امیر روز غدیر، امیرمؤمنان علی، علیه السلام، است و تا آنجا که ما تفحص کردیم می توان گفت که این بیت دقیقی، قدیمی ترین شعری است که با صراحت تمام از روز غدیر سخن گفته و از متون ادب فارسی به جا مانده است.

قرن پنجم
3- منوچهری دامغانی (م. 433 ق.):

آهنی در کف، چون مرد غدیر خم
به کَتفف باز فکنده سر هر دو کم

یکی از پژوهشگران نوشته است:ظاهراً نخستین شعری که در آن، نام »غدیر خم« آمده، از منوچهری دامغانی می باشد.اما چنان که پیش از این آوردیم معلوم شد که یک قرن پیش از منوچهری، دقیقی طوسی از »امیر روز غدیر« نام برده بود.منوچهری دامغانی در جایی دیگر می گوید:

کس را خدای بی هنری مرتبت نداد
بیهوده هیچ سیل نیاید سوی غدیر
باشد همو بزرگ چنو روز او بزرگ
باشد شقی حقیر و چنو روز او حقیر

4- ناصرخسرو قبادیانی (481-394 ق.):

علی آن یافت ز تشریف که در روز غدیر
شد چو خورشید درخشنده در آفاق شهیر

ناصر خسرو در تشبیهی رابطه انسان با خرد و دانایی را مانند رابطه پیامبر اکرم، صلّی اللَّه علیه وآله، با امیرالمؤمنین، علیه السلام، در روز غدیر خم می داند:

با خرد باش یکدل و همبر
چون نبی با علی به روز غدیر
یا در جای دیگری می گوید:
بیاویزد آن کس به غدر خدای
که بگریزد از عهد روز غدیر
چه گویی به محشر اگر پرسدت
از آن عهد محکم، شبر یا شبیر
و در چکامه بلندی گوید:
آگاه تو نیئی که پیمبر که را سپرد
روز غدیر خم، به منبر، ولایتش

5- ابوالمفاخر رازی (م. 511 ق.):

بال مرصع بسوخت مرغ ملمع بدن
اشک زلیخا بریخت یوسف گل پیرهن

این بیت مطلع قصیده پر آوازه ای است که رازی در مدح حضرت امام رضا، علیه السلام، سروده که بسیار مورد استقبال شاعران پس از او گشته و چکامه ها به اقتضای آن پرداخته اند.ابوالمفاخر رازی در ضمن آن گوید:

کرده ز خارا خمیر همچو امیر غدیر
از کف پیر فطیر، پشت تنور دمن

قرن ششم
6- سوزنی سمرقندی، شمس الدین محمد (م.569 ق.):

نگر که دست که بگرفت مصطفی به غدیر
که را امام هدی خواند و فخر و زین و همام
مرا امام هم از جایگه وصیّ خداست
ز جایگاه نبی، مر ترا امام کدام؟

7- سنایی غزنوی، ابوالمجد مجدود بن آدم (525-437ق.):

نایب مصطفی به روز غدیر
کرده در شرع مر، ورا، به امیر
بهر او گفته مصطفی به الاه
کای خداوند «وال من والاه»

8- شرف الشعرا قوامی رازی، بدرالدین (قرن 6):

ولی نعمت اهل دین از رسول
ولی عهد پیغمبر کردگار
و در جای دیگری می گوید:
آن امام نص معصوم آن که زیر ساق عرش
بوسه بر نعلین قدر او همی کیوان دهد

قوامی رازی که از شاعران بنام شیعی است مولا علی، علیه السلام، را در اشعارش »سپهدار اسلام«، »ولی نعمت اهل دین از جانب رسول خدا، صلّی اللَّه علیه وآله«، »ولی عهد رسول خدا«، »امیر مؤمنان«و »امام معصوم« می خواند و گویاتر از همه اینکه امام نص، یعنی امام منصوص علیه می داند و پیداست که مراد از نص بیشتر حدیث غدیر است.

قرن هفتم
9- عطار نیشابوری، فریدالدین (586-516 ق.):

قلب قرآن قلب پر قرآن اوست.
وال من والاه اندر شأن اوست

قرن هشتم
10- ابن یمین فریومدی (م. 769 ق.):

او در قصیده ای با مطلع:
مقتدای اهل عالم چون گذشت از مصطفی
ابن عم مصطفی را دان علی مرتضی

از غدیر خم و حدیث متواتر »من کنت مولاه فعلیّ مولاه« یاد می کند و اینکه آن را نمی توان انکار کرد:

اوست مولانا به فرمانی که از حق ناطق است
چون توان منکر شدن در شأن او »من کنت« را؟

11- مولانا لطف الله نیشابوری (م. 810 ق.):

اگر قرآن بود برحق به قول حق امامت را
حواله با که کرد احمد بدان مجمع که بفد ذاهب

پیداست که مقصود شاعر از آن مجمعی که پیامبر اسلام، صلّی اللَّه علیه وآله، از رحلت و رفتنی بودن خود (ذاهب) خبر داده و امامت را در آن مجمع به امام، علیه السلام، حواله کرد (واگذار نمود) غدیر خم است و همین موجب آن است که امام و رهبر پس از پیامبر، صلّی اللَّه علیه وآله، علی، علیه السلام، باشد و نه غیر.

12- افضل المتکلمین مولانا کاشی، محمدحسن (قرن8):
مقصد تنزیل بلّغ، مرکز اسرار غیب
مقطع یتلوه شاهد مطلع «حبل المتین»

مراد مولانا از مقصد تنزیل بلّغ همان آیه شریفه ای است که در روز غدیر از جانب خدا به رسولش فرود آمد. یا در جای دیگری می گوید:

ای گزیده مر خدایت یا امیرالمؤمنین
خوانده نفس مصطفایت یا امیرالمؤمنین

13- علوی رازی، نصر بن محمد متخلص به نصرت (از شاعران سده هشتم):
او در قصیده ای به مطلع:

بعد احمد ز که جویم ره اخلاص و صواب
تا به محشر سرم از زیب وی افسر گیرد؟
یا که را میر و امام از پی احمد گویم
تا درخت دل و دینم نعم و بر گیرد؟

و در جواب به توصیف امیرالمؤمنین علی، علیه السلام، با عنایت به آیات و احادیث می پردازد و با تکرار (آن بود میر...) برخی از اوصاف و خصایل امام علی، علیه السلام، را یادآوری می کند تا بگوید:

آن بود میر که در روز غدیرش قرآن
بر همه امت احمد سر و سرور گیرد

در قصیده دیگری گوید:

مؤمن آن باشد که او را گیرد اندر دین امام
کو امامت در غدیر از ایزد جبار داشت

در مطلع قصیده دیگری نیز »آیه کمال الدین« را زینت بخش سخنش قرار داده، به صورت مستند و مستدل از غدیر خم سخن گفته است که:

بهر امامتش به مَلای عموم خلق
اندر غدیر خم به نبی، حق پیام کرد

14- حمزه کوچک ورامینی (از شاعران سده هفتم و هشتم هجری):

او در چکامه ای سخن از سوره هایی می گوید که در آنها آیه هایی در حق اهل بیت، علیهم السلام، و اثبات امامت امام علی، علیه السلام، نازل شده است و با اشاره به »آیات غدیر« که بیشتر در سوره مائده است می گوید:

الکهف و نور و سجده و انعام و مائده
بیگاه و گاه منقبتش ماجرا کنم

در جای دیگر او دهها آیه از قرآن مجید،شاهد می آورد که همگی در مدح مولای مؤمنان علی، علیه السلام، است و با اشاره به آیه تبلیغ ولایت (یا أیّها الرّسول بلّغ ما أنزل الیک...) و آیه »اکمال دین« که هر دو در باره غدیر خم نازل شده و از آیه های بسیار معروف سوره »مائده« می باشند چنین می گوید:

سراسر «مائده» در مدحت اوست
که حق بهر زکاتش «إنّما» گفت

و با تصریح به اینکه آیه »إنّما« نیز از سوره مائده در شأن امام، علیه السلام، است، سوره به سوره، آیه هایی را که در حق علی، علیه السلام، است، در ضمن قصیده بلندش یادآوری می کند.

قرن نهم
15- ابن حسام خوسفی، محمدبن حسام الدین (875-783ق.):

«یا أیّها الرّسول» خطاب محمد است
لیک این خطاب، سوی محمد، برای اوست

16- قاینی واعظ، میر سیدعلی (قرن 9):
او همانند یک شاعر زبده فضایل و مناقب مولا، علیه السلام، را به رشته نظم کشیده و مانند متکلّمی زبردست و حق طلب با مخالفان محاجه می کند و می گوید:

وانکه می گویند ناکرده خلیفه، نقل کرد
از هوا ترک نص و قول پیغمبر کرده اند
ای عجب زان قوم کو را تهنیت کرده غدیر
بعد از آن اندر سقیفه رأی دیگر کرده اند
بر وفاق رأی، تأخیر مقدم کرده اند
بر خلاف نص، تقدیم مؤخر کرده اند

قرن دهم
17- بابا فغانی (م. 925 ق.):

امام اوست به حکم خدا و قول رسول
که مستحق امامت بود به نص کلام
امام اوست که قایم بود به حجت خویش
چراغ عاریت از دیگری نگیرد وام

روشن است که منظور بابافغانی از نص کلام و حکم خدا و قول رسول« بیشتر غدیر خم است.

18- مولانا نظام استرآبادی (م. 921 ق.):
شکست رونق دین شد، نه قیمت گهرت
چو اهل غدر شکستند عهد روز غدیر

قرن یازدهم
19- صائب تبریزی (1086-1016 ق.):

آخر ز فیض ساقی کوثر، تمام شد
عید غدیر شد به مقیمان این دیار

صائب در قصیده دیگری که پیش از قصیده فوق در دیوانش ثبت شده است همچنین در مدح مولا علی، علیه السلام، گوید:

چون لباس کعبه بر اندام بت، زیبنده نیست
جز تو بر شخص دگر نام امیرالمؤمنین

20- فیاض لاهیجی (م. 1072 ق.):
در قصیده بلندی که در مدح امام علی، علیه السلام، به مطلع زیر سروده است:

سزای امامت به صورت، به معنی
علیّ ولیّ آن که شاه است و مولی

پس از هفتاد بیت می رسد به آنجا که گوید:

به تنزیل شد »هل اتی« از چه منزل
نبی را ز »بلّغ« چرا کرد عتبی؟

و پیداست که مرادش از »بلّغ« آیه تبلیغ و حمایت است که در غدیر خم نازل شد و ملاعبدالرزاق فیاض لاهیجی خود در ادامه همین چکامه چنین گوید:

به روز غدیر از برای که می گفت
به بالای منبر نبی لست اولی
برای که بود اینکه گردید صادر
حدیثی که نقل است در طیر مثوی
چرا کرد امرف سلام امامت
چرا اجر تبلیغ شد حبّ قربی
کسی کاین فضایل مر او راست ثابت
کسی کاین دلایل در او هست مجرا
بود در امامت زهر غیر سابق
بود در خلافت زهر غیر اَحری

21- نظیری نیشابوری (م. 1083 ق.):

فراز منبر یوم الغدیر، این رمزیست
که سر ز جیب محمد، علی برآورده

قرن دوازدهم
22- حزین لاهیجی (1181-1103 ق.):

آن طایر قدسم که چکد خون ز صفیرم
با درد و عشق سرشتند خمیرم...
مستی مرا نیست مرا به دنباله خماری
پیمانه کش میکده خمّ غدیرم

23- عاشق اصفهانی، محمد (1181-1111 ق.):
او در چکامه ای پس از گلایه و شکوای شاعرانه از روزگارش به نام مولای غدیر پناه می برد و می گوید:

چرخ با من دشمن و جز آستان بوتراب
نیست جای دیگر از بهر پناهم دلپذیر
آن که پیش از مهد بستی صولت او دست دیو
آنکه در گهواره کشتی گاه اژدر، گاه شیر
آنکه حاصل گشت از وی دین ایزد را کمال
چون به نص مصطفی مخصوص شد روز غدیر

24- لامع، محمدرفیع (م. 1076 ق.):
محمد رفیع بن عبدالکریم درمیانی متخلّص به »لامع« اشعار بسیاری در مدح حضرت امیر، علیه السلام، دارد که در ضمن یکی از آنها می گوید:

«من کنت مولاه» از نبی در شأن او شد منجلی
مولای انس و جان علی، قسام نیران و جنان

25- فقیر دهلوی، میر شمس الدین (1183-1115 ق.):
با عنایت به آیه شریفه »ألیوم أکملت لکم دینکم...« گوید:

آن وارث ملک لایزالی
شاهنشه دین، علیّ عالی
آن مجمل شرع از او مفصّل
و آن دین خدا به او مکمَّل

26- آذر بیگدلی، لطفعلی بیک (1195-1134 ق.):

شنیدم به فرمان حیّ قدیر
علی را پیمبر به روز غدیر
به بالای سر برد و با خلق گفت:
که تا چند این راز باید نهفت
از آنان که دارندم آیین و کیش
شمارد مرا هر که مولای خویش
پس از من بداند که مولا علیست
ز هر کس به مولایی اولی علیست

قرن سیزدهم
27- وصال شیرازی (1262-1197 ق.):

آن که حاصل گشت از وی ایزد را کمال
چون به نص مصطفی مخصوص شد روز غدیر

وصال شیرازی نزدیک به بیست مورد از غدیر خم یاد کرده و غدیریه های بلند و بالایی سروده است که نقل همه آنها در این مجال نمی گنجد.

28- داوری شیرازی، محمد (1238- 1283 ق.):

اینک اینک شادی عید غدیر
أبشروا یا قوم قد جاء البشیر

داوری شیرازی غدیریه هایی دارد که در دیوان وی به ترتیب با عناوینی چون »عید غدیر« »خلعت غدیر« و »تهنیت عید غدیر« ذکر شده است.

30- جودی خراسانی، عبدالجواد (م. 1302 ق.):

بود مبارک و میمون صباح عید غدیر
به اهل عالم ایجاد از صغیر و کبیر
بود امیر بر اعیاد این همایون عید
چنان که بر همه اولیا جناب امیر
علی عالی اعلاء، قسیم جنّت و نار
ولیّ والی والا، خدیو عرش سریر
شها! تویی که به خمّ غدیر خواند تو را
وصیّ خویش نبی ز امر کردگار قدیر

31- شکیب اصفهانی، محمدعلی (م. قرن 13):

آن خسروی که ختم رسل در غدیر خم
فرمود این وصیّ من از امر داور است
بر من وصیّ مطلق و بر کبریا ولیّ
بر مؤمنین امیر و به اسلام یاور است

شکیب اصفهانی در قصیده دیگری نیز غدیر را می سراید که در اینجا چند بیتی از صدر آن آورده می شود:

چون اراده خدا شد به کمال خودنمایی
به غدیر خم در آمد به لباس مرتضایی
ز جمال شاه مردان بنمود جلوه یزدان
به جلال ذوالجلالی به کمال کبریایی

32- قاآنی شیرازی (1270-1222 ق.):

گفت که فردا مگر نه عید غدیر است
عیدی بادش چو بوی عود معطر

پس از این مطلع داستان غدیر را چنین می سراید:

بر شد و گفتا: «الست اولی منکم»
گفتند: آری، ز ما به مایی بهتر
دست علی را پس گرفت و برافراخت
قطب هدی را پدید شد خط محور
گفت که ای قوم بنگرید تناتن
گفت که ای قوم بشنوید سراسر
هر کش مولا منم علی اش مولاست
اوست پس از من به خلق سید و سرور

33- شمس الشعرا سروش اصفهانی،میرزامحمدعلی (1285-1228 ق.):
به پاس قدمت پیمان، شه ولایت شد
که مست جام ولا، از خم غدیر آمد

34- جیحون یزدی، میرزامحمد (م. 1301 ق.):
در قصیده ای به مطلع:

مست از غدیر خم نگر مهر و مه ارض و سما
آری مجو هوشی دگر، چون شد سقایت با خدا

واقعه غدیر خم را با استفاده از متون و تاریخ بابیان شیرین شعر روایت می کند و در مقطع می گوید:

تا بیش باشد محترم عید غدیر از عید جم
یارت ز عشرت مغتنم، خصمت به عسرت مبتلا

35- وامق یزدی، میرزا محمدعلی (م. 1255 ق.):

شد عید غدیر خم ای ساقی گلرخسار
شکرانه این نعمت خشت از سرخم بردار
روزی است که از داور، شد حکم به پیغمبر
تا خود به سر منبر بی پرده کند اظهار

36- اختر طوسی، میرزا غلامحسین (1334-1268ق.):

او در قصیده بلندی گوید:
باشد از شرح نبی ظاهر که در شرع نبی
کرده حق نایب منابت یا امیرالمؤمنین!
کرده مولا. در غدیر خم محمد بعدف خویش
بر جمیع شیخ، شابت یا امیرالمؤمنین!

از سده سیزدهم غدیریه ها و غدیرواره های زیادی در میان آثار شاعران به جای مانده است.

قرن چهاردهم
40- صبوری کاشانی، محمدکاظم (1322-1259 ق.):

گر خطبه ولایت او بایدت شنید
بشنو که حق خطیب وی و عرش منبر است
«یا أیّها الرسول» به ابلاغ جبرئیل
در شأن او ز قول خداوند اکبر است

41- خراسانی، میرزاحبیب الله (1266- 1327 ق.):

از جام و سبو گذشت کارم
وقت خم و نوبت غدیر است
می نوش که چرخ پیر امروز
از ساغر خود پیاله گیر است
و در چکامه ای دیگر می گوید:
جام عشق از حوض کوثر خورده ایم
ساقی و خمّ و غدیرف ما علیست
گفت پیغمبر که موسی را وزیر
بود اگر هارون، وزیر ما علیست
بیت اخیر مربوط به حدیث منزلت است.

42- ادیب الممالک فراهانی (1336-1277 ق.):

خطاب آمد ز یزدان کای پیمبر!
علی را بر خلافت کن معیّن
چراغ کفر را بنمای خاموش
سراج عقل را فرمای روشن

43- صغیر اصفهانی (1390-1312 ق.):

صغیر روز غدیر را پایان امر نبوت و آغاز امامت می داند:
رسید امر نبوت به منتهی برخاست
نبی ز جای و به جایش علی نشست امروز

44- غروی اصفهانی، شیخ محمدحسین معروف به کمپانی (1361-1296ق.):

باده بده ساقیا، ولی ز خمّ غدیر
چنگ بزن مطربا، ولی به یاد امیر
تو نیز ای چرخ پیر بیا ز بالا به زیر
داد مسرّت بده، ساغر عشرت بگیر
وادی خم غدیر منطقه نور شد
یا ز کف عقل پیر تجلّی طور شد
یا که بیانی خطیر ز سر مستور شد
یا شده در یک سریر قران شاه و وزیر

البته غدیریه های علامه غروی، منحصر به یک نمونه نیست. بلکه ایشان هم در دیوان فارسی ونیز در دیوان عربی خویش «الانوار القدسیه» بارها از غدیر گفته و غدیریه ها سروده است.

45- ملک الشعرای بهار، محمدتقی (1330-1266ش.):

در غدیر خم یزدان گفت مر پیمبر را
کز پی کمال دین، شو پذیره حیدر را
پس پیمبر اندر دشت بر نهاد منبر را
برد بر سر منبر حیدر فلک فر را
شد جهان دل روشن، زان شمس روحانی

46- شهریار، سید محمدحسین (1367-1283 ش.):
او یکی از احتجاجهای امیرمؤمنان علی، علیه السلام، را به روایت می نشیند و در ادامه می گوید:

نه با آن خطبه «من کنت مولاه»
علی را برد بر اعلا و اعلن؟!
نه خود فریاد «بخّاً بخ» کشیدید؟!
من اینها شور خوانم یا که شیون
چه شد عهد خدا بر من شکستید
الا ای حاسدان عهد بشکن...

مرحوم شهریار به هر دو زبان فارسی و ترکی سروده های بسیاری درباره غدیر خم داد که از جمله

یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همی
بأبی أنت و أمّی
گوئیا هیچ نه همی به دلم بوده، نه غمی
بأبی أنت و أمّی
منکر عید غدیر خم و آن خطبه و تنزیل
کر و کور است و عرازیل
با کر و کور چه عید و چه غدیری و چه خمی
بأبی أنت و أمّی

البته با جرأت می توان گفت که در چهارده قرن گذشته شاعران پارسی گوی بیش از صد غدیریه از خود به یادگار گذارده اند و اگر تفحص کنیم خواهیم دید که تنها در پنجاه سال اخیر صدها قصیده و غزل و قطعه و مثنوی درباره غدیر سروده شده و انتشار یافته است.
درباره وبلاگ


آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :