صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 20 آذر 1397 :: نویسنده : مستور
از نظر عدل امام علی (ع) تمام مسئولان جامعه اعم از رهبری و تمام مدیران و کارگزاران نظام سیاسی و اجرایی، می ‏بایست مراتبی متناسب با استعداد و ظرفیت و شایستگی و تخصص داشته باشند. این عدل علی (ع) است که حکم می‏کرد هر کسی با توجیه موقعیت و مقام درونی و تخصص و شایستگی می ‏بایست عهده ‏دار پستی در همان سطح شود. این نحوه‏ی گزینش یاران در سیستم حکومتی امام علی (ع) به قدری دقیق بود که امکان خطا و اشتباه کارگزارانش را به صفر می‏رساند. پس اولین نکته در عدالت علوی همین مساله نصب مدیزان امور اجرایی و قضایی حکومت خویش بود. ولی عدل علی (ع) تا این حد نبود که تنها یک گزینش دقیق نسبت به کارگزاران انجام دهد و سپس آنان را به حال خود رها کند، بلکه اقتضای عدالت علوی در این بود که پی گیر امور باشد.

چون این مرحله هم مانند مرحله‏ی قبل بسیار مهم و جدی است اما به راستی چرا علی (ع) این قدر در انتخاب کارگزاران حکومتی دقت و وسواس به خرج می‏داد. پاسخ به این سوال بسیار واضح و روشن است، چون اگر کم‏ترین خطایی در این خصوص صورت گیرد که منجر به کار گماردن اشخاص از روی ضابطه و مبنای مشخص و منطقی نباشد جامعه از رشد و تعالی و توسعه ‏ی پایدار باز می‏ماند و بالتبع، نظام اداره ‏ی جامعه مختل می‏ شود. در این جامعه است که افراد لایق و کار آمد که ذاتا در خدمت به مردم سر از پا نمی‏ شناسند، کنج عزلت را اختیار می‏کنند و ناگریز کرسی خدمت به عناصر نالایق و سودجو سپرده می‏ شود. پس در چنین جامعه ‏ای است که دیگر عدالت مفهوم اصی خود را از دست می‏دهد و به صورت یک حرف زیبا در قاموس فرهنگ مردم جامعه برجای می‏ماند که جنبه‏ ی علمی و کاربردی هم ندارد و مسلما چنین نظامی به جای رشد و توسعه‏ ی همه جانبه، به سمت انحطاط و پوسیدگی تدریجی پیش خواهد رفت.

پس لازمه ‏ی عدل علی (ع) است که این قدر در انتخاب یاران و اصحاب حکومتی خویش دقت و حوصله به خرج دهد. چون هم او است که معتقد است که کار مردم جز به شایستگی زمامداران سامان نمی‏ یابد. «فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاه» [1]  پس در این شرایط طبیعی است که در صورت عدم انتخاب صحیح مدیران جامعه و ناتوانی کارکنان مدیریت جامعه در هم ریخته می ‏شود و مانع جدی رشد و تعالی جامعه می‏گردد. لذا حضرت، باز در بیانی می‏فرماید:

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : سیره علوی، اصل شایسته سالاری، مالک اشتر، مسئولان جامعه، اجرای عدالت،
۱- هوشیاری در برابر دشمن

حضرت علی علیه السلام تاکید دارد، که باید پیوسته در برابر دشمن هوشیار بود و هرگز دشمن را کوچک نشمرد. همچنین فرموده اند: «لا تأمن عدوا و ان شکر؛ از دشمن در امان نباش، هر چند از شما سپاس گزاری می کند.»

از نظر علی علیه السلام باید پیوسته دشمن را زیر نظر داشت، اگر لحظه ای از دشمن غفلت کنیم، آسیب های فراوانی از ناحیه دشمن وارد می شود. ایشان می فرمایند: «من نام عن عدوه انبهته المکائد؛ کسی که از دشمن غفلت کند، حیله ها و کیدهای دشمن بیدارش خواهد ساخت».

حضرت علی علیه السلام در سفارش به مالک اشتر در پذیرش صلح شرافت مندانه می فرمایند: «زنهار، زنهار، سخت از دشمنت پس از پذیرش صلح برحذر باش، چرا که دشمن گاهی نزدیک می شود که غافلگیر سازد. بنابراین دوراندیشی را به کار ببند و خوش بینی را متهم کن»

علی علیه السلام مهم ترین ویژگی خود را هوشیاری در برابر دشمن می داند و می فرماید: «به خدا سوگند من همچون کفتار نیستم که با ضربات آرام و ملایم در برابر لانه اش به خواب رود تا صیاد به او رسد و دشمنی که در کمین او است غافلگیرش کند(من غافل گیر نمی شو)» حضرت با بیان این سخن، توطئه طلحه و زبیر را در به دست گرفتن بصره و کوفه ناکام گذاشت.

۲- تبیین

دومین شیوه برخورد مولای متقیان علی علیه السلام در برابر دشمنان، اتخاذ راه های اصولی، منطقی و شیوه استدلال است. حضرت به استناد آیه قرآن که می فرماید: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه» با روش منطقی، دشمنان را مهار کرده و از این طریق می آموزد که همواره منطق و استدلال را در مبارزه نباید فراموش کرد. «زبیر می پندارد که بیعتش تنها با دست بوده نه با دل، پس او اقرار به بیعت می کند ولی مدعی است که با قلب نبوده است، بنابراین، بر او لازم است بر این ادعا دلیل روشنی بیاورد وگرنه باید به بیعت خود بازگردد و به آن وفادار باشد.»

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : دشمن، بهانه، حکومت علی علیه السلام، هوشیاری، فتنه، باطل،
شنبه 10 آذر 1397 :: نویسنده : مستور
ابوالحسن محمد بن عمرو این روایت را  با سند خود از امام رضا ، امام کاظم ، از امام صادق ، از امام باقر ، از امام سجاد ، از امام حسین نقل فرموده : " علی بن ابی طالب علیه السلام در مسجد کوفه بودند که مردی شامی برخاسته عرض کرد ": ای امیر مومنان پرسشهایی دارم .

حضرت در پاسخ فرمودند : بپرس تا بفهمی نه آنکه بیازاری.

یکی از این پرسش ها  این بود که جایی که فقط یک بار آفتاب در آن تابید و دیگر هرگز نتابید کدام است ؟

حضرت علی (ع) در جواب فرمودند:کف دریایی که موسی شکافته است.

در قرآن کریم نیز این گونه آماده است که: ما به موسی وحی فرستادیم که شبانه بندگانم را [از مصر] با خود ببر و برای آنها راهی خشک در دریابگشا که نه از تعقیب [فرعونیان] خواهی ترسید و نه از غرق شدن در دریا فرعون با لشکریانش آنها را دنبال کردند. دریا آنان را [در میان امواج خودش]در بر گرفت [و همه آنها را غرق کرد.]

که در ماجرای بالا وقتی آب رود نیل به قدرت خدا کنار رفت، خورشید بر آن تابید. بنابراین این سرزمین تنها زمینی است که فقط یک بار برآن آفتاب تابیده است.



نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : زمین، افتاب، مسجد کوفه، قرآن کریم،
یکشنبه 4 آذر 1397 :: نویسنده : مستور
عود بسوزانید و کوچه ‏های دلتان را مفروش از شکوفه کنید؛ که برترین مخلوقات خداوند، از راه می‏رسد. محمد صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله می‏ آید؛ با معجزه شق القمر. آسمان، به پیشوازش، خاک جزیرة العرب را ستاره می‏ پاشد.

ای همسایگان روشنی و نور! دف بزنید و آستین بیفشانید که رحمت دو جهان، با قدم ‏های بهشتی‏ اش، زمین را متبرک کرده است. سپیده دم، به مبارک‏ باد دریا آمده است و کوه، سرود میلادی بزرگ را به بازتاب برخاسته. او می‏ آید و آیین مهربانی، روح بشریت را تسخیر خواهد کرد.

امین حرف ‏های مگو ، در جوانه دست‏ هایت، شور صد سپیدار، دف می‏زند.

دشت ‏های جست‏ جو را که می‏دوی، رودخانه‏ های صداقت، رد گام ‏هایت را راه می ‏افتند.

هوای سینه‏ ات، نفس‏ های کوهستان را مکرر می‏کند. قلبت، امین حرف‏ های مگو است و دهانت، آیه‏ های مبین امانت را به تفسیر می‏ آید.

به روشنی نگاهت، سپیده ‏های جهان گواهند. حتی خاک، راستی قدم ‏هایت را سوگند می‏ خورد.

ای سپید بزرگ آیین! آمدی و دندان‏ های سیاهی را در هم شکستی.

آمدی و آفتاب، باطن شکوهمندت را در آسمان نبوت، برای همیشه گستراند.

آمدی و طاق کسرای ظلم فرو ریخت. آمدی و رودخانه‏ های تباهی، در بستر سیاهشان خشکیدند.

آمدی و آتشکده ‏ها به خاموشی تن دادند.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها : پیامبر (صلی الله علیه و اله وسلم)، ولادت، آخرین فرستاده، کشتی نبوت،
حضرت علی علیه السلام در زمان زندگی پیامبر (ص) در هفت مورد و بعد از رحلت آن حضرت نیز در هفت مورد، مورد آزمایش الاهی در ارتباط با پیامبر اسلام (ص) قرار گرفتند. آن ها را نام ببرید؟


امتحانات و آزمایشاتی که برای حضرت علی علیه السلام  در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله و بعد از حیات حضرتش به وقوع پیوست؛ 14 مورد است که در بحار الانوار جلد 38 باب 62 به این موضوع پرداخته است.


«عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام  قَالَ أَتَی رَأْسُ الْیَهُودِ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام  عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ مِنْ وَقْعَةِ النَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِی مَسْجِدِ الْکُوفَةِ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَکَ عَنْ أَشْیَاءَ لَا یَعْلَمُهَا إِلَّا نَبِیٌّ أَوْ وَصِیُّ نَبِیٍّ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَکَ یَا أَخَا الْیَهُودِ قَالَ إِنَّا نَجِدُ فِی الْکِتَابِ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِیّاً أَوْحَی إِلَیْهِ أَنْ یَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ مَنْ یَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ یَعْهَدَ إِلَیْهِمْ فِیهِ عَهْداً یُحْتَذَی عَلَیْهِ وَ یُعْمَلُ بِهِ فِی أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَمْتَحِنُ الْأَوْصِیَاءَ فِی حَیَاةِ الْأَنْبِیَاءِ وَ یَمْتَحِنُهُمْ بَعْدَ وَفَاتِهِمْ فَأَخْبِرْنِی کَمْ یَمْتَحِنُ اللَّهُ الْأَوْصِیَاءَ فِی حَیَاةِ الْأَنْبِیَاءِ وَ کَمْ یَمْتَحِنُهُمْ بَعْدَ وَفَاتِهِمْ مِنْ مَرَّةٍ وَ إِلَی مَا یَصِیرُ آخِرُ أَمْرِ الْأَوْصِیَاءِ إِذَا رَضِیَ مِحْنَتَهُمْ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ علیه السلام  وَ اللَّهِ الَّذِی لَا إِلَهَ غَیْرُهُ الَّذِی فَلَقَ الْبَحْرَ لِبَنِی إِسْرَائِیلَ وَ أَنْزَلَ التَّوْرَاةَ عَلَی مُوسَی لَئِنْ أَخْبَرْتُکَ بِحَقٍّ عَمَّا تَسْأَلُ عَنْهُ لَتُقِرَّنَّ بِهِ قَالَ نَعَمْ قَالَ وَ الَّذِی فَلَقَ الْبَحْرَ لِبَنِی إِسْرَائِیلَ وَ أَنْزَلَ التَّوْرَاةَ عَلَی مُوسَی لَئِنْ أَجَبْتُکَ لَتُسْلِمَنَّ قَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ علیه السلام  إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَمْتَحِنُ الْأَوْصِیَاءَ فِی حَیَاةِ الْأَنْبِیَاءِ فِی سَبْعَةِ مَوَاطِن‏ ...»( بحار الانوار جلد 38 باب 62)

با توجه به این که حدیث طولانی است، ما در ترجمه فقط به چهارده مورد، امتحانات حضرت علی علیه السلام  اکتفا می کنیم.

امتحانات حضرت علی علیه السلام  در زمان حیات رسول الله صلی الله علیه و آله:

1. جریان حدیث الدار: در سه سال اول بعثت، که پیامبر، مأمور شد تا دعوتش را از اقوام شروع نماید که در آن جلسه فقط حضرت علی بیعت کردند.

2- لیلة المبیت: شب هجرت پیامبر از مکه به مدینه و خوابیدن حضرت علی در بستر حضرت رسول.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : پیامبر (ص)، لیلة المبیت، سکوت، یهودیان خیبر، حضرت علی علیه السلام،
جمعه 25 آبان 1397 :: نویسنده : مستور
امروز از خواب که پاشدم، متوجه شدم کمی حالم بهتر شده است. دیگر تب نداشتم و بدنم نسبت به روزهای قبل سردتر بود. احساس سبکی می کردم. صبح بعد از مدت ها غذای مختصری را که همسرم پخته بود، توانستم راحت و بدون درد تا آخر بخورم. نزدیکی های ظهر بود که یادم افتاد مدت هاست نتوانسته ام به مسجد بروم و نماز جماعت را با امام علی علیه السلام بخوانم. پس بهتر بود امروز که کمی حالم بهتر است، به مسجد بروم و نماز جمعه را با ایشان بخوانم. چند وقتی است امامم را ندیده ام و از او خبر ندارم.

به مسجد می روم. حضرت علی علیه السلام روی منبر می رود و خطبه می خواند. صدای آرام بخشش را مدت هاست نشنیده ام. هنوز خطبه ها تمام نشده که احساس می کنم بدنم باز داغ شده و تمام اندامم درد می کند. نمی دانم یکدفعه چه شد. سرم گیج رفت. نمی خواستم جلب توجه کنم. خودم را به کنار دیوار مسجد رساندم و همان جا تکیه دادم.

خطبه ها که تمام شد، همه پراکنده شدند. حضرت جلو آمد و پرسید: ای زمیله! چه شد که در وسط خطبه حالت بد شد؟

گفتم: مدتی است که بیمارم. امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم، احساس کردم دردم کمتر شده و سبک تر شده ام. خیلی وقت بود نماز را با شما نخوانده بودم. بنابراین، تصمیم گرفتم به مسجد بیایم و نماز جمعه را با شما بخوانم. به مسجد آمدم، ولی وسط خطبه ها ناگهان احساس کردم تمام بدنم درد می کند و سرم گیج می رود.

امام فرمود: ای زمیله! تو که مریض شدی، مریضی ات در من هم اثر کرد. هر شیعه که بیمار می شود، ما هم بیمار می شویم. هر گاه غمگین شود، ما نیز غمگین می شویم و هنگامی که دعا می کند، ما آمین می گوییم و وقتی ساکت می شود، ما برایش دعا می کنیم.

تحت تأثیر سخنان امام، اشک در چشمانم جمع می شود و درد را فراموش می کنم. می گویم: فدایت شوم! این حال فقط برای ماست که در محضر شما هستیم یا درباره همه دوستان تان این گونه است؟

حضرت فرمود: برای همه دوستان و شیعیان مان این طور است. هیچ مؤمنی در شرق و جای دیگر این دنیا نیست، مگر اینکه ما از حال او خبر داریم. هر گاه مریض می شود، ما نیز مریض می شویم و با ناراحتی او ما نیز ناراحت می گردیم.

سخنانش آرامم می کند. آن قدر آرام که این مدت طولانی بیماری ام را فراموش می کنم. از فردا هر طور باشد و با هر دردی که داشته باشم، به مسجد می آیم. نمی خواهم لحظه ای مصاحبتش را از دست بدهم.

منبع: محمود ناصری، داستان های بحارالانوار، ج9، ص48.



نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها :
پنجشنبه 17 آبان 1397 :: نویسنده : مستور
«وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوُفّ بِالعِبادِ؛ و بعضی از انسانها کسانی هستند که به خاطر خشنودی خدا بذل جان می کنند، و خداوند نسبت به بندگان مهربان است».(سوره بقره، آیه 207)

یکی از موقعیت های بسیار ارجمند در تاریخ اسلام، واقعه مهم «لیلة المبیت» است که به آغاز هجرت رسول خدا(ص) انجامید و فضیلت و برتری امام علی(ع) را بر تمامی اصحاب پیامبر به ظهور و بروز رساند و قرآن کریم با گزارش این واقعه؛ حقانیت ایثارگری و جانبازی امیرالمؤمنین را امضا کرد.

لیلة المبیت
شب اول ماه ربیع الأول سال سیزدهم بعثت، سرآغاز هجرت رسول اللّه (ص) از مکّه مکرّمه به مدینه منوره می باشد. امام علی(ع) آن شب را در بستر رسول خدا آرمید، همان شبی که کافران و مشرکان مکه هم داستان شدند تا با کشتن پیام آور توحید؛ چراغ یکتا پرستی را خاموش کنند و از پس آن، موحدان را نابود سازند. لیکن امام علی(ع) جان خود را به خطر انداخت و آرمیدن در بستر رسول خدا را که کاری خطرناک بود، عاشقانه پذیرفت.

اکنون مناسب است اندکی خود را به حال و هوای آن زمان نزدیک کنیم:

درست سیزده سال پیامبر و علی فضای سنگین و ملال آور شهر مکّه را تحمّل کرده اند؛ ولی آزار متعصّبان کور دل و بت پرست رو به افزایش است و هیچ گونه نشانه ای از کاهش وجود ندارد، همچنین غم از دست دادن یاورانی چون حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه(ع) بر قلب مبارک پیامبر سنگینی می کند. مشرکان از تلاش خود برای محو جلوه های توحید نه تنها دست بر نداشته اند؛ بلکه اخیراً تصمیم گرفته اند تا با کشتن رسول خدا به هدف شوم خود برسند.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها : لیلة المبیت، الناس من یشری نفسه ابتغاء، جانبازی، رسول خدا، خشنودی خدا،
شخصى یهودى به امام گفت: هنوز پیامبرتان را دفن نكرده، در باره اش اختلاف كردید، امام فرمود : ما در باره آنچه كه از او رسیده اختلاف كردیم، نه در خود او، امّا شما یهودیان، هنوز پاى شما پس از نجات از دریاى نیل خشک نشده بود كه به پیامبرتان گفتید : ( براى ما خدایى بساز، چنانكه بت پرستان خدایى دارند : و پیامبر شما گفت شما مردمى نادانید . ) (نهج البلاغة حكمت 314)


وقال له بعض الیهود: ما دَفَنْتُم نَبِیَّكُم حتّى اختلفتم فیه! فقال علیه السلام له: إِنَّمَا اخْتَلَفْنَا عَنْهُ لاَ فِیهِ، وَلكِنَّكُمْ مَا جَفَّتْ أَرْجُلُكُمْ مِنَ الْبَحْرِ حَتَّى قُلْتُمْ لِنَبِیِّكُمْ: ﴿اجْعَلْ لَنَا إلهاً كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌقَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ﴾.(نهج البلاغة ـ الحكمة ٣١٤)


When some Jews said to imam ali : " you had not burid your Prophet when you picked up differences about him " .We did not differ about him but we differed after him ( i.e. about his succession ) ; whereas you had not dried up your feet after coming our of the river ( Nile ) when you began asking your Prophet : Make you for us a god as they have gods of their own . "Verily you are a People behaving ignorantly" ( Quran , 7 : 138 ) (Nahjol _ Balagha / said 314)



نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها : رحلت حضرت رسول اکرم(ص)، مناظره، امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام،
سه شنبه 8 آبان 1397 :: نویسنده : مستور
منظور امام علی(ع) در این خطبه چیست؟

حکمت 273 در مقام بیان ضرورت توکل به خداست یعنی واگذار نمودن کار خویش به قادر علی الاطلاق و اطمینان به تدبیر او و در نتیجه با اطمینان کامل در پناه خدا زیستن است (و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره) هر کس کار خویش را به خدا واگذارد، خداوند مهمات او را کفایت کند که امر او در همه چیز نافذ است.

حضرت امیرالمؤمنین(ع) در جایی دیگر می فرماید تو را در توکل همین بس که روزی خویش را جز از خدا ندانی و فرمود: توکل به خدا آدمی را از هر کس و هر چیز بی نیاز می سازد پیغمبر(ص) از جبرئیل پرسید حقیقت توکل چیست؟

جبرئیل گفت:علم به این که مخلوق نه بتواند جز به خواست خدا سودی بخشد و نه زیانی رساند و تا خدا نخواهد نه چیزی به تو دهد و نه ترا از دادن چیزی منع تواند کرد و نومیدی عملی از مخلوق و چون بنده بدین مقام رسد، جز به خدا امید نبندد و خبر از خدا نترسد و از کسی جز خدا چشم داشتی نداشته باشد علی ای حال حضرت در این حکمت می خواهند بفرمایند که هر چه انسان تلاش کند به جز آن چه برای او در علم الهی مقدر شده دست نخواهد یافت و این که توانگری مایه سعادت و خوشبختی نبوده و چه بسا افراد منعمی که گرفتار عذاب شده و چه گرفتارانی که به وسیله آن گرفتاری آزمایش شده و آن گرفتاری مایه ساخته شدنش و سعادت او شود.

منبع: پایگاه حوزه



نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها : ابوتراب، توکل به خداوند، حکمت، انسان، سعادت،
سه شنبه 1 آبان 1397 :: نویسنده : مستور
ابرها و ریزش باران
باران، یکی از نعمت های بزرگ پروردگار است که به وسیله ابرها در بسیاری از نقاط زمین فرو می ریزد. در اثر همین برکات آسمانی است که رودها، چشمه ها، سدها ودریاها پر آب می شود و زندگی موجودات در زمین ادامه می یابد. در خطبه ای از امیرمؤمنان درباره چگونگی شکل گیری ابرها و ریزش باران می خوانیم: «خداوند، ابرهایی را آفرید تا قسمت های مرده زمین احیا شود و گیاهان رنگارنگ بروید. پس قطعات بزرگ و پراکنده ابرها را به هم پیوست تا سخت به حرکت درآمدند و با به هم خوردن ابرها، برق ها درخشیدن گرفت و از درخشندگی ابرهای سفیدِ کوه پیکر و متراکم چیزی کاسته نشد. بعد، ابرها را پی در پی فرستاد تا زمین را احاطه کردند و بادها، شیر باران را از ابرها دوشیدند و به شدت به زمین فرو ریختند. ابرها هم پایین آمده سینه بر زمین ساییدند و آن چه بر پشت داشتند، فرو ریختند و در این حال، در بخش های بی گیاه زمین، انواع گیاهان رویید و در دامن کوه ها سبزه ها پدید آمد».

زمین، کوه و دری
در خطبه ای از نهج البلاغه درباره عجایب آفرینش می خوانیم: «از نشانه های توانایی و عظمت خدا و شگفتی ظرافت های آفرینش او، آن است که از آب دریای موج زننده و امواج فراوان شکننده، خشکی آفرید و به طبقاتی تقسیم کرد. سپس طبقه ها را از هم گشود و هفت آسمان به وجود آورد که به فرمان او برقرار ماندند و در اندازه های معین استوار شدند. نیز زمین را آفرید که دریایی سبزرنگ و روان، آن را بر دوش می کشید. زمین در برابر فرمان خدا فروتن، در برابر شکوه پروردگاری تسلیم است. سپس صخره ها، تپه ها و کوه های بزرگ را آفرید، آن ها را در جایگاه خود ثابت نگاه داشت و در قرارگاهشان استقرار بخشید. پس کوه ها در هوا و ریشه های آن در آب رسوخ کرد. کوه ها از جاهای پست و هموار سر بیرون کشیده و کم کم ارتفاع یافتند و ریشه آن در دل زمین ریشه دوانید. قله ها هم سر به سوی آسمان برافراشت و نوک آن ها طولانی شد تا تکیه گاه زمین و میخ های نگهدارنده آن باشد. سپس زمین با حرکات شدیدی که داشت آرام گرفت تا ساکنان خود را نلرزاند و آن چه بر پشت زمین است سقوط نکند یا از جای خویش منتقل نگردد».

ادامه مطلب...


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها : آفرینش، شگفتی، رنگ، زمین، طاووس، امام علی (ع)، خدا،


( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی